صدور مجوز، اجرا و اهلیتی که به نام آن فرد یا شرکت مجوز صادر میشود هر کدام مباحث جداگانهای است. گاهی اوقات مسئولان فقط آمار صدور مجوز را افزایش میدهند، تعداد واحدهای خودروسازی ایران چندین برابر آلمان و فرانسه است، اما آیا به تعداد آنها ما خودرو تولید میکنیم؟ مجوزها و واحدهای تولید موتورسیکلت ما بیشتر از تعدادی است که در چین وجود دارد، اما آیا به تعداد چین موتورسیکلت تولید میکنیم؟ مسلما خیر، باید اهلیت را درنظر بگیریم، چه میخواهد مجوز بگیرد؟ گاهی اوقات مجوز را به کسانی میدهیم که به جز مجوزفروشی کار دیگری انجام نمیدهند. این موضوع در تمام بحثها یعنی از آنکه مجوز تاسیس کارخانه، کارگزاری، تأمین سرمایه، صادرات و واردات میگیرد؛ جاری است. اگر میخواهیم مجوز صادر کنیم باید اول اهلیت گیرنده مجوز را بسنجیم و ببینیم آیا مجوز صادر شده تبدیل به کارخانه، کارگزاری، واحد یا بنگاه صنعتی و تولیدی میشود؟ مجوز صادر شد و صادرات صورت گرفته ارز آن باز خواهد گشت؟ زمانیکه مجوز واردات صادر شد آیا بانک مرکزی اعلام نخواهد کرد که افراد ارز را از کشور خارج و کالایی وارد نکردهاند؟ باید ببینیم مجوز برای چه کسی صادر میشود. باید نظارت بر صدور مجوز به گونهای باشد تا کسانی که سالم کار میکنند از آنهایی که مجوزفروشی میکنند، جدا شوند. وقتی که جدا شدند باید در دادن مجوزها تسریع صورت بگیرد. حالا مجوز شد نباید وزارتخانهها، سازمانها و نهاد در احداث یا آغاز به کار کارشکنی کنند و همه به عهد خود وفادار باشد نه اینکه بعد از صدور مجوز منابع طبیعی یا محیط زیست یا سازمان دیگری جلوی کار را بگیرد؛ یا بانکها تسهیلات را بهموقع پرداخت نکنند. از طرفی با بررسی تعداد واحدهای نیمهتمام، امروز بهتر این است که به جای صدور مجوز جدید، واحدهای نیمهتمام به اتمام برسند و سرمایهگذاری که در آنها صورت گرفته، مورد بهرهبرداری قرار بگیرد. یکی از شاخصهای توسعه هر کشور حذف موانع تولید است؛ یعنی اگر در کشور گرجستان ظرف دو روز میتوان یک مجوز گرفت و در ایران بیش از 300روز طول میکشد مشخص است که آنها توسعهیافته هستند و ما باید موانع را برطرف کنیم. رشد بنگاههای صنعتی و تولیدی به انجام وظیفه تمام سازمانها و نهادها بستگی دارد، متاسفانه گرههای رشد تولید زیاد است و یکی در وزارتخانه، یکی در بانکها، یکی در گمرک و... دچار مشکل شدهاند، نگاه به مجوزی که صادر میشود باید کلی باشد یعنی هم منافع آن و هم مضرات آن برای کشور است و همه باید کمک کنیم تا یک واحد راه بیافتد و ایجاد اشتغال و ارزش افزوده کند و به کشور سود برساند. متاسفانه بعید میدانم در ایران و به این زودیها یک نهاد جامع شکل بگیرد و به موضوع تولید و رسیدگی کند، در سالهای گذشته دولتها پنجره واحد را ایجاد کردند ولی عملا موفق نبودیم چون کسی که در این پنجره قرار داشت تصمیمگیر نبود باید موضوع را در کمیته و سازمان دیگری مطرح میکرد و این زمانبر است و بعید است که به این راحتی اتفاق بیافتد. تا زمانیکه امضاهای طلایی و اثرگذار در این موضوع وجود دارد، امکان چنین اتفاقی وجود ندارد.