بستن
کد خبر: ۱۰۱۰۸۷۴

انتقاد سازنده از آن ما

انتقاد سازنده از آن ما
بهار اصلانی
دکتر جان شب اول عید نوروز با خودم گفتم لابد دیگر در سال جدید عادت کابوس دیدن از سرم پریده و مشاهیر هم حتما مثل مردم عادی امسال دید و بازدید را تعطیل می‌کنند. اما تا پلک روی هم گذاشتم دیدم وسط رویای میهمانی هستم! اتفاقا مریلین‌مونرو هم تولدش بود. بادکنک هلیومی هوا می‌کرد و تصنعی از ته دل می‌خندید تا ته حلقش را هم در عکس‌ها لحاظ کرده باشد. چند دقیقه یکبار هم جیغ می‌زد: «تولدم مبارک!» شاملو صبرش سرآمد و گفت: «ای بابا! هرچه دندان خشم بر جگر خسته می‌بندیم و رد می‌شیم، انگار نه انگار! خانم بسه دیگه چقدر شلوغ می‌کنی! شما چه خدمات ارزنده‌ای به نوع بشر ارائه کردی که این‌قدر از تولد خودت خوشحالی؟! مثل رازی چیز خاصی کشف کردی؟! به خودت بیا زن!» رازی بطری آب‌پرتقالش را بالا گرفت و رو به شاملو گفت: «مخلصم احمدآقا. یه باکس از کشفیات جدیدم برای شما و آیدا خانم گذاشتم کنار داری می‌ری بگو مامی بذاره توی ماشینت.»
مونرو که خلقش تنگ شده بود به شاملو گفت: «یک نفر هم که حالش خوبه بزنین توی برجکش. آخه مگه افسردگی افتخار و ارزشه؟! من هم آخرش از افسردگی می‌میرم اما فعلا تا می‌تونم می‌خوام شاد به نظر بیام. تامام!»
پیِر‌لوتی گفت: «فرمایش احمدآقا در مورد شادی نبودها! گفتن ضایع است خودت تولدت رو به خودت تبریک می‌گی عقده‌ای. وایسا ما بگیم.» رازی گفت: «چاکر همه لوتی‌های جهان.» مونرو پاسخ داد: «اون‌قدر همه رو تخریب می‌کنین و با حرف‌هاتون نفرت‌پراکنی می‌کنین که آدم‌ها دارن از دستتون دق می‌کنن. الان خوب شد جون اون خانم مجری رو به لبش رسوندین که چرا اینجا توی مهمونی لباس غواصی می‌پوشید و بیرون یقه اسکی؟!»
مسعودفراستی گفت: «چی می‌گی؟ اگه اینجوریه که اساسن پدیده نقد رو باطل اعلام کنین و هرکی تزویر کرد کسی نقد نکنه چون به طرف برمی‌خوره و النگوهاش می‌شکنه! بعدش هم نون منتقدین رو آجر کنین که اون‌ها بیفتن به افسردگی و خودکشی.»
خیام درحالیکه به کشفیات جدید رازی چشم دوخته بود رو به فراستی و مونرو گفت: «مِی نوش به خرّمی که این چرخ کهن، ناگاه تو را چو خاک گرداند پست.»
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی