بستن
کد خبر: ۱۰۱۰۲۱۱

جغرافیای دشوارخیز

جغرافیای دشوارخیز
بهار اصلانی
دکترجان دیشب در رویایم در همان میهمانی کذایی بودم که دیدم سم‌ هورن از کتابی که با عنوان «روش برخورد با افراد دشوار» نوشته بود با سایرین صحبت می‌کرد. سم از مهاتما گاندی پرسید: «فرض کن توی صف گوشت ایستادی و یک نفر میاد جلوت و نوبتت‌ رو می‌گیره. چه برخوردی نشون می‌دی؟» گاندی گفت: «دوشواری؟! دوشواری نداریم! من معتقدم نگاه خشم‌آلود چشمی در چشم دیگر کافی است تا دنیا به کوری کشانده شود، بنا‌بر‌این قبل از اینکه طرف بتونه حتی نگاهم کنه از پشت با ضربه‌ای کاری نخاعش‌رو قطع می‌کنم.»
سم با بهتی که در چهره‌اش نمایان شده بود به اوریانا فالاچی گفت: «خانم شما احتمالا برخوردتون ملایم‌تره. توی شرایط مشابه چه می‌کنین؟» فالاچی گفت: «من وقتی عصبانی بشم برای خودم هم خطری هستم چه برسه به اون از مادرنزاده‌ای که بخواد جای من رو توی صف گوشت بگیره! کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد رو پیشاپیش تقدیمش می‌کنم.»
سم که حالا چهره‌اش مشوش شده بود، یکی پس از دیگری نظر مشاهیر را جویا شد تا رسید به حضرت حافظ. کمی به خودش مسلط شد و پرسید: «شما که دیگه متدهای تانگ‌فو رو قاعدتا رعایت می‌کنید، درسته؟»
حافظ گفت: «درسته، من معتقدم نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد. یعنی ریشه‌ این مدل آدم‌هارو باید سوزوند. البته قبول دارم که نفس عمیق کشیدن و چند ثانیه مکث کردن ممکنه باعث بشه فحش‌های غلیط‌تری به ذهنت برسه اما اگه توی این فاصله نوبت طرف برسه و گوشت رو تحویل بگیره، این تویی که باختی.»
خیام گفت: «جز در دل خاک، هیچ منزلگه نیست. مِی خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست.» سم با ذوق گفت: «زنده‌باد! این دو روز دنیا نباید به دشمنی و کدورت بگذره.» رازی گفت: «نگرفتی حرف رفیقم رو! می‌گه پول کجا بود که بریم تو صف گوشت وایسیم که حالا بخوایم با اون یارو ابله درگیر بشیم یا نه؟! نسخه‌هایی که توی کتابت پیچیدی برای ما جواب نمی‌ده. اینجا کسی اعصاب نداره. بیار جلو اون لیوان بی‌صاحابت رو!»
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی