1 -پسران بالتيمور
اولين اثر ژوئل ديکر، «حقيقت ماجراي هري کيوبرت» بود که در سال 2012 منتشر شد. شخصيت اصلي اين رمان، نويسندهاي جوان بهنام مارکوس گلدمن بود که سه سال بعد سر از کتاب بعدي ديکر يعني «پسران باليتمور» (ترجمه فارسي با عنوان «پرونده بالتيمور») درآورد. اين داستان بهنوعي پيش درآمد و دنبالهاي براي اولين اثر اوست، اما درعينحال جزئيات زيادي را درباره کتاب قبلي ديکر ارائه نميدهد و بهطور مستقل، اثري کاملا رضايتبخش است. اگرچه اين کتاب به گذشته مارکوس و چگونگي نويسندهشدن او و خلق آثارش ميپردازد، اما مسائل ملالتانگيزي در اين حماسه عظيم خانوادگي وجود دارند كه تقريبا نيمي از قرن گذشته را دربرميگيرند.
اگر بهدنبال هيجان هستيد، بهتر است بدانيد که سبک ديکر به اين شکل نيست. اين داستان بلوغ، ماجراي عموزادههايي از شاخههاي مختلف يک خانواده يهودي اهل بالتيمور و «برادر» غيررسمي آنها را بيان ميکند که گاه درونمايه عاطفي پيدا ميکند. اين داستان سه پسر جوان و بااستعداد را به تصوير ميکشد که آيندهاي روشن در انتظارشان بود، تا اينکه دنيايشان زير بار دروغ، حسادت و خيانت از هم پاشيد. همچنين اين اثر داستاني جذاب، نوستالژيک، تاسفآميز، و کاملا يهودي است که رقابتهاي خواهران و برادران نسلي و اختلافات خانوادگي را به تصوير ميکشد و سرشار از بينشهاي چشمگير درمورد جهان افراطي و گيجکننده نظام طبقاتي آمريکا است.
راوي داستان، مارکوس، تلاش ميکند تا درحين بهدوشکشيدن بار گذشته خود، داستان حيرتانگيز «پسران بالتيمور» را بازگو کند. پسران بالتيمور درواقع از عموزادههايي با گذشتههايي بسيار متفاوت، يکي فردي ثروتمند، ديگري فردي عادي تشکيل شده بود. علاوه بر اين دو، پسري خياباني به نام وودي نيز عضو سوم اين سهگانه جدانشدني بود.
ديکر، اين داستان آهسته، جزيي و پرتعليق و شخصيتهاي خود را به گونهاي پرورش ميدهد که خواننده درواقع احساس ميکند آنها را شخصا ميشناسد. آنها به شکلي پيچيده اما هوشمندانه خلق شدهاند، و روابط محبتآميز، فقدانها، خانوادهها و دوستيها، وفاداريها، رازها، حسادتها و رقابتهاي آنها همواره در مرکز داستان قرار دارند.
اين داستان متاثرکننده، با نگارشي زيبا و بخشهاي توصيفي شگفتانگيز، بهخوبي از زمان گذشته به زمان حال گذر ميکند. حتي ديدار مارکوس با عشق سابقش - روياي هر سه نوجوان که اکنون به خوانندهاي موفق در عرصه بينالمللي مبدل شده- را به سختي ميتوان ساختگي ناميد. برخي از خوانندگان ممکن است حوصله نداشته باشند که داستاني طولاني و پيچيده را بخوانند. سبک ديکر نيز مانند سبک داستاننويسان بزرگ، شامل پيچوتابدادن و طولانيکردن داستان اســت و او بــخـش زيادي از اين رمان جذاب را درواقع صرف شرحدادن سرنوشت هر يک از پسران بالتيمور ميکند که اين امر تا آخرين صفحات رمان ادامه دارد.
2 -ماجراي ناپديدشدن استفاني مالر
اثــر بعدي ديکر، رمــان هيجـانانگيز «ماجراي ناپديدشدن استفاني مالر» است که در سال 2018 منتشر شد. در تابستان سال 1994، کشــف سه جسد در شهر آرام و ساحلي اورفيا، فضاي شهر متلاطم ميشود. دو افسر جوان پليس به نامهاي جسي روزنبرگ و درک اسکات برخلاف انتظار مافوق خود، پرونده را حل و قاتل را شناسايي ميکنند که منجر به ترفيع درجه خود و بهدستآوردن احترام همکارانشان شد. بيست سال بعد، درست زماني که روزنبرگ در آستانه بازنشستگي پيش از موعد قرار دارد، روزنامهنگاري به نام استفاني مالر با او تماس ميگيرد و ابراز ميکند که او معتقد است که اسکات و روزنبرگ در سال 1994 اشتباه کردند و قاتل واقعي هنوز آزاد است و حتي شايد آماده از سرگرفتن اعمال خود باشد.
استفاني مالر پيش از اينکه بتواند جزئيات بيشتري را بيان کند، به طرز مرموزي بدون هيچگونه اثري ناپديد ميشود و روزنبرگ و اسکات مجبور ميشوند تا اين احتمال که ممکن است سوظن مالر واقعيت داشته باشد را در نظر بگيرند. چه بلايي بر سر استفاني مالر آمد؟ او چه ميدانست؟ و حقيقت ماجرايي که در سال 1994 در شهر اورفيا به وقوع پيوست چه بود؟
ژوئــل ديــکر در «ماجراي ناپديدشدن استـفـانــي مــالــر» هـمــچـــون آثــار پيــشينــش، مـا را وارد فضـايي تاريک و اســرارآميز ميکند و تــا آخــر کـتــاب، مــا را با کاراکتــرها و داستانهايشان همراه ميکند.