ادامه از صفحه 2/ از طرفی بسیاری معتقدند که تعهدنامه 25 ساله با چین یک نیاز برای مسئولان کشور با توجه به بدعهدیهای کشورهای اروپایی و غربی در مسائلی مانند برجام و... به شمار بیاید بهخصوص حالا که حتی با حضور بایدن نیز سرنوشت توافق هستهای مشخص نیست و چه بسا ناامیدی از بهبود اوضاع باعث شده تا امروز تا این اندازه به این موضوع اصرار بورزند. اما پرسش دیگر این است که چین خود چقدر قابل اعتماد است؟ شاید نگاهی به برخی مسائل ما را در پاسخ به این سوال کمی دچار تردید میکند. چرا که هنوز یادمان نرفته شرکت نفت چین CNPC که گفته میشد بعد از خروج توتال فرانسه به دلیل تحریمهای عصر ترامپ برنامهریزی کاملی را برای به دست گرفتن پروژههای این شرکت داشت و قرار بود جایگزین آن شود هم خود از این پروژه خارج شد. شرکت ملی نفت چین، حدود ۱۰ سال قبلتر نیز از نقشآفرینی در قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارسجنوبی بازماند و در میدان نفتی آزادگان هم به علت کارنامه غیرقابل قبولی که از خود به جا گذاشت، در سال ۹۳ از سمت وزارت نفت ایران اخراج شد. واردات نفت چین از ایران نیز در این سالها بعد از تحریمهای آمریکا به شدت کاهش یافته است به این معنا که چین به تحریمهای یکجانبه ترامپ علیه ایران پایبند بوده و خود را به خطر نینداخته است. با توجه به اینکه چین و آمریکا هم اکنون چه بخواهیم چه نه نیز قراردادهای بزرگی با یکدیگر دارند. بدعهدی چینیها درپیمان اقتصادی شانگهای را نیز نباید ندیده بگیریم اینکه چین با وجود درخواستهای مکرر ایران ما را جزو اعضای دائم آن نکرده است. اینها نمونههایی از مواردی است که نشان میدهد نباید تمام تخم مرغها را در سبد این کشور هم گذاشت و با احتیاط نسبت به وعدههای این توافق پیش رفت. در هر صورت مقامات از این اطمینان دادند که قرار نیست اتفاق بدی برای کشور با این رویداد رخ دهد و برعکس حوادث بزرگی به سود کشور در راه است. اما آنچه بیش از هر چیز دیگری دراین شرایط نیاز است، موضوع شفافیت است.