«جهان چگونه مدرن شد» داستان يک پيچ، يک کاتب، يک کتاب است؛ اين کتاب در سال 2011 منتشر شد و در همان سال جايزه کتاب ملي آمريکا در بخش غيرداستاني را از آن خود کرد و در سال 2012 هم برنده جايزه پوليتزر شد. استيون گرينبلت، نويسنده، شکسپيرشناس و مورخ ادبي آمريکايي يکي از پايهگذاران تاريخگرايي جديد است. اين مکتب در نظريه ادبي رويکرد جديدي در خوانش متن اعمال ميکند، رويکردي که خود گرينبلت از آن با عنوان شاعرانگي فرهنگي ياد ميکند.
گرينبلت در اين کتاب، داستان پوجو براچيوليني را روايت ميکند که در قرن 15 بهعنوان منشي پاپ در دستگاه واتيکان خدمت ميکرد. اين منشي پاپ، پس از اتفاقهايي که باني بيکار او شد از فرصت، استفاده کرد و به صومعههاي جنوب آلمان رفت تا آخرين نسخه کتاب «در باب طبيعت چيزها» را پيدا کند؛ کتابي که ايدههاي نابي را به دنياي آن زمان معرفي ميکرد. گويي اين اومانيست دربار پاپ، گوهري را از نهانخانهاي بيرون کشيده که تاريخ را تغيير خواهد داد و تاريخ اين رسالت را بر دوش او گذاشته است.
يازده فصل کتاب چونان پرترهاي است که استيون گرينبلَت از مرز ميان قرون وسطي و رنسانس ترسيم ميکند؛ اکتشافي در دنياي متن که رهاوردي قابل تعمق را به همراه دارد. نويسنده در فصل نخست (شکارچي کتاب)، پوجو براچوليني را معرفي ميکند و سفر او به جنوب براي يافتن کتاب «در باب طبيعت چيزها» را تشريح ميکند.
فصل دوم (لحظه کشف)، زندگي راهبان و کار پرمشقت نسخهبرداري را توصيف کرده و پوجو براچوليني در صومعهاي دورافتاده با مجموعهاي از کتابهاي رومي روبهرو ميشود که نام برخي از نويسندگان آنان را نه او و نه هيچکدام از دوستان اومانيست او نشنيدهاند و در همانجا بود که پوجو با کتاب در باب طبيعت چيزها نيز روبهرو ميشود؛ کتابي زنجيرشده بر يکي از ميزهاي کتابخانه صومعه.
در فصل سوم (در جستوجوي لوکرتيوس)، نويسنده رجوعي به گذشته دارد و سراغ سنت ساخت کتابخانه در خانههاي اشراف در سراسر امپراتوري روم ميرود به زماني که خانههاي اشرافي عموما از کتابهاي پاپيروسي يوناني انباشته شده بودند و تأثير لوکرتيوس از اپيکور و ايده اتم را، که درونمايه اصلي «در باب طبيعت چيزها» است تشريح ميکند. در فصل چهارم (جور زمان)، نويسنده به اين نکته اشاره ميکند که بسياري از آثار خطي يوناني و رومي به دلايل طبيعي از ميان رفتهاند و نشاني از آنها باقي نمانده است. همين ميزان باقيمانده نيز، بيشتر ناشي از سنت نسخهنويسي قرون وسطي است.
در فصل پنجم (زايش و نوزايي)، دوباره به قرن پانزدهم باز ميگردد. کليد طلايي پوجو براچوليني براي ورود به کار دفترداري و کاتبي، مهارتي است که در دنياي مدرن بيمعنا شده است؛ خوشخطي. او در فلورانس، خطي نو ابداع ميکند که تا همين امروز مبناي حروفنگاري است. در همين فصل به جنبش اومانيستي آن دوره ايتاليا تحتتأثير پتراک نيز اشاره ميشود؛ جنبشي که تفکرات و تمدن انسانگراي پيشامسيحي مربوط به متفکران و انديشمندان رومي و يوناني را ارج مينهادند و ميستودند. اين فصل با توصيف روابط پوجو و حلقه اومانيستهاي فلورانس مانند نيکولو نيکولي و سالوتاتي ادامه پيدا ميکند.
در فصل ششم (در کارگه دروغ)، پوچوي جوان براي يافتن فرصتهاي تازه عازم رم ميشود. مهارتهاي ارزشمند او در بارگاه اسقفهاي و کاردينالهاي رم نيز ارج و مقامي مييابد و ميتواند مدارج را يکي پس از ديگري طي کند تا به مقصد والاتر خدمت در دستگاه پاپي ميرسد؛ دستگاهي که پر از فريب، بدبيني، ريا، تزوير، فساد، تجمل و پولپرستي است. در فصل هفتم (چالي براي صيد روبهان)، کار در دستگاه پاپي موجب شد پوجو غرق در مطالعه در ادبيات لاتين شود و به تاريخ روم باستان گرايش پيدا کند. اين موقعيت شيرين، موجب تحولات بعدي زندگي فکري و کاري او ميشود. در همين فصل خواننده با سياست و روابط آن زمانِ اين دستگاه بهتر آشنا ميشود.
فصل هشتم (وضع امور، يا طرز بودن چيزها)، فصلي است درمورد کتاب «در باب طبيعت چيزها» اثر لوکرتيوس. خواننده در اينجا با عقايد فلسفي و فکري لوکرتيوس بيشتر آشنا ميشود و توصيفي کامل از کتاب و اهميت اين کتاب مهم را دريافت ميکند. در فصل نهم (بازگشت)، در باب دريافت نسخه بازنويسيشده «در باب طبيعت چيزها» و آوردن آن به فلورانس است. در فصل دهم (پيچشها)، به نسخههاي کتاب «در باب طبيعت چيزها» پرداخته ميشود. و سرانجام در فصل آخر (زندگيهاي پسين)، سخن درباره تأثير کتاب «در باب طبيعت چيزها» بر معاصران و دوران پس از خود است.
نام کتاب: جهان چگونه مدرن شد
نويسنده: استيون گرينبلت
مترجم: مهدي نصرالهزاده
ناشر: بيدگل