بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۶۶۹

زن‌های پشت پرده

زن‌های پشت پرده
مریم طباطبائیها داستان‌نویس

افسانه نجم‌آبادي نويسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه هاروارد در رشته مطالعات زنان، تاريخ و جنسيت، از آن دست نويسنده‌هايي است که پيشينه تمام تفکرات و پژوهش‌هايي را که ساليان سال روي آن کار کرده، مي‌شود در هر پاراگراف از کتاب‌هايش ديد. خواندن نوشته‌هاي خانم نجم‌آبادي هميشه همراه با تفکر، تعقل و روزها بعد از آن کلنجاررفتن با آن چيزي است که خوانده‌ايم. از 10 ‌سال پيش که مقاله «بازبيني فعاليت‌هاي زنان در دوران مشروطه» را از ايشان خواندم تا امروز که خط‌به‌خط مقاله را خوب به ياد دارم، مي‌توانم بگويم نمي‌شود از هيچ‌کدام از نوشته‌ها و پژوهش‌هاي ايشان صرف‌نظر کرد.

«حکايت دختران قوچان» همانقدر ملموس و تاثيرگذار و صدالبته مستند بود که مي‌شد براي خيلي از استنادهاي تاريخي از آن وام گرفت. و همانطور که از کتاب «نهضت نسوان شرق» مي‌شد برداشت کرد، زنان براي خانم نجم‌آبادي حرف اول را در پژوهش‌هايش مي‌زنند. و قابل اغماض نيست که در کتاب «زنان سيبيلو و مردان بي‌ريش» با حجم بزرگي از انديشه مواجه بشويم و به فکر فرونرويم.

کتاب «چرا محو شد از ياد تو نامم» شامل 9 مقاله از خانم نجم‌آبادي است که به وقت خواندنش اولين چيزي که در ذهن متبادر مي‌شود همين انديشه است که در نوشته‌هاي او زنان هرگز و هرگز در حاشيه نبوده‌اند و هرچند سخت اما توانسته‌اند پا را فراتر از مرزهاي پدرسالاري سنتيِ دوران مشروطه بگذارند.

مقالات کتاب «چرا محو شد از ياد تو نامم» را مي‌توان به دو دسته مجزا تقسيم کرد: دسته اول مقالاتي چون نقش زن بر متن مشروطيت، دگرگوني زن و مرد در زبان مشروطيت و بازنگري کنشگري زنان در دوره رضاشاه، که به مسائل مهمي مثل وجود زنان در متن دورانِ مهمي مثل دوران مشروطيت مي‌پردازد و سعي بر آن دارد نقش مهم زنان در همان دوران را که ناديده‌انگارانه به آن پرداخته شده، بازخواني کند.

در اين مقالات زن‌ها در مجال‌هاي مهم و پيچيده، نقش‌هاي کليدي داشته؛ همان نقش‌هايي که عموما از يادها رفته يا به حاشيه رانده شده‌اند. اين مستندهايي که با بازگشت به تاريخ و اسناد، مي‌شود از بطن آنها باخبر شد به‌درستي نشان مي‌دهند که حضور و نقش زنان در پيشبرد علت و معلول‌هاي مهم تاريخي چقدر تاثير گذار بوده و خانم نجم‌آبادي با ريزبيني و درايت و با استناد به همين مدارک در اين مقالات آنها را بازگو کرده است.

در مقالات اين دسته به خوبي مي‌شود سعيِ خانم نجم‌آبادي بر عدم تمايز زن از مرد و سيرِ اين اتفاق را پيگيري کرد. در مقاله «دگرگوني زن و مرد در زبان مشروطيت» مي‌خوانيم: «گذر به نوگرايي، گذر از فضاي زن‌آميز، از محيطي که (کند همجنس با همجنس پرواز) به فضايي ديگر همراه با گذار از ادبيات گفتاري به متن نوشتاري و چاپي، يعني فراهم‌آمدن امکاني براي رسيدن صداي زن به گوش مرد نامحرم و چاپ، پخش و خوانده‌شدن نوشته زن با چشم مرد غيرخودي، گفتماني دگرگونه را مي‌طلبد. دگرديسي‌هاي زبان زنان برآيند پيوندهايي نوبنياد بود؛ تاسيس مدارس جديد دختران، تشکيل انجمن‌هاي زنانه، نامه‌ها و مقاله‌هاي زنان در جرايد مشروطه، هريک فضاي اجتماعي را دگرگون کرده... .»

دسته دومِ مقالات اين مجموعه، مقالاتي است که به بررسي دنياي داستاني و حضور زن‌ها در ميان روايت‌ها، داستان‌ها و قصه‌هاي مورد توجهي چون هزارويک شب، داستان يوسف و زليخا و «بامداد خمار» پرداخته است. آنچه نجم‌آبادي در اين مقالات سعي در بازگوي آن دارد، تلاش براي تغيير چهره نادرست زن‌ها در تمام داستان‌هايي است که آنها را اغواگر، حيله‌گر و مکار مي‌نامند. زن‌هايي که نه در جايگاه خود بلکه همواره در جايگاهي نازل‌تر از آنچه مي‌بايد حضور داشتند. چه خواسته، چه ناخواسته. در تمام اين مقالات مي‌توانيم تلاش براي تغيير نقش زن را آن‌گونه که هست ببينيم.

در مقاله «چرا شد محو از ياد تو نامم»، او به واقعه مهم به اسارت‌گرفتن و فروخته‌شدن دختران قوچان و باشقانلو اشاره دارد. واقعه‌اي که نه مي‌شود آسان از آن حرف زد و نه آن را تفسير کرد. شايد پس از اين واقعه، انقلاب مشروطه با سرعت بيشتري به سمت وقوع پيش رفت. اجحافي که در حق اين زنان شد امري ناگسستني با همان انگيزه‌هاي خوارديدن زن‌ها داشت و آنقدر اين نقش براي زن‌ها پررنگ ديده شده بود که حتي فروخته‌شدنشان امري سهل و طبيعي جلوه کند.

مجمـوعــه مقــالات اين کتــاب، بــه چالش‌کشيدن تمام نقش‌ها و تصويرهايي است که از زن روايت شده است و سعي در بحث و مکاشفه در مورد اين نقش‌ها، تفسيرها و تصويرها دارد.

نام کتاب: چرا شد محو از ياد تو نامم

نويسنده: افسانه نجم‌آبادي

ناشر: بيدگل

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی