مساله کرونا و ترس اجتماعي مردم از آن، جهاني است و فقط مربوط به کشور و مردم ما نيست. اما معمولا اين ترسها را بيشتر در جوامعي ميبينيم که اعتماد به مسئولين در آن کمتر است و مردم فکر ميکنند که مثلا حالا که واکسن وارد شده، به آنها تزريق نميشود. در اين بين سوال اينجاست که يک روز اعلام کردند که تعداد 2 ميليون واکسن از روسيه خريداري شده، چند وقت بعد اعلام شد که 500 هزار دوز خريدار شده و حالا يکي از مسئولين ميگويد که «چند ده هزار» دوز واکسن کرونا از روسيه رسيده است! اين پنهانکاري به کاهش اعتماد عمومي و اضطراب اجتماعي دامن ميزند. حالا که يک سال از شيوع بيماري در کشور ميگذرد، تناقضها در گفتار به حداکثر رسيده و باعث ايجاد سردرگمي در مردم ميشود. مردم با درگذشت زنده يادان ميناوند و انصاريان دائم به همديگر ميگويند که اگر بهموقع واکسن وارد ميشد جان اين دو عزيز نجات پيدا ميکرد، ولي واکسن يک بخش ماجرا است و حتي در مورد آن تناقض گويي به حداکثر رسيده است. کشورهاي همسايه ما چند ماه است که واکسيناسيون را شروع کردهاند، ولي در مورد ما، روز پنجشنبه فقط يک بخشي از واکسنها که کسي نميداند چه تعداد است، از روسيه رسيد. اينکه حالا واکسن به کشور رسيده نيز يک مساله ديگري است که آيا واقعا به دست نيازمندان و افراد آسيب پذير ميرسد يا خير؟ آيا آقازادهها و مسئولين در اولويت هستند يا خير؟ خوشبختانه اين واکسنها مورد تاييد قرار گرفت، اما اگر واکسن روسيه مورد تاييد نبود، حالا تکليف هزاران نفر چه ميشد ولي اگر اين نبود چه؟! البته فعلا مشخص نيست که مردم به تزريق اين واکسن مشتاق باشند. من شيوع کوويد را امتحاني براي همه دولتهاي دنيا و مردم ميدانم و در برخي جوامع همبستگي بين دولت و ملت وجود داشت و به شکل مختلف ديده شد و در نهايت منجر به کنترل بيماري گرديد، ولي در کشورهايي که عدم اعتماد در آنها ميان مسئولين و مردم وجود داشت، سرمايه اجتماعي بهم ريخت و بهدليل تناقضها وضعيتي پيش آمد که نگرانيها را بعد از يک سال به اوج رسانيد. نکتهاي که بايد به آن توجه کنيم اين است که مردم در بسياري از مواقع اصول بهداشتي را رعايت نميکنند. بحث سفرها وجود دارد از طرفي مردم در دلتنگي شديد قرار گرفتهاند.