امير عابديني رئيس پيشين فدراسيون فوتبال و عضو پيشين مجمع فدراسيون فوتبال تاکيد ميکند که رقابت اصلي براي رياست بين عزيزيخادم و هاشمي است و علي کريمي و مصطفي آجورلو راي کمتري دارند. وي ميگويد: اگر دست خودم بود، علي کريمي را بهعنوان رئيس فدراسيون انتخاب ميکرم، اما عزيزيخادم دو سال است که براي رسيدن به اين پست کار ميکند.
آيا فکر ميکنيد علي کريمي در انتخابات فدراسيون موفق ميشود؟
علي کريمي را تمام اعضاي مجمع فدراسيون دوست دارند اما بهنظرم مجمع، باور رايدادن به کريمي را ندارد. اشکال همين است. کريمي را مجمع عمومي کل فوتبال قبول دارد ولي مجمع فدراسيون که متشکل از بعضي نهادها و هياتها باشگاههاست، چنين باوري ندارد. فکر ميکنم درصدي که به علي کريمي در مجمع فدراسيون راي ميدهند، قابل قبول نيست.
به اين ترتيب رقابت بين سه گزينه ديگر خواهد بود؟
تصورم اين است که رقابت اصلي بين هاشمي و عزيزيخادم است. آجورلو هم مثل کريمي راي زيادي ندارد. در نهايت با شناختي که از عزيزيخادم دارم و حمايت حيدر بهاروند از او، فکر ميکنم رئيس بعدي فوتبال او باشد.
علــي کــريمي يــک فوتبالي به تمام معناست و بهجز سابقه مديريتي، تمام ويژگيهاي رسيدن به صندلي رياست فوتبال را دارد. آيا نبايد به مجمعي که به کريمي راي نميدهد، شک کرد؟
کريمي بهعنوان بازيکن شناخته شده بينالمللي مورداحترام همه است. او فوقستاره فوتبال بوده ولي تجربه مديريتي ندارد. اتفاقا پيشنهادم به تيم جديد مديريتي فدراسيون فوتبال اين است که صددرصد از افرادي مثل علي کريمي استفاده کنند چون او بايد يک دوره کوتاه مديريتي هم ببيند.
با توجه به عملکرد سوالبرانگيز و پرابهام بعضي از اعضاي هياترئيسه و بعضي از روساي سابق فدراسيون، نميتوان اينطور گفت که صداقت، وجهه بينالمللي و شخصيت افرادي مثل کريمي ميتواند ضعف سابقه مديريتيشان را پوشش بدهد؟
اگر بنده اختيار داشتم، قطعا علي کريمي را بهعنوان رئيس فدراسيون انتخاب ميکردم و چند مشاور هم برايش ميگذاشتم. اگر عضو فعلي مجمع بودم، قطعا راي بنده علي کريمي بود ولي در حال حاضر درباره واقعيتها و بهصورت کارشناسي صحبت ميکنم.
پس ميتوان گفـــت رئيس بعدي فدراسيون بــراساس رفاقت و نـــه شايستگي انتخاب ميشود؟
مجمع منافع فوتبال را ميبيند. اعضاي مجمع شايد بگويند ما تجربه و سابقه مديريتي از کريمي نداريم. آنها به شخصيت کريمي احترامي ميگذارند ولي تجربهاي از مديريت او نميبينند. بر عکس اين قضيه شهابالدين عزيزيخادم است. او در دوره اول رياست علي کفاشيان، عضو هياترئيسه بوده است. در باشگاهها هم سابقه کار دارد و مديريت مختلف را پشتسر گذاشته. او مديريت اقتصادي هم بلد است، خوب لابي ميکند و دو سال است که براي رسيدن به رياست فدراسيون کار ميکند. کيومرث هاشمي دير وارد اين عرصه شده است. آجورلو هم همينطور. ضمن اينکه آجورلو يکبار ديگر هم انتخابات را تجربه کرده بود ولي مجمع به او راي نداد. شواهد و قرائن نشان ميدهد عزيزي خادم شانس اول رياست است.
شايد يکي از اتفاقات غيرمنتظره، ردصلاحيت حيدر بهاروند سرپرست فدراسيون فوتبال براي انتخابات بود. فکر ميکنيد علتش چه بوده است؟
من هم از ردصلاحيت بهاروند تعجب کردم. از بهاروند شناخت کافي دارم. وقتي بنده استاندار لرستان بودم، بهاروند فوتبال بازي ميکرد و در هيات فوتبال بود. او آدم بيسر و صدا و سالمي است و فوتبال را ميشناسد. احتمالا از جاي ديگري خط دادهاند. نميدانم براساس کدام مشخصه، بهاروند نـــبايد باشد. او آدم لايـــقي است، حــقش نبود صلاحيتش رد شود.