سازوکار اجماعساز اصلاحطلبان قرار است محور تحرکات انتخاباتي اين جريان در 1400 باشد، سازوکاري که يکباره ظهور و بروز پيدا کرد و شباهتهايش به سازوکار قبلي اصلاحطلبان يعني شورايعالي سياستگذاري نگرانيهايي از اين باب که همان خطاها و اشتباهات تکرار شود را ايجاد کرده است.«شخصيتهاي حقيقي چطور انتخاب ميشوند؟»،«رئيس دولت اصلاحات چه نقشي دارد؟» و ...از جمله سوالاتي است که اين روزها مطرح ميشود. پرسشهايي که اصلاحطلبان در فاصله باقي مانده تا انتخابات بايد پاسخ روشن و قانع کنندهاي براي آنها داشته باشند تا در انتخابات پيش رو نيز به سان انتخابات مجلس مغلوب رقيب نشوند.
غايبان سازوکار اجماعساز
دبيرکل مجمع زنان اصلاحطلب و از اعضاي نهاد اجماعساز اصلاحطلبان در خصوص اينکه چرا محمدرضا عارف در اين نهاد اجماعساز حضور ندارد گفت: ما يکسري ملاکها براي نهاد اجماعساز تعيين کرده بوديم و آن اينکه کساني که در مظان کانديداتوري براي انتخابات 1400 هستند نبايد در اين نهاد عضويت داشته باشند و آقاي عارف و چند نفر ديگر براي اين نهاد انتخاب نشدند، در حالي که شخصيت آقاي عارف براي اصلاحطلبان قابل احترام است. خبر آنلاين نوشت، زهرا شجاعي در اين مورد که اصلاحطلبان چه تدبيري ميتوانند بيانديشند که مديريت اين سازوکار مانند شوراي قبلي پرحاشيه نشود اظهار کرد: يکي از اشکالاتي که به شوراي عالي سياستگذاري وارد بود و هم از سوي احزاب و هم از سوي برخي شخصيتهاي حقيقي مطرح ميشد اين بود که در انتخاب اشخاص حقيقي دخيل نيستيم چون تقريبا بهصورت محدود و توسط دو سه نفر، اشخاص حقيقي در شوراي عالي سياستگذاري پيشنهاد و انتخاب شده بودند. وي ادامه داد: در اين نهاد جديد، سازوکاري طراحي شد که شخص آقاي خاتمي، مستقيما در انتخاب اشخاص حقيقي دخالت نکردند بلکه کارگروهي تعيين شدند بدينگونه که 5 نفر از سوي شوراي هماهنگي و 5 نفر از سوي آقاي خاتمي تعيين شدند و دور هم نشستند و اشخاص را انتخاب کردند. اين فعال سياسي اصلاحطلب افزود: در اين کارگروه که بنده نيز حضور داشتم در انتخاب افراد، ابتدا از خود احزاب خواست که نيروهايي را به اين کارگروه معرفي کنند به بياني ديگر بدنه، نيروهاي اصلي و افراد اوليهاي که از بين آنها قرار بود انتخاب شود از ميان احزاب بود و هيچمحدوديتي براي تعداد قرار نداديم. وي بيان کرد: بهعنوان مثال برخي احزاب 40 نفر ، برخي 30 نفر يا 20 را معرفي کردند و برخي احزاب نيز هيچفردي را معرفي نکردند. قدم ديگري که برداشتيم تا حاشيههايي براي مديريت اين سازوکار ايجاد نشود و روش، روشي دموکراتيک باشد ابتدا شاخصهايي را تعريف کرديم مبني بر اينکه اين اشخاص، اشخاصي باشند که داراي چنين ويژگيها و توانمنديها و يا مهارتهايي باشند تا در نهايت اين جمع، جمعي کامل و جامع باشد همانطور که ميدانيد به هر حال آن جمعي که مورد تاييد همه احزاب بهصورت صددرصدي باشد يقينا ميسر نيست به بياني ديگر هر جمعي انتخاب ميشد ممکن بود بگويند چرا فلاني بود و چرا فلاني نبود.
نوري و لاري قبول نکردند
شجاعي اظهار داشت: مساله ديگري که ما داشتيم اين بود که ما تعدادي از افراد را انتخاب کرديم منتهي خودشان قبول نکردند در اين نهاد حضور داشته باشند مانند آقايان عبدا... نوري، موسوي لاري، صفايي فراهاني و خانم کروبي. در واقع هدف ما اين بود که در اين مجموعه نمادي از محصورين هم حضور داشته باشند اما قبول نکردند بنابراين ما با يکسري محدوديتهاي اينگونه مواجه بوديم که در نهايت به اين جمع ختم شد. اين چهره سياسي اصلاحطلب با بيان اينکه اين نهاد محدود به اين 46 نفر هم نيست، اضافه کرد: اين نهاد داراي کميته و کميسيون است و جلساتي نيز برگزار ميکند که بعضي از افراد همچون دکتر معين و موسوي لاري گفتند که در مراحل بعدي کمک ميکنيم اما بهعنوان اعضاي اصلي، قبول زحمت نکردند. عضو نهاد اجماعساز اصلاحطلبان درباره داشتن حق رأي اشخاص حقيقي در اين نهاد و تناقضهايي که مطرح ميشود مبني بر اينکه اين اشخاص حق رأي ندارند اما برخي شنيدهها حاکي از اين است که براساس مصوبه نهاد اجماعساز، اشخاص حقيقي حق رأي دارند، تصريح کرد: واقعيت اين است که بنده زماني که در هيات دولت 8 سال حضور داشتم سوالي که خبرنگاران از بنده داشتند و به من ميگفتند اين بود که شما حق رأي نداريد. مشاورين و معاونين رئيسجمهور حتي معاون اول رئيسجمهور در هيات دولت حق رأي ندارند در واقع اگر رئيسجمهور در جلسه غايب باشد معاون اول رئيسجمهور حق رأي دارد. حال جوابي که بنده به خبرنگاران ميدادم اين بود که ما رأي نميدهيم اما رأي ميسازيم به بياني ديگر گاهي ممکن است افراد صحبتي ميکنند، نظريهاي ارائه دهند و به اصطلاح رهنمودي به جمع ميدهند که رأي 5، 6 نفر را تحت تاثير قرار ميدهد بنابراين نفس رأي دادن مساله مهمي نيست بلکه رأي ساختن مهمتر است اما اين اشخاص حقيقي حق رأي دارند.
تکميل نقش احزاب با اشخاص
اين فعال سياسي اصلاحطلب در اين خصوص که هنوز نفوذ شخصيتهاي حقيقي در اين نهاد اجماع ساز نسبت به نقش احزاب در اين نهاد غالب است تاکيد کرد: بنده نگفتم که اين نقش غالب است در واقع غالببودن يک مساله است تاثيرگذاري مساله ديگري است در واقع ما ميخواهيم يک کار جمعي انجام دهيم و از همه جنبهها، اين مسأله در نظر گرفته شده و بررسي شود، بنابراين احزاب نقش و تاثيرگذاري خودشان را دارند اشخاص هم اين نقش را کامل ميکنند، چون بحث اجماع است و قرار است همه اين نظرات در يک جا جمع شود، بنابراين رقابت و يا اصطلاحا تعارض و دوگانگي بين اشخاص حقيقي و حقوقي اصلا نبايد ايجاد و مطرح شود و به اين دوگانگي دامن زده شود.