فرزندم، دلم از مادرت پر است. اینقدر پر که دیشب سرریز کرد و من در جا بالا آوردم. نمیدانم این سینمای خانگی چه جذابیتی دارد که مادرت فرزاد فرزین را به من ترجیح داده است؛ هر دوی ما شبیه هم هستیم، فقط فرزاد فرزین قدبلندتر و خوشتیپتر است. خب من از تو میپرسم، آیا این تفاوت جزئی دلیل قانعکنندهای است برای اینکه مادرت بههم بگوید: «مامانم داره صدام میکنه. من فعلا باید برم» و بعدش برود سراغ سریالهای سینمای خانگی؟! تو تقریبا 6 سال و 9 ماه فرصت داری تا خوب فکر کنی و به این سوال پاسخ بدهی؛ امیدوارم در پایان این مدت وقتی به دنیا آمدی، دست پر باشی و مثل مادرت که من را میپیچوند بههم نگی: «مامانم میخواد بههم شیر بده. من باید برم» و من را نپیچونی. حالا برویم سراغ این قسمت از لغتنامه که خیلی به دردت خواهد خورد:
منوچهر هادی: ایشان صاحب دیزیسرای هنر هفتم هستند. اگر بقیه کارگردانها وسط فیلم ساختنهایشان استراحت میکنند، این آقا وسط استراحت کردنش سریال میسازد. اگر میخواهی این آقا را بشناسی، وقتی مادربزرگت یک کاسه آبگوشت جلویت گذاشت، خوب به آن نگاه کن.
اشتراک ماهیانه: عزیزم، این چیز مصداق قرارداد ترکمانچای 2 و 3 است. شوهرخالهات از تو آتو داشته باشد برایت ارزانتر تمام میشود تا اینکه بخواهی پولت را خرج گرفتن اشتراک از این سایتهای فیلم و سریال کنی. اشتراک ماهیانه هم دقیقا مثل مهریه میماند؛ فقط میگویند «کی داده، کی گرفته»، اما به وقتش آنها از تو گرفتهاند. حالا مهم نیست که تو اصلا میدهی یا نمیدهی، آنها کار خودشان را میکنند.سینمای خانگی: دلبندم، آلیس در سرزمین عجایب را یادت میآید؟ اینجا همان سرزمین عجایب است، منتهی به جای آلیس، خانم ساره بیات در آن زندگی میکند. سینمای خانگی همانجایی است که یک عده که خارج از سریال زندگی رویایی دارند، رویای ما را در آن زندگی میکنند. سینمای خانگی نه شی است، نه آدم است، نه گل و گیاه و حیوان! تکلیفش با خودش مشخص نیست، ولی با این بلاتکلیفیاش لذت دوران نامزدی که در ضلمات سینما سپری میشد را از جوانان گرفته است.