از سالها قبل هشدارهاي متعددي در جهت گرايش جوانان به اعتياد و آسيبهاياجتماعي مطرح ميشد. عامل اول خانواده است، برخي از خانوادهها بدسرپرست، تک سپرست و بيسرپرست هستند و معنويت درون آنها بسيار کمرنگ يا از بين رفته است و روابط خانوادگي موزاييکي شده است. روابط موزاييکي به آن معناست که خانوادهها در زير يک سقف کنار يکديگر زندگي ميکنند، اما مانند موزاييکهاي کفاتاق يکديگر را احساس نميکنند و در تماس مستقيم با يکديگر نيستند. در واقع افراد خانواده از يکديگر بسيار دور شدهاند و سر يک سفره غذا کنار يکديگر نمينشينند. معنويات در اکثر خانوادهها وجود دارد، اما بسيار ضعيف است. دوستان در گروههاي همسال نيز از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. در مهمانيهاي شبانه به راحتي مواد و سيگار مصرف ميشود و دوستان اين مواد را به يکديگر تعارف ميکنند. اين گروههاي دوستي تاثيرات بسيار بدي بر جامعه گذاشته و سن اعتياد را در کشور به اواخر دوران متوسطهاول رسانده است. براي گروه جوانان مکاني براي شادي، تفريح و دلخوشي وجود ندارد، بنابراين اوقاتفراغت آنها به طورکامل پر نميشود. آنها مکاني براي شادي، آواز و سرگرمي ندارند و حتي ميزان اعتياد در دختران نيز افزايش يافته است و در کيف آنها به راحتي سيگار يا قليانجيبي يافت ميشود. جوان نيازمند سپري کردن دوران جواني خود است و امروزه دائما خود را با جوانان همسن و سال خود از طريق رسانههايغربي مقايسه ميکند. در نتيجه ياس، نااميدي و سرخوردگي در او افزايش پيدا ميکند. محل زندگي جوان نيز در تمايل او به ارتکابجرم اثرگذار است. به عنوان مثال جواني که در برخي مناطق جنوبشهر با گروهي از اراذل و اوباش همنشيني ميکند اميد چنداني به آينده زندگي خود ندارد. اگر در تحصيلات يا اشتغال نيز شکست خورده باشد در اين صورت قطعا جواني بيکار است که وارد گروهي از افراد خرابکار، قاچاقچي، دزد و چاقوکش ميشود. البته تمام خانوادهها را نبايد به يک چشم ديد و در برخي از خانوادههايايراني همچنان مذهب نقش پررنگي دارد. اعضاي خانواده نماز ميخوانند و روزه ميگيرند. شيوه تربيت در خانواده بسيار حائز اهميت است. در بسياري از خانوادهها والدين تنها نقش سرپرستي دارند و حوزه تاثيرگذاري آنها بر زندگي فرزند در اين حد است. اعتياد والدين نيز يکي از عوامل ديگري است که به افزايش احتمال جرمخيزي اعضاي خانواده و فرزندان کمک ميکند. برخي از نوجوانان و جوانان مجرم اصلا سرپرستي ندارند، به عنوان مثال احتمال ورود کودکانخياباني به حوزههاي جرمخيزي و ارتکابجرم بسيار زياد است. کودکي که امروز در پارک ميخوابد و اساسا هيچ آشنايي با نهاد اول جامعهپذيري (خانواده) ندارد در آينده نيز آماده انجام بسياري از جرائم است. شهرهاي بزرگ، دنياي بيگانگي، تنهايي، بيکسي و بيهويتي است. در اين دنيا افراد ترس از شناخته شدن ندارند و بزهکاران در انبوه انسانها گم ميشوند. به عنوانمثال در تهران، البرز و مشهد تجانسفرهنگي به هم خورده است و از انواع خرده فرهنگها در تهران حضور دارند.
: