ادامه از صفحه يک / هم در پرتو آن به نحوي متوازن فيصله يابد. روشن است که راستگرايان اسرائيلي با چنين ديدگاهي موافق نيستند و احتمالا براي خنثي کردن آن ممکن است تمام لابيهاي خود را بهخصوص در کنگره آمريکا بسيج کنند. در اين ميان اما کشورهاي عرب که دولت نتانياهو به عاديسازي رابطه اسرائيل با آنها چشم طمع دوخته است، ميتوانند بهعنوان ابزار فشاري براي تغيير رويکرد راستگرايان اسرائيلي مورد استفاده قرار گيرند. در واقع کشورهايي مانند امارات متحده عربي، بحرين، مراکش و سودان که اخيرا روند عاديسازي رابطه با اسرائيل را در پيش گرفتهاند، در کنار مصر و اردن قادرند دولت عبري را تحت فشار قرار دهند و آن را به انعطاف در برابر حقوق فلسطينيها وادار سازند. سعوديها اما از چنين دستورکاري عمدتا نفع ميبرند، گرچه آنها هم بهناچار بايد سياست خود را در برخي زمينهها بهخصوص ماجراي جنگ يمن تعديل کرده و به مشارکت واقعي حوثيها در قدرت سياسي تن در دهند. اين در حالي است که همراه شدن جمهوري اسلامي با چنين دستورکاري بينهايت مشکل به نظر ميرسد. گره خوردن پارهاي منافع جناحي با نوع خاصي از سياست منطقهاي در جمهوري اسلامي، تغيير جهت سياستها را با موانع جدي روبهرو کرده است. با اين همه، بهدليل مشکلات انباشتشده اقتصادي و اجتماعي، جمهوري اسلامي نميخواهد بهصورت مانع اصلي هر نوع ابتکار تازه بينالمللي معرفي شود. از همين رو، سران ايران احتمالا برخوردي گزينشي را در برابر دستورکار مشترک اروپا و آمريکا در پيش خواهند گرفت. مساله در واقع اين است که آيا آمريکا و اروپا به اميد تغييرات تدريجي با برخورد گزينشي ايران در برابر ابتکار خود کنار خواهند آمد و يا اينکه فرمولي مبتني بر «همه يا هيچ» را روبهروي آن قرار خواهند داد. به نظرم اين مساله ذهن رهبران تازه آمريکا را سخت به خود مشغول کرده است و هنوز در اين زمينه به جمعبندي مشخصي نرسيدهاند.