بستن
کد خبر: ۱۰۱۱۷۸۰

سمت و سوهای اتفاقات نطنز

سمت و سوهای اتفاقات نطنز
صلاح‌الدین هرسنی تحلیلگر مسائل بین‌الملل

بامداد روز یکشنبه 22 فروردین در بخشی از شبکه برق تاسیسات غنی‌سازی نطنز حادثه‌‌ای رخ داد. علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران از این حادثه به عنوان تروریسم هسته‌ای یاد کرد. حادثه اخیر ضمن واکنش مقامات ایرانی، واکنش روزنامه اسرائیلی جروزالم پست را نیز به دنبال داشته است. این روزنامه قویا تاکید کرد که اتفاقی که در تاسیسات نطنز رخ داده، حادثه نبوده و خسارات آن بسیار سنگین‌تر از آن است که مقام‌های ایران می‌گویند. به این ترتیب و با توجه به افق واکنش‌های مقامات ایرانی و گزارش روزنامه جروزالم پست، معلوم و مشخص می‌شود که اسرائیل در وقوع چنین حادثه‌ای نقش داشته است. منطق چنین گمانه‌ای علاوه بر واکنش‌های مقامات ایرانی و گزارش روزنامه جروزالم پست، به بخشی از اظهارات اخیر نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز مرتبط است. در این ارتباط، نتانیاهو در تازه‌ترین اظهارات خود درباره ایران گفته است که بزرگ‌ترین وظیفه دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی این کشور مقابله با ایران است. حال با توجه به نقش موثق تل‌آویو در ایجاد حادثه اخیر نطنز، پای این پرسش به میان می‌آید که تل آویو اساسا چه اهدافی را در ایجاد چنین حوادثی دنبال می‌کند؟ البته اقدامات خرابکارانه تل آویو فقط منحصر به حادثه اخیر نطنز نیست. تل آویو در تیرماه سال گذشته نیز طی اقدامی تاسیسات هسته‌ای نطنز را مورد انفجار قرار داد که ایران آن را خرابکاری خواند. افزون بر این، تل آویو بارها و به کرات مواضع و پایگاه‌های مربوط به جبهه مقاومت در جنوب سوریه را مورد حمله قرار داد و ضمن شهادت محسن فخری‌زاده در آذرماه سال گذشته، اخیرا نیز موجب خسارت به کشتی لجستیکی ساویز در دریای سرخ شد. تل‌آویو این‌گونه اقدامات ایذایی و تحرکات مخربانه را با دو هدف به انجام می‌رساند. هدف اول آنکه تل‌آویو درصدد است که با بزرگنمایی خطر هسته‌ای ایران مسیر بازگشت به برجام را از سوی بایدن را سخت کند. هدف دوم آن است که تل‌آویو خواسته است با این اقدام ایران را به بازی کردن در زمین تل‌آویو و متحدانش کشاند و در نهایت آنکه ایران را به واکنش و پاسخ متقابل وا دارد تا از این طریق خواسته باشد واکنش‌های تقابلی و پاسخ متناسب ایران را به رفتارهای ثبات زدا و نفوذ بدخیم در هندسه ژئوپولیتیک غرب آسیا تعبیر کند. به ویژه آنکه حادثه اخیر نطنز در کنار حادثه کشتی ساویز در دریای سرخ به این جهت در دستور کار قرار گرفته است که در روند مذاکرات و توافق اخیر وین وقفه و در نتیجه کارشکنی ایجاد کند. علت این کارشکنی نیز ریشه در مناسبات جدید دارد. در مناسبات جدید قرار نیست که وضعیت تل آویو همانند دوران ترامپ باشد. درست است که بخشی از لابی‌های بایدن را گروه‌های صهیونیستی تشکیل می‌دهند اما در این مناسبات جدید ما شاهد فاصله‌گیری نیم بند واشنگتن از تل آویو و محافل عربی هستیم. لذا و تحت این شرایط، تل‌آویو از نزدیکی بایدن به تهران و در بازگشت به برجام سخت عصبانی و هراس دارد و از شکل‌گیری یک توافق هسته‌ای نه تنها موافقتی ندارد بلکه از رهگذر ایجاد بحران‌های جدید، در صدد کارشکنی و مانع‌سازی است. حال اگرچه عمل مذبوحانه تل آویو نیازمند واکنش و پاسخ متناسبی باید از سوی ایران باشد اما در شرایط حاضر و با توجه به همزمانی حادثه نطنز با نشست های وین، تهران بهتر است که با اتخاذ صبر استراتژیک و خویشتنداری، چنین پاسخی را در زمان بهتر و بزنگاه مناسبی دیگری دهد. ضمن آنکه تهران باید در اقدام و پاسخ متناسب و انتقام سخت آنقدر حساب شده و دقیق عمل کند که حواشی گذشته برای او تکرار نشود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی