آرمان ملي- ابوالفضل شريفي: تلخكاميها و شكستها و معايبي كه به سبب عجله و شتابزدگي دامنگير انسانها بوده، فراوان است. عشق آتشين به يك موضوع، بدون تحقيق و مطالعه و افكار سطحي و محدود و گاه سيطره هوا و هوس بر انسان و خوشبيني بيش از حد نسبت به يك مطلب، از عوامل شتابزدگي در كارهاست و از آنجا كه بررسيهاي سطحي و مقدماتي براي پي بردن به حقيقت يك امر و درك سود و زيان آن كافي نيست، معمولا عجله و شتابزدگي در كارها موجب ندامت و پشيماني ميشود.
به چشم خويش ديدم در بيابان
كه آهسته سبق برد از شتابان
سمند بادپا از تك فروماند
شتربان همچنان آهسته ميراند
سعدي
شتابزدگي، سبب لغزشها
شتابزدگي انسان را از فكر و انديشه بازميدارد و او را به سوي لغزش ميكشاند. در عرف جامعه مشهور است كه عجله كار شيطان است. شايد از آنجا كه شيطان انسان را به سوي خطا و اشتباه ميكشاند، چنين عملي به شيطان كه مظهر زشتيهاست، نسبت داده شده است. پيامبر خدا (ص) ميفرمايد: الأناة منا...، و العجلةُ من الشيطان؛ درنگ از (صفات) خداست و شتابكاري از (صفات) شيطان است. امام صادق (ع) ميفرمايد: مع التّثبُّتِ تكون السلامةُ، و مع العجله تكون النّدامة؛ با آرامش و درنگ، سلامت (از خطا و لغزش) همراه است و با شتابزدگي پشيماني.
آن تاني باشد از يزدان يقين
هست تعجيلت از شيطان لعين
كار شيطان است تعجيل و شتاب
خوي رحمن است صبر و احتساب
امام علي (ع) ميفرمايد: با شتابزدگي لغزشها زياد ميشود و همچنين نقل شده است: عجله خوي كمخردان بيتجربت است و بار شتابزدگي پشيماني است.
شتاب و عجله در كارهاي روزمره باعث ارتكاب بسياري از اشتباهها از سوي ما ميشود. بهويژه اگر اين خطاها مربوط به تصميمگيري درباره ديگران باشد، سبب ايجاد كدورت و ناراحتي بين افراد ميشود و آنان را از يكديگر رنجيده و ناراحت ميكند. پيامبر خدا (ص) ميفرمايد: انّما اهلك الناس العجلةٌ و لو انّ الناس تثبّتوا لم يهلِك احدٌ؛ مردم را در حقيقت، شتابزدگي به هلاكت افكنده است. اگر مردم آرام و از شتابكاري به دور بودند، هيچكس هلاك نميشد.
عجله و ريختن آبروي ديگران
شتاب و عجله در كارها پسنديده نيست و بهتر است در كارها و تصميمها از شتاب و عجله دوري شود. بهويژه اگر اين كار مربوط به ديگران بوده و آبروي آنان در ميان باشد. بسياري از افراد درباره ديگران قضاوتهاي زود و عجولانه ميكنند و در نتيجه خود را به گناه آلوده ميكنند. آنان درباره عواقب گفتار و رفتار خويش نميانديشند و در نتيجه از يكسو سبب ارتكاب گناهان كبيرهاي همچون غيبت، تهمت و... ميشوند و از سوي ديگر، آبروي ديگران را به خطر مياندازند. امام علي (ع) ميفرمايد: يا عبدا...! لا تعجل في عيب احدٍ (عبدٍ) بذنبه، فلعلّه مغفورٌ له و لا تامن علي نفسك صغير معصيةٍ فلعّك معذّبٌ عليهِ؛ اي بنده خدا! در عيبجويي هيچكس به خاطر گناهش شتاب مكن؛ زيرا ممكن است آمرزيده شده باشد و درباره خودت از گناه كوچكي هم كه كردهاي ايمن مباش؛ چرا كه شايد براي همان عذاب شوي. ايشان در سخن ارزشمند ديگري ميفرمايد: آدم شتابكار دچار اشتباه ميشود، هر چند به مطلوب برسد؛ كسي كه با آرامش كار كند، تيرش به هدف ميخورد، گر چه هلاك شود؛ العجول مخطِي ء و ان ملك، المتانّي مصيبٌ و ان هلك.
پندي نيكو
يكي از ياران امام صادق (ع) به نام جرير ميگويد: به امام صادق (ع) عرض كردم كه اراده سفر عمره دارم. به من سفارشي بفرماييد. فرمود: از خدا بترس و از شتابزدگي پرهيز كن. درخواست سفارش ديگري كردم، اما چيزي بر آنچه فرموده بود، نيفزود. از مدينه خارج شدم با مردي كه از اهل شام بود و قصد مكه داشت، برخورد نمودم و رفيق راه شدم، در منزلي، من و او سفرههاي خود را گسترديم و با هم غذا ميخورديم در اين بين نامي از اهل بصره به ميان آمد. مرد شامي به آنها بد گفت. نامي از مردم كوفه به ميان آمد، آنها را نيز دشنام داد. نام امام صادق (ع) برده شد، درباره آن حضرت هم برخلاف ادب صحبت كرد. از شنيدن سخنان او سخت خشمگين شدم. ميخواستم با مشت به صورتش بكوبم وحتي فكر كشتن او را از خاطر گذراندم، ولي به ياد توصيه امام صادق (ع) افتادم كه به من فرموده بود، از خدا بترس و از شتاب پرهيز كن. لذا با شنيدن بدگوييهاي او خود را نگاهداشتم، رعايت مصلحت را نمودم و از خويشتن عكسالعملي نشان ندادم و عصباني نشدم. به سبب ثمرههاي نيكوست كه برخي انديشمندان گفتهاند: گاه يك توقف و تامل از هزار شتاب و سرعت، لازمتر و موثرتر است.
شتاب در كار خير
شتابزدگي در كارها، همواره ناپسند نيست، بلكه گاهي هم ميتوان شتاب ورزيد. در انجام كار خير شتاب نيكوست نه تاني و درنگ. منظور از عجله و شتاب در كارهاي نيك، همان سرعت در انجام آن است، در برابر اهمالكاري و تاخيرهاي بيجا كه معمولا سبب بروز مشكلات و موانعي ميشود. رسول خدا (ص) ميفرمايد: خداوند كار نيكي را دوست دارد كه در آن شتاب شود؛ انا... يحب من الخير ما يعجّلُ. امام باقر (ع) نيز در بيان ديگري ميفرمايد: من همّ بشي ءٍ من الخير فليعجِّلهُ، فإنّ كلّ شي ء فيه تاخيرٌ فإنّ للشيطان فيه نظرة؛ كسي كه تصميم به كار خيري گرفت بايد عجله كند؛ زيرا هر كاري را كه در آن تاخير كند، شيطان در آن حيلهاي ميكند. امام صادق (ع) در روايت ديگر فرمودند: پدرم ميفرمود: هرگاه آهنگ كار خوبي كردي، بشتاب؛ زيرا نميداني كه چه پيش خواهد آمد؛ كان ابي يقول: إذا همت بخير فبادر فإنّك لا تدري ما يحدُثُ.
پيشواي ششم در حديث ديگري فرمودند: انّ الرجُل ليسألني الحاجة مما بادِرُ بقضائها؛ مخافة أنْ يستغني عنها فلا يجد لها موقعها اذا جاءتْهُ؛ هرگاه مردي دست نياز به سوي من دراز كند، در رفع نياز و مشكل او شتاب ميكنم؛ زيرا بيم آن ميرود كه كار از كار بگذرد و اقدام من در كمك به او ديگر موثر نباشد.
اول انديشه وانگهي گفتار
پايبست آمده است و پس ديوار
سعدي
و برخي از انديشمندان چنين گفتهاند: سخن تيري است كه در كمان توست، اگر شكار خوب ميخواهي بايد درست هدف بگيري.
نتيجه
با توجه به فرمايشات معصومين (ع) ميتوان پي برد كه عجله و شتاب در برابر تاني و درنگ بجا ناپسند است نه كندي در كارها و درنگهاي بيجا. همواره بايد تلاش كرد تا كارها را براساس معيار منطقي و موضوعسنجي مناسب پيش برد. اگر هدف انجام كار خير يا تحصيل علم و دانش است بايد در اين كار شتاب ورزيد ولي اگر هدف انجام كارهاي روزمره است و ميتوان آن را بطور عادي پيش برد، شتاب و عجله جايز نيست و بايد درنگ كرد.