بستن
کد خبر: ۱۰۱۰۰۳۱

چاوش وارد می‌شود

چاوش وارد می‌شود
علیرضا داود نژاد
سال ۱۳۴۷ که قیصر ساخته شد گفتند دوران این دیالوگ‌ها و این‌گونه رفتار تمام شده است، کجا گفتند؟ داخل خود همان فیلم! بعد شما پس از پنجاه سال یعنی نیم قرن تلویزیون را روشن می‌کنی چشمانت رت می‌بندی و سری جدید قیصر مناسبتی ماه مبارک رمضان را می‌شنوی! حال چشم‌ها را باز می‌کنی می‌بینی قیصر گوشی موبایل تو دستانش گرفته و دارد با داداش‌های آب‌منگل سلفی می‌گیرد! خان دایی هم چون فوت کرده به خان عمو راضی شدند و استاد نصیریان بار هنری سریال را به دوش می‌کشد. ظاهرا عوامل مهیا شدند و نور صدا حرکت: دو تا برادر می‌خواهند با هم صحبت کنند اولی می‌گوید صفای قدمت برادر! کارگردان کات می‌دهد می‌گوید: داداش! بگو داداش! بازیگر نگاهی به متن می‌کند نگاهی به لوکیشن تهران ۱۴۰۰ و نیم‌نگاهی هم به برادرش و می‌گوید صفای قدمت داداش بعد آرام مثل گالیله پا بر زمین می‌کوبد و می‌گوید اما تو نهایتا برادری و هیچ‌جوره با این ریخت و فرم داداش نمی‌شی! چاوش در همین حال و هواست که می‌گویند می‌خواهیم صحنه دعوا را ضبط کنیم و شروع دعوا در بازار میوه‌فروشی است، آنقدر هم را بزنید تا ما بتوانیم داستان را هم بزنیم! کارگردان سه دو یک می‌گوید و داداش بزرگتر سراغ پارسنگ می‌رود که می‌بیند ای دل غافل ترازوها الکترونیکی شده است می‌گوید می‌روم از اغذیه‌فروشی کنار حجره شیشه نوشابه میاورم سریع به سمت ساندویچی می‌رود و با کوهی از ظروف پلاستیکی نوشابه‌های امروزی روبه‌رو می‌شود می‌گوید آقا جان کات بدهید. من با این وضع دعوا نمی‌کنم لااقل بریزیم توی خانه هم گردگیری کنیم، ریخت و پاشی کنیم، دعوایی حالی‌مان بشود که به ایشان می‌گویند موتورت توقیف شده و بهتر است پول‌ها را پس بدهی و خلاصه که برادر من جسارت نباشد داداش من با یک عدد سیبیل از بناگوش در‌رفته و موی فر و چند برگ دیالوگ‌های فیلم فارسی که نمی‌شود سریال امروزی ساخت.این نه سالاد است نه ماست و خیار، نه دسر است نه پیش غذا نه فیلمفارسی است نه موج نو، لااقل می‌گذاشتید همان روح سرگردان برایمان باقی می‌ماند اما با این فضا و متن و داستان با روح و روان ما بازی نمی‌کردید!
کات؛ در ادامه خواهید دید: حنیف وارد بیمارستان میشود. آراز می‌گوید: «یا خدا فرمون آمد ببخشید حنیف آمد آقا برو ته راهرو در سوم! با مریضت یه سلفی بگیر و زود برگرد! حنیف من نتونم لایو بگیرم چاوش با کل بازارچه استوری می‌گیره» کات، تمام!
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی