در انتخابات پیشرو رسانههای جدید دست بالا را دارند و جریانسازتر هستند، البته معنای حرفم این نیست که الزما نقش تعیینکننده دارند و اینطور هم نیست که رسانههای رسمی نتوانند مداخلهای انجام دهند. تشدید فیلترینگ فضای آنلاین قطعا میزان مشارکت را افزایش نمیدهد و ممکن است پایین هم بیاورد. چون میزان مشارکت بیش از تبیین رسانهای نیازمند تبیین سیاسی است. بخشی از شرکت نکردن مردم در انتخابات ناشی از نارضایتیها و سوالهای پاسخ داده نشده است. فیلترینگ، این نارضایتی را افزایش داده و مردم احساس میکنند با پرسشهای پاسخ داده نشده بیشتری روبهرو هستند و این امر نرخ مشارکت را قطعا کاهش خواهد داد. البته نمیتوان گفت برداشته شدن فیلترینگ الزاما میزان مشارکت را افزایش میدهد؛ چراکه این موضوع به نوع نقشآفرینی رسانههای داخلی و خارجی وابسته است. از این رو به نظر من بهتر است فیلترینگ کاهش یافته و رسانههای رسمی تلاش کنند در زمین کمتر کنترلشده نقشآفرینی کنند، در این صورت ممکن است بخشی از مردم قانع شوند و این اقناع میزان مشارکت مردم را هم افزایش دهد. همین الان هم کلابهاوس پدیده انتخابات ۱۴۰۰ است، نباید تصور کنیم پلتفرمهای مختلف الزاما باید تاثیر مستقیم بر کاربران مختلف بگذارند. بخش زیادی از اثرگذاری، تاثیر واسطهمند است. ما با یک سازواره از بازیگران مختلف مواجهیم که با هم تاثیر و تاثر دارند. نمیشود گفت چون تنها ۲ درصد مردم ایران در توییتر عضوند، تاثیر آن تنها بر دو درصد مردم است. توییتر بر بخش نخبه جامعه اثر گذاشته و باعث جریانسازی میشود و بعد به اینستاگرام و تلگرام سرازیر میشود. کلابهاوس هم همینطور است و مشابه توییتر نوع دیگری از جریانسازی در آن رخ میدهد. یعنی میتوان گفت مبدا جریانسازی در توییتر و کلابهاوس است و بعد تاثیر خود را در اینستاگرام و تلگرام و حتی رسانههای رسمی میگذارد و البته رسانههای رسمی میتوانند خودشان هم به موازات این مسیر شبکههای آنلاین اجتماعی، جریانساز باشند. اگر این پیچیدگی را در نظر نگیریم، ممکن است آدرس غلط به خودمان بدهیم. کلابهاوس نه قرار است جایگزین توییتر شود، نه تلگرام و خبرگزاری. اینها همه سر جای خودشان هستند و مهم این است که ما این فرآیند پیچیده تاثیرگذاری واسطهمند را به خوبی درک کنیم. فضای مجازی رسانهای کنونی مبهم، پرتنش و آب گلآلودی است که در آن با انبوهی از اخبار درست و نادرست مواجهیم. چیزی که در این شرایط بیشتر از برخوردهای قانونی و انتظامی و پلیس فتا جواب میدهد، رفتار حرفهای ماست، همه ما یعنی رسانهها، کنشگران، جریانهای سیاسی متخصصان و سایر بازیگران فضای یکی از عوارض انفعال رسانههای رسمی ظهور بعضی اینفلونسرها است که اساسا کارکردشان انتشار شایعه و اخبار دروغ است و با صفحات توییتری و بعضا نام مستعار درباره اخبار مناقشهبرانگیز، به راحتی میتوانند اطلاعات نادرست منتشر کنند. همه اینها در داخل ایران نیستند و حتی اگر هم بودند، با برخورد پلیسی امکان کنترل آنها نبود. مواجهه درستتر این است که رسانههای رسمی با انتشار حرفهای و غیرجانبدارانه اخبار بتوانند اعتماد مخاطبان را به خود جلب کنند و حسابهای توییتری، کانالهای تلگرامی و دیگران را هم به این سمت سوق دهند که مجبور شوند اخبار و اطلاعات واقعیتری منتشر کنند. اگر این اتفاق بیفتد، رسانههای رسمی میتوانند اثرگذارتر باشند. مخاطب را هم نباید فاقد قوه تشخیص در نظر گرفت؛ چون اگر در معرض ارائه حرفهای اطلاعات درست قرار بگیرد، میتواند با رویگردانی از اینفلونسرهای منتشرکننده اخبار غلط، آنها را تنبیه کند؛ کمااینکه این اتفاق بارها طی این سالها افتاده است. صفحاتی که رفتار غیرحرفهای دارند، به مرور زمان اعتماد مخاطبان را از دست میدهند. یعنی ما در فضای امروز رسانهها با سیالیت گروههای مرجع رسانهای مواجهیم و رسانهها اعم از رسمی و غیررسمی و اینفلونسرها هیچ حاشیه امنیتی ندارند. در این راستا به راحتی میتوانند اعتباری را که طی سالها به دست آوردهاند با یک خبر مناقشهبرانگیز از دست بدهند. در این رقابت رسانههای رسمی هرچه حرفهایتر رفتار کنند، میتوانند دست بالاتر هم داشته باشند.