آرمان ملی- محمدهادی علیمردانی: مشارکت مردم در انتخابات به عوامل متعددی وابسته است، عملکرد دولت و گروههای سیاسی از جمله این عوامل خواهد بود. اختیارات دولتها نیز خلاف ادعاهای آنان، چندان مطابق با واقعیت نیست. شفافیت لازمه اداره کشور به دور از حواشی خواهد بود. در همین راستا «آرمان ملی» گفتوگویی با امیررضا واعظی آشتیانی فعال سیاسی اصولگرا، داشت که در ادامه میخوانید.
میزان مشارکت مردمی در انتخابات سال 98 کاهش یافت و این احتمال وجود دارد که این رویداد در انتخابات پیش رو نیز تکرار شود. آیا میتوان این موضوع را دارای نسبتی با کاهش اعتماد دانست؟
کسانی که خودشان این واقعه را رقم زدند، تلاش میکنند تا از این واقعه شانه خالی کرده و از پاسخگویی فرار کنند. اگر مشارکت مردم در انتخاباتی کاهش پیدا میکند، مسئولان باید علت موضوع را در عملکرد خود بیابند. آیا این شأن رئیس جمهور است که هرروز به جای مطرح کردن مشکلات مردم، به جهش کرونا توجه کند؟ آیا رئیس جمهور باید راجع به این مسائل صحبت کند؟ آیا متولی نداریم و تمام مشکلات کشور در کرونا خلاصه میشود؟ به عملکردها نگاه کنیم، چه عملکردی باعث این اتفاقات شده است؟ در انتخابات شورای دوم شهر تهران که در اسفند سال 81 انجام شد، عملکرد دولت آقای خاتمی و اصلاحطلبان باعث کاهش مشارکت شد. نکته مهمتر اینکه خود اصلاحطلبان تا دندان مسلح در انتخابات شورای دوم حضور پیدا کرده بودند و این نشان داد که مردم به عملکردها نگاه میکنند. دولت دوازدهم چه کاری انجام داده که منافع مردم به لحاظ سبد اقتصادی، رفاه و دغدغههای دیگر رفع شود؟ چرا موضوع را جدی نمیگیرید و نمیخواهید بپذیرید که عملکردها است که مردم را نگران میکند؟ بخش دوم نیز بگو مگوهای بیحاصل سیاسی است. گفتوگوهای همراه با تهمت، انگزدن، دعواهای سیاسی بدون نفع و عدم پاسخگویی
به مطالبات مردم موضوع دوم قضایا است. گروههای سیاسی باید با ادبیات همراه با آرامش و امید صحبت کنند. میبینیم مباحثی مطرح میشود که مردم را نسبت به آینده نگران و ناراحت میکند. مردم نمیتوانند در این فضا آینده خوبی را برای خود متصور شوند. میگویم عملکرد دولت در زمینههای مختلف مردم را ناامید کرده است و خودشان نیز میدانند. جالب اینجاست که میبینیم نه تنها دولت آقای روحانی، بلکه همه دولتهای گذشته، در یک سال آخر به جرزنی میافتند. سال آخر میگویند اختیارات کم است و اجازه ندادند کار کنیم. چرا همه شما شکل هم هستید؟ چرا 7 سال قبل این موضوع را نمیگفتید؟ آقای روحانی که میگفت، من حقوقدانم و سرهنگ نیستم و صد روزه مشکلات را حل میکنم، امیدواری برای مردم ایجاد نکرد؟ چه الزامی دارد که نامزدهای دیگر بیایند، چنین سخنانی را مطرح کنند و باز همین راه دولت یازده و دوازده را ادامه ندهند. من این موضوع را جدا از گروهبندیهای سیاسی عرض میکنم. به عنوان عضوی از جامعه مطالبه میکنم: دست از بگو مگوهای بیحاصل سیاسی، که انباشت تهمت هستند، بردارید. حرفهای پرمحتوایی را مطرح کنید که امید در آن وجود دارد و آینده جمهوری اسلامی را
بهتر ترسیم میکند. کتمان نمیکنیم که کشور در سالهای گذشته پیشرفت کرده است. بعد از دوران دفاع مقدس تا امروز کشور در زمینههای مختلف پیشرفت داشته و بیانصافی است که خدمات و همه این اتفاقات مثبت را نادیده بگیریم. در عین حال نکته مهم آن است که مردم به سبد اقتصادی خود نگاه میکنند. مردم رفاهیات و آرامش خود را میطلبند، کدام مسئول سیاسی را دیدهایم که بخواهد فضایی با آرامش را رقم بزند. موضوعی به وجود میآید و همه تلاش میکنند، سخنان خود را به بدترین شیوههای ژورنالیستی پاسخ دهند. از قلم به دستان گرفته تا صاحبنظران عرصههای مختلف، به گونهای صحبت میکنند و مسئولان در نقطه مقابل به گونهای پاسخ میدهند که هیچ خروجی جز نگاه منفعلانه مردم به وجود نمیآید. لذا امیدواریم در همین مدت کوتاه باقیمانده، مسئولان امر بیش از پیش نسبت به مشکلات توجه داشته باشند. لابهلای مطالبات موجود، دولت کارهای مثبتی نیز انجام داده است. مسئولان دولتی برای مردم تشریح کنند که چه کارهایی را انجام دادهاند و چه اقدامات زیربنایی انجام شده است؟ صداوسیما در حال حاضر بخشی از این اقدامات را پخش کرده است اما کارهای زیربنایی باید تاثیر مثبتی بر
اقتصاد کشور داشته باشد.
با این اوصاف نقش عملکرد دولت در حضور مردم پای صندوقهای رای را از اعتماد عمومی پررنگتر میبینید. تلقی درستی داشتهام؟
دقیقا! مردم نگاه میکنند که دولت در ارتباط با سادهترین موضوع مانند گوشت، مرغ، گوجهفرنگی و خیار از مدیریت عاجز است. چه اتفاقی در حال رخ دادن است که میگویند، وضع مرغ تا چند وقت دیگر خوب میشود؟ چرا تا به حال از این اتفاقات جلوگیری نکردید که امروز به فکر بهبود وضعیت آن باشید؟ مسئولان یاد گرفتهاند، اشتباهاتی انجام دهند و سپس فکر کنند که چگونه آن اشتباهات را جبران کنند. سوء مدیریتهای خود را بهگونهای بازنمایی میکنند که گویا همه گناهها تقصیر تحریم است و به قول آقای روحانی هرچه نفرین دارید به واشنگتن بکنید. اینها نان و آب نمیشود. موضوع دیگری که مجدد عرض میکنم، دعواهای بینتیجه سیاسی است. این دو موضوع میتواند تاثیر منفی داشته باشد.
با این وجود به مسأله اختیارات ریاست جمهوری نیز اشاره کردید. آیا مشکلاتی که روسای جمهور پیوسته از آن گلایه داشتهاند، صحت ندارد؟
میخواهم سوال کنم، کسی که آمده و رئیس جمهور شده، مخصوصا کسی که در این 40 سال در جایگاههای این کشور بوده است، قانون اساسی را مطالعه نکرده است؟ وظایف قوای دیگر را مطالعه نکرده؟ وظایف دیگر سازمانها را مورد مطالعه قرار نداده است؟ از زمان آقای خاتمی گرفته تا زمان آقای احمدینژاد و حالا دولت آقای روحانی، همه در سال آخر دوره دوم ریاست جمهوری خود این حرف را میزنند. چرا در 4 سال اول به این نکته نمیرسید؟ شما که این همه اختیار دارید! بودجه دست شما است. حتی بودجه سازمانهای زیر نظر رهبری نظام نیز به دست دولت است. چگونه میگویید اختیار ندارید؟ صداوسیما سریالی را پخش میکند و به سادگی گلوگاه مالی او را میگیرید. آیا اختیاری بالاتر از اینکه بودجه نظام دست دولت است؟ بودجهها از قوهقضائیه تا مجلس همه به دست دولت است. نیروهای مسلح در عرصههای مختلف خدمت میکند، آنها کار خود را انجام میدهند و شما نیز وظیفه خود را انجام دهید. انتخاب نادرست نیروها و گزینش افراد نامناسب که سوءمدیریت دارند و گاها عوامل نفوذ هستند، باید بررسی شود.
پس در نهایت با ساخت سریالهای گاندو 1 و 2 موافق هستید؟
تهیهکننده، نویسنده و عوامل دیگر گاندو میگویند ما این سناریو را بر اساس واقعیت نوشتهایم و وزیر خارجه میگوید که این موضوع دروغ است. آقای وزیر امور خارجه، یکبار شده است که شفاف برای مردم بگویید به چه علت میگویید این سخنان دروغ است؟ متولیان گاندو نیز بگویند به این دلایل حقیقت را گفتهایم. آیا جاسوسهایی که گرفتهاند، دروغ بوده است؟ آیا افرادی که مبادله شدهاند، دروغ بوده است؟ آیا تمام این سخنان دروغ بوده است؟ اینجاست که دو شاخصه مهم که جزو مطالبات مردم است، زیر سوال میرود. اولین شاخص پاسخگویی مسئولان و دومی شفافسازی است. آیا این اتفاقات رخ داده است؟ اینکه به سادگی بگوییم دروغ است، کافی نیست. با چه ادلهای میگوییم این سخنان دروغ است؟ نمیخواهم از گاندو و امثال گاندو دفاع کنم ولی اگر همه چیز را در مقاطع خود به صورت شفاف مطرح میکردیم، کار به اینجا نمیرسید. دلیل اینکه موضوعات پشت صحنه به یکباره افشا میشود، آن است که مسئولان ما در زمان و مکان مناسب پاسخگو نیستند. به همین دلیل این اتفاقات نیز رخ میدهد.
بــه مــحور بحث بازگردیم. شما فکر میکنید که چه میزان مشارکتی میتواند در انتخابات 1400 مورد انتظار ما قرار گیرد؟ مسئولان در ماههای باقیمانده چه کارهایی را میتوانند انجام دهند؟
مشارکت ما در تمام انتخاباتها از سطح استاندارد دنیا بالاتر بوده است. استاندارد مشارکت در دنیا بیش از 25 الی 30 درصد نیست. ما امیدواریم که در این دوره شاهد شرایط بهتری باشیم. اگر از همین حالا نیز دولت تصویر روشنی از آینده به مردم ارائه دهد، خود را به تحریم گره نزند، برخی از مسئولان غربگرا اصلاحی در روش و نگاه سیاسی خود داشته باشند و از حیث اقتصادی به داشتههای داخلی اعتماد کنند، حتی در این سه ماه باقیمانده نیز شاهد تاثیرات مثبتی خواهیم بود. گفتمانهای بیمحتوا، زشت و همراه با پلشتی کنترل شود و فضا به سمت امید و باورهای آیندهنگرانه حرکت کند. در این صورت میتوانیم انتخابات خوبی را داشته باشیم. چه از جناح انقلابی رئیس جمهوری انتخاب شود و چه از جناح اصلاحطلب، مهمتر از همه محقق شدن حضور حداکثری مردم است.
بــا این حـــــال در سالهای گذشته از دو جناح سیاسی شناخته شده رئیس جمهور داشتهایم. آیا تکرار انتخابهای امتحان شده برای ما راهگشا خواهد بود؟
اینکه دولت آقای احمدینژاد اصولگرا دانسته شود، یکی از اشتباهات است. البته اشتباه نیست، بلکه میخواهند دولت ایشان را به زور به عنوان دولتی اصولگرا جا بزنند. آقای احمدینژاد از دیوار اصولگرایی بالا رفت. احمدینژاد در سال اول گفت، من اصولگرا نبوده و مستقل هستم اما باور من این است که ایشان از دیوار اصولگرایی بالا رفت و کسانی که به او رای دادند، افرادی بودند که حوزه اصولگرایی را قبول داشتند. اصلاحطلبان برای اینکه از قافله عقب نمانند، مرتبا میگویند احمدینژاد اصولگرا بود تا از زیر بار عملکرد خود دوره آقایان خاتمی و روحانی فرار کنند.
با این حال برخی احزاب اصولگرا از آقای احمدینژاد حمایت کردند. این شائبه در خصوص حزب موتلفه نیز وجود دارد.
خیر! در سال 84 حزب موتلفه با دیگر گروههایی که متشکل از جبهه پیروان خط امام و رهبری بود، در مرحله اول از آقای لاریجانی حمایت کردند. در مرحله دوم حزب موتلفه برای اعضا و شورای مرکزی خود این شرایط را قائل شد که هرکس به نامزد مورد پسند خود رای بدهد. اگر میخواهند به آقای هاشمی رای دهند یا تبلیغ کنند. آقای احمدینژاد نیز ذیل همین قاعده بود و موتلفه از او حمایت نکرد و این فضا را برای اعضای خود باز گذاشت.
پس فکر میکنید اگر یک رئیس جمهور اصولگرا در دولت بعد روی کار بیاید، میتوانیم شاهد بهبود وضعیت کشور و مردم باشیم؟
امیدواریم که اگر بناست رئیس جمهوری انقلابی انتخاب شود، گذشته از شعارها، برنامهای مبتنی بر چشمانداز 20 ساله کشور داشته باشد و برنامههای 5 ساله تبیین شده را در نظر بگیرد. نیاید تا چرخ را از ابتدا اختراع کند. همچنین از مدیران توانمند دارای کارایی لازم استفاده کند، شایسته سالاری را حاکم کند و در عرصههای مختلف مراقب افراد نفوذی باشد. مقام معظم رهبری بارها و بارها درباره نفوذ مطالبی را مطرح فرمودند. این نفوذ تنها به دولت نیز انجام نمیشود و در بخشهای دیگر نیز وجود دارد. هرجا نیروی ضعیف قرار دهیم، نفوذ از همان جا انجام میگیرد. جایی که مدیری قوی، کارآمد، انقلابی و شجاع وجود دارد، هرگز نفوذ انجام نمیشود. نفوذ در جایگاههایی که مدیرانی ضعیف و به عقیده من لمپن منصوب میشوند، انجام میگیرد. دولت بعد باید مراقب این مشکلات باشد و شجاع و با برنامه حرکت کند. همچنین رئیس جمهور بعدی مر قانون را سرلوحه خود قرار دهد و مهمتر از همه، دو شاخصه پاسخگویی و شفافسازی را در دستور کار داشته باشد.
سخنانی نیز درباره رئیس جمهوری نظامی به میان آمده است. اسامی به عنوان نامزد احتمالی انتخابات مطرح شدهاند که در کـــارنامه خود سابقه نظامی دارند. حضور این افراد در عرصه سیاسی مغایرتی بــا آرمانهای ابتدایی انقلاب دارد؟ آیا رئیسجمهور شدن یک نظامی میتواند آسیبزا باشد؟
در هیچ جای قانون ننوشتهایم که شخص نظامی نمیتواند نامزد انتخابات شود. در مجلس یازدهم تعداد قابل توجهی از نمایندگان نظامی هستند. اگر به فرمایش حضرت امام(ره) نیز توجه داشته باشیم، ایشان فرمودند، نظامیان از حضور در کارهایی که به سمت احزاب و گروههای سیاسی میرود، پرهیز کنند اما این دلیل نمیشود که نظامی نتواند نامزد انتخابات شود. در اوایل انقلاب فردی به نام مدنی که فرمانده نیروی دریایی بود، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شده و رای نیز نیاورد. بعدا نیز این فرد خائن شناخته شده و اعدام شد. لذا حضور نظامیان در انتخابات مانعی ندارد اما برخی گروههای سیاسی این موضوع را دستاویز کردهاند که نظامیان میخواهند در انتخابات نامزد شوند. مهم این است که مردم رای دهند. تعجب میکنم که عدهای از حالا برای مردم تعیین تکلیف میکنند که آیا رای بدهند یا در انتخابات مشارکت نکنند. این موضوع به هیچکس ارتباط نداشته و وابسته به انتخاب مردم است. مردم اگر صلاح ببینند به نظامی، لباس شخصی یا روحانی رای خواهند داد.