بستن
کد خبر: ۱۰۱۰۵۸۵

سالی که گذشت

سالی که گذشت
صادق زیباکلام استاد دانشگاه

سالــی که گذشـت را بدون اغراق می‌توان سال تداوم بی‌اعتباری‌ها دانست. اینکه آیا واقعا دولت مستحق این نگرش نزد افکار عمومی است یا نه، قابل بحث است. شاید واقعا دولت روحانی مستحق تا این حد نباشد. به‌خصوص کاهش ‌اعتباری در سال 99، اما صرف‌نظر از اینکه آیا دولت دوازدهم و شخص رئیس‌جمهور مستحق این امر است یا خیر، واقعیت آن است که مقصر اصلی قرار گرفتن در این جایگاه، را خود آقای روحانی باید پاسخ دهد. البته صداوسیما، روزنامه‌های وابسته به اصولگرایان تندرو و مجلس یازدهم نیز تا آنجا که می‌توانستند، به این مساله کمک کرده‌اند. آقای روحانی می‌توانست با مردم صحبت کرده و شانیتی بیشتری برای مردم و خصوصا 24 میلیون نفری که به او رای دادند، قائل شود و به آن‌ها مشکلات، دشواری‌ها و فشارهایی را که دولت با آن روبه‌رو است در میان بگذارد اما به دلایلی که کمتر مورد بحث قرار گرفته و خود آقای روحانی نیز خیلی کمتر حاضر به صحبت درباره آن‌ها شده است، رئیس‌جمهور سکوت کرد؛ همان سکوتی که بعد از انتخابات اردیبهشت 96 اختیار کرده است. در نتیجه آنچه آقای روحانی می‌گفت، نوعی گفتاردرمانی بود. آنقدر تصنعی بود که حتی اطرافیان خود او نیز آن را باور نمی‌کردند، چه برسد به مردم. برای مثال این گفته که در سال آینده، دیگر مشکل کرونا را نخواهیم داشت و اقتصاد ما مجددا روی پای خود می‌ایستد، به یک طنز شباهت داشت. به‌واسطه آنکه اقتصاد ایران، حتی قبل از کرونا نیز حال خوسی نداشت و کرونا این افول را سرعت بخشید. حتی اگر فرض بگیریم که از ابتدای سال آینده، 85 میلیون جمعیت ایران به‌سرعت واکسینه شوند و همانند دیگر کشورها در ابتدا کادر درمانی سپس کارمندان دولت و وابستگان آنها، سپس اقشار مسن‌تر جامعه و بعد افرادی که بیمار و آسیب‌پذیر هستند، یعنی همان برنامه‌ای که کشورهای دیگر نیز اجرا کرده‌اند، در ایران به اجرا دربیاید و به میلیون‌ها نفر در چند ماه آینده واکسن تزریق شود، این چه ارتباطی با اقتصاد ایران پیدا می‌کند؟ بنابراین چرا باید انتظار داشت که اقتصاد ایران دچار جهش شود؟ با توجه به اینکه اساسا به واسطه دلایل اقتصادی ما حتی در اوج کرونا هم، هیچ وقت قرنطینه‌ای را که کشورهای دیگر انجام داده‌اند، انجام نداده‌ایم اما آقای روحانی به‌راحتی می‌گویند، واکسن تهیه خواهد شد، به مردم تزریق می‌شود و همه چیز خوب خواهد بود. آقای روحانی به گونه‌ای درباره اقتصاد و خراب نبودن آن صحبت می‌کند که انسان تصور می‌کند، دو جامعه وجود دارد؛ یکی که در عالم واقعیت است و دومی که در ذهن آقای روحانی و همکاران ایشان است. اینها باعث شد که نگاه انتقادی مردم، خصوصا رای‌دهندگان به ایشان، اقشار و لایه‌های تحصیلکرده بیشتر شود. درحالی‌که آقای روحانی می‌توانست، دستکم بخشی از مشکلات را با مردم در میان بگذارد. آقای روحانی حداقـل می‌توانست به مردم بگوید اگر یکصد تومان درآمد کل کشور در سال است، چه مقدار از آن به دست روحانی و قوه مجریه می‌رسد تا او پاسخگو باشد. آقای روحانی حتی این کار را نیز تمام وکمال انجام نداد. او می‌توانست بگوید چه میزان از سیاست خارجی در دست قوه مجریه است و بسیاری مسائل دیگر اما آقای روحانی نه‌تنها حقایق را با مردم در میان نگذاشت، حتی تلاش کرد تا به نوعی با مراکز قدرت همراهی کنــد. بنابراین ســالی کـه گــذشت را می‌توان سالی نامید که تیر خلاص به شقیقه دولت شلیک شد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی