من هیچ زمینهای از وام و نحوه گرفتنش نداشتم. حاضرم قسم بخورم. فکر میکردم همینطور میروی بانک و میگویی وام میخوام. آنها هم میگویند بیا. و وام را میگیری و تمام میشود. این شد که زمستان سال گذشته به یکی از بانکها رفته و گفتم وام میخوام. کارمند بانک با مهربانی نگاهی به من انداخت و از سر عطوفت گفت: آخه بیشعور الان میان برا وام؟ نمیدونی الان آخر ساله و واما تموم شده؟ گفتم ببخشید من اطلاع نداشتم تموم شده. مگه اول سال و آخر سال داره؟ ایشان باز با مهربانی پاسخ داد: پ نداره؟ ها؟ جواب بده... . با توام چرا لال شدی؟ بعد با یک دستش دو طرف صورتم را فشار داد جوری که لبهایم غنچه زد بیرون. گفت: خودتو به موش مردگی زدی آره؟ منو کممحل میکنی؟ مگه وام نمیخوای؟ بیا... بیا تا بت وام بدم. بعد با احترام به پشت باجه هدایتم کردند و با چهل و هشت روش سامورایی و در هشت جهت جغرافیایی بههم ثابت کرد وام نیست. و گفت بگو غلط کردم. بگو تکرار نمیشه.
حالا هر کس نداند خیال میکند قرار است، وام با بهره یک درصد بدهند. البته این را نگفتم که اگر میگفتم احتمالا الان زنده نبودم. خلاصه به هر ترتیبی بود از آنجا خلاص شدم. سه ماه بعد از تعطیلات عید بود که دوباره با ترس و لرز به بانک مراجعه کرده و با صدای لرزان گفتم الان اول ساله. وام میدید؟ این بار آن کارمند نبود و گویا انتقالش داده بودند به جایی دیگر. یک خانمی آنجا بود که برخلاف آن آقا، خیلی آرام و با طمانینه صحبت میکرد. گفت: سلام. خسته نباشید. بله وام میدیم ولی معلوم نیست کی بدیم. جسارتا شما این برگهرو پر کنید تا بعد راهنماییتون کنم. و برگه را پرت کرد توی صورتم. برگه را پر کرده و بهش دادم. ایشان خیلی خوشحال شدند و تشکر کرده و بعد برگه را مچاله کرد، انداخت سطل آشغال! گفت مرسی. فعلا که اول ساله و خبری نیست. حالا شما مدام سر بزن!
الان یک سالونیم است که دارم سر میزنم و متوجه شدم سیستم بانکداری اینطور است که یا اول سال است (که هنوز وامی نیامده) یا آخر سال است (که وام تمام شده)! علیالحساب شما ایام عید را در خانه بمانید و از خودتان مراقبت کنید تا ببینیم چه پیش میآید!