قاعدهای در میان اصلاحطلبان وجود داشته و بر اساس آن قبلا شورایعالی سیاستگذاری اصلاحطلبان شکل گرفت و حالا به جبهه اصلاحات تبدیل شده است. این نهاد در ارتباط با بحث انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت و اگر قاعده اصلی این نهاد رعایت شود، با مشکل اجماع مواجه نخواهیم بود. کسانی که توانایی ریاست جمهوری را در خود میبینند و احساس میکنند در شرایط کنونی میتوانند در عرصه ظاهر شوند، خود را به جبهه اصلاحات معرفی کرده و منتظر تایید 10 حزب یا فرد میمانند. اگر 10 حزب یا فرد، تایید کردند توانایی ریاست جمهوری در داوطلب نامزدی در انتخابات وجود دارد، او برنامهها، سیاستها و روشهای خود را برای برونرفت از مشکلات کشور ارائه میکند. در صورتی که 50 درصد مجموعه توانمندی فرد را تایید کردند، او در نهاد اجماعساز منتخب خواهد شد. از میان تمام افرادی که در حال حاضر اعلام نامزدی کردهاند، ممکن است تعداد بسیا اندکی از این فیلتر عبور کنند. نهایتا این افراد باید بپذیرند در صورت تایید صلاحیت، بر اساس مکانیزمی که جبهه اصلاحات تعیین کرده است، هرکس رایآوری بیشتری دارد در رقابت انتخاباتی باقی مانده و سایرین به نفع او از رقابت کنار بروند. این روش بسیار عقلانی و دموکراتیک برای انتخاب فرد اصلح برای نمایندگی جریان اصلاحات است. کسانی از اصلاحطلبان که تایید صلاحیت میشوند، در نهایت بنا دارند، گرهی از کار کشور باز کنند و طبیعی است که باید به نفع شخصی که مردم بیش از سایرین او را میپذیرند، کنار بروند تا نامزد اصلی با پشتوانه بهتری در انتخابات ظاهر شود. اگر این فرد انتخاب نیز شد، باقی افراد و همان نامزدها باید به منتخب مردم کمک کنند تا اهداف خود در حل مسائل ملت را به دست بیاورد. اصلاحطلبانی که اعلام کردهاند، به انتخابات میآیند، این سازوکار را پذیرفتهاند. سازوکاری که بیان شد، معقول بوده و میتواند به اصلاحطلبان کمک کند تا انتخابی مناسب داشته باشند. اقبال مردم بحثی است که باید در گام بعدی نتیجه آن را دید. برنامهها و سیاستهای اصلاحطلبان باید به انگیزه بیشتر مردم برای مشارکت در انتخابات کمک کند اما این کافی نیست. اگر بپذیریم امنیت ملی، رشد و پیشرفت و مبانی قانونی اساسی کشور ما پیوندی ارگانیک و جوهری با حضور حداکثری مردم دارد، به حضور حداکثری مردم در انتخابات اهمیت میدهیم. هر دولتی که سر کار بیاید، در صورتی میتواند دست به اقدامات حداکثری بزند، که پشتوانه بزرگ مردمی داشته باشد. اصلاحطلبان با همه دلخوریها و رد صلاحیتهای پیش آمده به میدان انتخابات آمدهاند و به فضاسازی برای کسب اقبال عامه کمک میکنند اما مسئولیت اصلی این امر با حاکمیت، ما و دولت مستقر است. زمینه دلگرمی مردم در زمینه معیشت، اشتغال و امید به آینده در صورتی محقق میشود که دولت مستقر در راستای آن تلاش کند. تصمیمگیریهایی که در رابطه با رفع تحریم وجود دارد، تنها وابسته به اراده دولت نبوده و تمام حاکمیت باید برای آن تلاش کنند. جامعه باید احساس کند، زمانی که به صحنه میآید، نقش موثری دارد. اصلاحطلبان نیز بخش کوچکی از این اهتمام ملی هستند و مسئولیتی در کشور ندارند.