رفت و آمدهاي هنري بين ايرانيهاي داخل کشور و هموطنان مقيم خارج، همواره جريان داشته و در چند سال اخير افزايش نيز يافته است. اما حادثه اخير که بر سر پهلوان آواز ايراني آمد، بسيار تاسف برانگيز بود. ظاهرا هنرمند يادشده که صدايش سرقفلي اکثر فيلمهاي فارسي پيش از انقلاب براي درمان بيماري مزمن پايش به آمريکا و بهدعوت بعضي از شبکههاي لس آنجلسي به اين شهر سفر کرده بود براي او بسيار مشکل ساز شد. فرصتطلبان حاضر در اين شهر بلافاصله دست بهکار شده و با تبليغات گسترده از علاقه مردم به خواننده خاطره آفرين نهايت سو استفاده را کرده و مقادير قابل توجهي از فروش بليت کنسرت درآمد داشتهاند. باتوجه به تجديد شرايط بيماري و ممنوعيت فعاليت وي، فرد واسطه که در ايران با اين هنرمند بود و تيمش کل درآمد حاصله را برداشته و به کشور ديگر فرار کردند و اين خواننده پيشکسوت تنها در کشور غريب باقي ماند، آنچنان که اين هنرمند پيشکسوت در مقابل دوربين شبکه با حالتي سرشار از شرم اعلام نمود که فقط 1400 دلار بهدست وي رسيده است. مجري و همراهان که قافيه را تنگ ديدند دستپاچه به جمع کردن موضوع پرداخته و اظهار داشتند فلان خانم 400دلار و فلان آقا 500 دلار براي وي پول ارسال کردند آنها از مردم در خواست نمودند که ديگر به حساب قبلي پول ارسال نشود. هنرمند مذکور نيز که بسيار آشکارا شرمنده شده و از اين همه بيشرمي بغض کرده بود فقط سر به زير انداخت و سکوت کرد. وقتي با آن سوابق هنري مشاهده ميشود که مجري درحال جمع آوري پول براي هنرمند يادشده است و باسخاوت تمام اعلام ميکند که نصف پول بليت برگشت به ايران را او از جيبش ميپردازد؛ بُعد دراماتيک موضوع به اوج خود ميرسد. آيا يکنفر از داخل ايران و مسئولاني که فقط با ايشان عکس سلفي مياندازند، نميتوانند براي او يک بليت تهيه نمايند؟ آيا مشکل پرداخت چند صد دلار نيز تحريمها باز ميگردد؟ دستگاههاي فرهنگي ايراني با ارقام نجومي بودجه قادر نبودند که يک بليت براي اين هنرمند که سالها براي مردم ايران خاطره آفريده تهيه نمايند؟ همين مشکل را چند سال پيش در سفر اکبر عبدي نير به خارج از اين شاهد بوديم و وقتي او به کشور ديگر سفر کرد و پولش تمام شد، براي خريد بليت و بازگشت به ايران، مجبور شد که در چند تئاتر حضور پيدا کند که آن روزها مسئولان فرياد وامصيبتها سر ميدادند که او از ايران مهاجرت کرده است!. در اين بين لس آنجلس فقط يک روستاي بزرگ براي ايرانيان است و اخبار ايرانيان دوبرابر سرعت صوت در بين جامعه هموطنان پخش و گسترده ميشود. تعجب پرسشگرانه اول اين است که چرا نهادهاي متولي هنرمندان، براي پرداخت يا کمک به هزينههاي درماني وي قدمي نکردهاند تا اينگونه با آبرو و شخصيت يک ايراني هنرمند و90ساله به اين شکل بازي شود؟ دوم: ظاهرا براساس اعلام در همين برنامه، شخصي که بهعنوان همراه او از ايران رفته بود عامل اصلي کلاهبرداري بوده و در ايران بارها آهنگ و ترانه خوانده است. سوم احترام به کسوت و سوابق اين هنرمند ايجاب ميکند که سريعا موضوع مورد بررسي و کنکاش مسئولان قرار گيرد.