چین به دنبال تحرک دیپلماتیک برای ایجاد بالانس به منظور تقابل با واشنگتن است. در همین رابطه قطعا پارامتر مهمی مانند سند همکاریهای راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین میتواند یک تکه این پازل رقابتی را شکل دهد که در جهت بسط و توسعه نفوذ چین در برابر آمریکا میتواند کمک شایانی به پکن بکند. باز هم تاکید میکنم نوع تقابل پکن و واشنگتن ساختاری است. یعنی تقابل دو طرف راهبردیتر از تغییر دولت در آمریکاست. چون هر رئیس جمهوری هم در کاخ سفید حضور یابد به دنبال تقابل با چین خواهد بود. پس مسأله به دوره بایدن محدود نمیشود، اما در این رابطه باید عنوان داشت که یا تقابل کنونی چین و آمریکا در نهایت به دام توسیدید خواهد افتاد که به یک برخورد نظامی بین پکن و واشنگتن منجر خواهد شد یا چین و ایالات متحده آمریکا وارد سناریوی دام چرچیل خواهند شد که به وقوع جنگ سرد ختم میشود و یا اینکه از دل این تقابل یک سیستم کنسرت یا گروه دو شکل خواهد گرفت که ذیل آن ایالات متحده و چین به صورت اداره امور جهان را در حوزه امنیت به دست خواهند گرفت. پس این سه مسیر مسیرهای اجتنابناپذیر در تقابل نهایی چین و ایالات متحده آمریکاست و ارتباطی هم به تغییر
دولتها و روی کار آمدن جو بایدن ندارد. البته این نگاه یک پایه و تحلیل تاریخی دارد. چون در گذشته هم تقابل ابرقدرتها نهایتا به یکی از همین سه مسیر ختم شده است. یقینا نوع مناسبات چین و ایران به شدت متاثر از تشدید و یا تعدیل تنشها بین واشنگتن و پکن است. یعنی هر سناریویی که برای تقابل نهایی چین و ایالات متحده آمریکا روی دهد، موجب خواهد شد که یکی از این دو طرف برای افزایش قدرت و نفوذ خود به دنبال تقویت روابط با متحدان و بازیگران همسو باشد؛ به ویژه بازیگرانی در بافت موقعیتی حساسی مانند خاورمیانه که نقش بسیار جدی و اثرگذاری را بر عهده دارند. به هر حال تقویت مناسبات با این قبیل از بازیگران به افزایش وزن هر کدام از دو طرف چین و ایالات متحده آمریکا برای تقابل و مغلوب کردن طرف مقابل کمک شایانی خواهد کرد. لذا چین بر روی نقش و جایگاه تهران و بسیاری دیگر از کشورها نظیر ایران حساب جدی باز کرده است و متعاقبش سرمایهگذاری سنگینی هم روی این کشورها خواهد داشت تا در تقابل با آمریکا برگ برنده خود را داشته باشد. اما با این حال اگر چین بخواهد خطی فکر کند این نگرانی را خواهد داشت که ممکن است آمریکا با علم به این موضوع
تلاشهایی برای توسعه مناسبات با ایران را در دستور کار قرار دهد، به خصوص با روی کار آمدن جو بایدن این گمانهها از نگاه پکن تقویت شده است. به هرحال توسعه مناسبات تهران و واشنگتن آزادی عمل ایران را در توسعه مناسباتش با چین را تقویت خواهد کرد، چراکه در حال حاضر تهران نوعی محدودیت رفتاری در رابطه با توسعه مناسبات با چین دارد. چون انتخاب رفتار مناسب از سوی ایران در تعیین نوع، میزان و کیفیت روابط با پکن به دلیل چالشها و بحرانهای تحریمی و دیگر فشارها بسیار محدود است. متاسفانه تهران برای گریز از فشار تحریمی نیاز جدی و مبرمی به تداوم روابط با چین در حوزه تجاری دارد. لذا سایه سنگین این نیاز سبب شده تا ایران برگ برنده چندانی برای تعریف روابط مدنظرش با چین را نداشته باشد. در چنین فضایی چین هم با اشراف به محدودیتهای ایران سعی خواهد کرد که نهایت استفاده را از این موقعیت برای کسب منافع حداکثری داشته باشد. از این رو به دنبال توسعه مناسبات خود با ایران است تا به همان میزان نیاز و وابستگیهای تهران را به احیای برجام، تعدیل تنش با واشنگتن و از سرگیری روابط با ایالات متحده آمریکا را کاهش دهد. پیرو این نکته چین، هم خواهان
پیگیری هرچه بیشتر موافقتنامه همکاریهای استراتژیک ۱۳۹۴ با ایران است و هم در سطحی عمیقتر به دنبال تصویب نهایی و اجرایی شدن سند جامع همکاریهای راهبردی ۲۵ ساله با تهران است تا وابستگی ایران به چین در همه حوزهها افزایش پیدا کند و به همان میزان نیاز ایران به احیای برجام و تعدیل تنش با آمریکا کم رنگتر شود. سفر وزیر امور خارجه چین به تهران صرفاً به دلیل پیگیری سند همکاریهای راهبردی ۲۵ ساله با ایران نیست، بلکه تلاشی در جهت تقویت مناسبات با بازیگران مهم جهانی در تقابل با آمریکاست و این سند هم میتواند تکه مهمی از این پازل رقابتی پکن - واشنگتن باشد.