ادامه از صفحه یک
و درجا با تست و آزمایش کرونا اگر گرفتار ویروس شده باشد او را قرنطینه میکنند. در ایران گاه خلاف آن عمل میشود. این خبر را در بین اخبار متنوع ایام عید شنیدیم که 15هزار نفر ناقل ویروس کرونا در ایام نوروز به سفر رفتهاند! اگر این خبر واقعیت داشته باشد، باید پرسید ستاد ملی مبارزه با کرونا در کجای قصه قرار گرفته است؟ وقتی شما این امکان را دارید که فرد ناقل ویروس را شناسایی کنید، چرا حداقل نسبت به قرنطینه کردن این فرد اقدام نمیکنید و اجازه میدهید فرد ناقل آزادانه با سفر در میان جمعیت سالم در اندک زمان باعث گسترش بیماری آنهم از نوع جهشیافته آن بشود؟ حقیقت همین یک خبر را باید راستیآزمایی کرد. شناسایی فرد ناقل در کجا صورت گرفته است؟ وقتی فردبیمار شناسایی شد، وظیفه مراجع پزشکی چیست؟ مقررات الزامآور ستاد ملی مبارزه با کرونا چه میگوید؟ مگر وقتی که با بیمار ناقل ویروسی روبهرو شدند، نباید برای جلوگیری از گسترش بیماری نسبت به قرنطینه کردن فرد بیمار اقدام کنند؟ چه کسی پاسخگوی رها شدن این تعداد بیمار کرونایی در سطح جامعه است؟ اکنون هم که به مدت 10 روز شهرهای قرمز را در قرنطینه کامل قرار دادیم آیا این روش میتواند
راهگشا باشد؟ وقتی بانکها فعال هستند، زمانی که ادارههای دولتی کماکان باز میباشند ولو با تعداد کمتری از پرسنل، اتفاقا باز بودن ادارات و حضور بخشی از پرسنل باعث تراکم ارباب رجوع میشود. کافی است سری به بانکها بزنیم و به ورقه نوبتدهی که از دستگاه مربوطه اخذ میشود و تعداد نفرات منتظر نوبت در آن ثبت میشود دقت کنیم. کافی است ورقه نوبتدهی روزهای قبل با روزهایی که مقررات قرنطینه اجرا میشود را با هم مقایسه کنیم. تراکم پشت دوایر دولتی یا باجه بانکها و طول زمان نوبتدهی قصه پرغصهای است که در گسترش ویروس کرونا در ایام قرنطینه بیشترین نقش را دارد. این نوع قرنطینه باعث فشار به اصناف و تولیدکنندگان میشود. کلیه صنوف به جز صنوفی که مجاز به فعالیت میباشند، تعطیل هستند اما تعهدات مالی آنان با بازبودن بانکها برقرار است. وقتی صنفی که تعطیل است و نمیتواند خرید و فروش کند، تعهدات او را چه کسی برعهده میگیرد؟ ثبت چکهای برگشتخورده در این روزها، نشانه عدم توفیق شیوه قرنطینهای است که با تاسف بدون توجه به شرایط حاکم بر صنف مورد نظر اعمال میشود. برای نمونه، کالاهایی که در زمان معین باید مورد استفاده واقع شود در
نوبت تولید قرار میگیرد. وقتی کارگاه تولیدی به علت قرنطینه تعطیل میشود، نوبتدهی تولید هم متوقف میگردد اما نیاز مصرفکننده که تابع شرایط قرنطینه نیست. برای نمونه در بخش کشاورزی زمان مصرف سم و کود خصوصا مبارزه با آفات معین است. به علت رکود حاکم در کارگاههای تولیدی عملا نحوه عرضه سم و کود دچار بحران شده است که این بحران میرود به یکی از بحرانهای غیرقابل کنترل تبدیل شود. بخش بیمارستانی خستهاند، تراکم بیماران که هر روز بر جمعیت آنان افزوده میشود، پرسنل بیمارستانها را خسته کرده است. کسانی که در جمع خانوادگی خود پرستار یا پزشک دارند، متوجه حقیقتی میشوند که نگارنده به آن اشاره کردم. پرسش کادر سلامت این است. نیاز نیست مسئول سلامت کشور باشید، کافی است اندک اطلاعی از چرخش ویروس کرونا داشته باشید. وقتی در ایام تعطیلات نوروز همه جادهها باز بود و سفرهای نوروزی برقرار. وقتی 15هزار کرونایی در رفت و آمد بین جادهها و شهرها بمب ویروس کرونا را با خود حمل میکردند، وقتی در هفتههای پایانی سال 99 کنترلی بر بازار بهاصطلاح شب عید نبود، پرسنل سلامت خبر از موج جدید ویروس بعد از تعطیلات نوروز میدادند اما گوش شنوایی
نبود. مسئول وضع موجود چه کسی جز ستاد ملی مبارزه با کروناست؟ قرنطینه نیمهبند امروز که تا 10 روز آینده حداقل ادامه پیدا خواهد کرد و فشار مضاعف آن بر گرده طبقات مختلف اجتماعی از کارگران فصلی و روزمرد تا اصناف مختلفی که امروزه به اجبار به تعطیلی کشیده شدهاند، ستاد کرونا میباشد. وظیفه حاکمیت این است که تامینکننده امنیت بهداشتی مردم در شرایط بحرانی باشد. این امنیت حاصل نمیشود مگر اینکه همانند دیگر کشورها نسبت به واکسیناسیون مردم اقدام کنیم. امروزه مطالبه اولیه و ابتدایی مردم تهیه واکسن و برنامهریزی برای واکسیناسیون عمومی است. اینکه گفته شود موج کرونا تا دیروز پلکانی و امروز آسانسوری و دیگری بگوید موشکی شده است، جز بیاعتنایی به واقعیت موجود و رفع مسئولیت از گسترش این ویروس منحوس که مبارزه با آن تنها و تنها با واکسیناسیون عمومی میباشد، نیست. از طرفی، آیا ستاد ملی مبارزه با کرونا اتاق فکر فعالی ندارد تا شیوه قرنطینهای را انتخاب کند که کارساز باشد. اینکه همه فشار را بر بخش خصوصی وارد کنیم و به زور فعالیتهای بخش خصوصی را تعطیل کنیم اما بخش دولتی فعال باشد، آیا درمان قطعی است؟ آیا این شیوه مدیریت بحران
است؟ فشاری که امروز بخش خصوصی تحمل میکند، فشاری نیست که بتواند در موج خیز حادثه بهراحتی آن را پشت سر بگذارد. ظرف یکسال و اندی گذشته همه ذخیره بخش خصوصی- آن قسمتی که اندک اندوختهای داشتند- مصرف شده است. آن بخش از جامعه که روزکار میباشند، یعنی درآمد همان روز را صرف زنده ماندن میکنند، وقتی با تعطیلی دیگر بخشها مجبور به خانهنشینی شدهاند، چه توقعی از این بخش داریم که وارد فاز خلاف و تخلف نشوند؟ کافی است از نیروی انتظامی که مسئول بخش امنیت در شهرهاست، آماری از سرقتهایی که جنبه زنده ماندن و یا بهتر بگویم «اکل میته» دارند را گرفته شود. سرقتهایی که ناشی از افراد بیکارماندهای است که به ناچار وارد فاز تخلف شدهاند. روی سخنم با ستاد ملی مبارزه با کروناست. آیا طرح و برنامهای برای کسانی که با تعطیلی کشور شرمنده رزق روزانه افراد تحت تکلف خود میباشند، دارید؟ آیا برنامهای برای جلوگیری از فشار غیرقابل تحملی که به گروه سلامت میشود، دارید؟ آیا برنامهای برای جلوگیری از ورود افراد ناقل بیماری جهشیافته کرونا به سطح جامعه دارید؟ و دهها سوال دیگر از این دست میتوان طرح کرد و با تاسف پاسخ همه آنها این است که
سررشته امور از دست ما در رفته است. این است مدیریت کرونایی ستاد ملی مبارزه با کرونا- به خدا پناه میبریم.