بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۳۷۱

خاتمی به تشخیص برسد تصمیم می‌گیرد

خاتمی   به تشخیص   برسد  
تصمیم می‌گیرد
آرمان ملی- حمید شجاعی: هر قدر جریانات سیاسی به انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 اهمیت می‌دهند و ماه‌هاست که در راستای آن فعالیت می‌کنند به همان میزان در جهت معکوس جامعه هیچ نظر و دیدگاهی نسبت به این موضوع ندارد و اساسا اولویت‌های مهم‌تری از انتخابات پیش روی مردم است. همین امر است که باعث شده در فاصله 4ماه مانده تا انتخابات 1400 نگرانی‌ها از چگونگی مشارکت مردم گسترش یابد. حداقل اصلاح‌طلبان که خود را محور مطالبات جامعه می‌دانند و موفقیت خود را در گرو مشارکت مردم قلمداد می‌کنند این احساس نگرانی را دارند که نکند تغییری در شرایط موجود به وجود نیاید و همان سناریوی انتخابات مجلس در سال گذشته به وقوع بپیوندد. از این رو بسیاری معتقدند که اصلاح‌طلبان باید تمام انرژی خود را در متقاعد کردن و ترغیب افکار عمومی بگذارند تا بتوانند مردم را پای صندوق‌های رای بکشند. هر چند که مسائلی چون بحث اجماع بر کاندیدای حداکثری و نحوه ورود به انتخابات نیز در مراتب دیگر اهمیت قرار دارد. در این راستا برای بررسی شرایط اصلاح‌طلبان معطوف به انتخابات 1400، تاثیر شرایط بین‌المللی بر بهبود شرایط در ایران و آنچه در سپهر سیاسی کشور می‌گذرد «آرمان ملی» با سعید ‌شریعتی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت به گفت‌وگو پرداخته است که می‌خوانید.

بـــا توجه به آنچه در ماه‌هاي گذشته از شرايط جامعه مشاهده شده و ماه‌‌هاي پيش رو معـــطوف به انتخابات 1400، امروز وضعيت اصلاح‌طلبان را چگونه تحليل مي‌کنيد؟

اصلاح‌طلبان در حال حاضر يعني قريب به تقريبا 4 ماه مانده به انتخابات با 3 چالش مهم روبه‌رو هستند. نخست؛ مساله کانديداتوري و اينکه چهره‌هاي اصلي جريان اصلاحات در چه سطحي امکان حضور در انتخابات را خواهند يافت. چالش دوم مساله هماهنگي ميان گروه‌هاي اصلاح‌طلب براي تصميم يکپارچه در مورد انتخابات است. سومين چالش نيز بسيج اجتماعي براي به پاي صندوق کشيدن يا همراه شدن پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان با تصميمي است که در سازمان‌هاي اصلاح‌طلب گرفته مي‌شود. اين 3 مساله اصلي است که اصلاح‌طلبان در حال پردازش و بررسي آن هستند و گروه‌ها و احزاب نيز اقداماتي را به صورت هماهنگ اتخاذ کردند که در جريان آن هستيد. اين سه چالشي که گفتم به ترتيب معکوس مهم‌ترين چالش‌هاي اصلاح‌طلبان در راستاي انتخابات پيش رو است. لذا بايد اينگونه گفت که اولا همراه کردن پايگاه اجتماعي با تصميم اصلاح‌طلبان؛ سپــس اجـــماع و در پايان رسيدن به کــانديداي مشترک. به‌هرحال مهم اين است که اصلاح‌طلبان بتواننــد سرمايه اجتماعي خود را در اين انتخابات حفظ کنند و چه مشارکت داشته باشند و چه شرايط براي مشارکت در انتخابات برايشان فراهم نشود از بدنه اجتماعي خود جدا نشوند. اين مهم‌ترين چالش اصلاح‌طلبان است.

در بحث همراه کردن مردم امر واقع بر اين است که جامعه از روندها و عملکردها ناراضي است و اين عدم رضايت گريبان اصلاح‌طلبان را هم گرفته مثل انتخابات سال 98؛ اساسا چه ترتيباتي بايد اتخاذ شود که ورق برگردد و واقعا مردم با اصلاح‌طلبان همراه شوند؟

من گفته شما را اصلاح کنم، چرا که موضوع در همين تضاد و تعارضي است که در گفته شما وجود دارد. مساله اين نيست که مردم نسبت به اصلاح‌طلبان رويگردان شدند يا به اصولگرايان روي آورده‌اند. مساله در محاق رفتن امر سياسي در ايران است و مردم به اين نتيجه رسيدند که سياستمداران به‌طور کلي راه‌حل مسائل امروز ايران و قدرت حل اين مسائل را در اختيار ندارند. لذا اين رويگرداني از کل امر سياسي است نه از اصلاح‌طلبان که البته در جاي خود بسيار براي نظام سياسي و سرمايه اجتماعي کشور بسيار نگران‌کننده است. اصلاح‌طلبان نيز به عنوان بخشي از نيروهاي سياسي داخل نظام بايد اين دغدغه را داشته باشند. ولي در رقابت انتخاباتي اينگونه نيست که اگر پايگاه راي اصلاح‌طلبان قبلا ريزش کرده باشد در سبد رقباي اصلاح‌طلبان نشسته باشد. به‌هيچ‌عنوان اينگونه نيست و به‌هرحال فضا آنقدر سرد و مسائل اولويت‌دار در زندگي مردم وجود دارد که هيچ چشم‌اندازي به‌طور روشن در چهار ماه مانده به انتخابات در مورد کنش سياسي مردم در 28 خرداد 1400 موجود نيست. توهمات و تخيلات بنده تحليلگر يا فلان کسي که در ستاد کانديداها فعال شده، نظرسازي مي‌کند و با امکاناتي که تلگرام و توئيتر در اختيار مي‌گذارد نظرسنجي درست مي‌کند که شاخص نيست. مهم اين است که فضاي انتخاباتي شکل نگرفته و متعاقب آن نظري شکل نگرفته که قابل سنجش و پايش باشد. در افکار عمومي نظر موقعي شکل مي‌گيرد که موضوعيت پيدا کند. مساله انتخابات هنوز در بين افکار عمومي ايران موضوعيت پيدا نکرده است. لذا الان هرگونه نظرسنجي در اينجا با خطاهاي فاحش مواجه و غيرقابل استناد مواجه است. بايد موضوعي اول موضوعيت پيدا کند تا بتوان در مورد آن نظرخواهي کرد. مثلا اکنون مي‌توان گفت فلان کانال تلگرامي نظرسنجي گذاشته و اين ميزان شرکت کردند اما اينکه نظرسنجي نيست صرفا اظهارنظر مخاطبان آن کانال محسوب مي‌شود. نظرسنجي تابع يکسري مقدماتي است که بتوان به آن استناد نظري و تحليلي کرد و انجام آن مبتني بر موقعيت خاص، نمونه‌گيري درست و تحليل درست است. در نتيجه اينکه گفته شود در نظرسنجي‌هاي اخير راي اصلاح‌طلبان فلان مقدار است هيچ کدام قابليت تحليل ندارد. روندها نيز روندهاي پرچالشي است. يعني نظرسنجي‌هايي هم که موسسه ايسپا هر سه ماه يک بار در مورد انتخابات انجام مي‌دهد و برخي را ديديم اينها نشان مي‌دهد که چون هنوز در جامعه نظر شکل نگرفته و مساله انتخابات 1400 موضوعيت پيدا نکرده نوسانات بسيار زياد است و نمي‌توان روندهاي تثبيت‌شده‌اي را مشاهده کرد.

اينکه مساله انتخابــات 1400 هنوز در جامعه موضوعيت پيدا نکرده درســـت اما اين مساله نافي فعاليت‌هاي معطوف به انتخابات در جريان‌هاي سياسي نمي‌شود؛ شايد تا 3 ماه ديگر نيز موضوعيت پيدا نکرد مساله انتخابات بايد همين‌طور مسکوت بماند؟

خير، جريانات سياسي فعاليت خود را انجام مي‌دهند. براي جريان‌هاي سياسي در حال حاضر دغدغه‌هاي اولويت‌‌دار ديگري وجود دارد. اکنون در محافل سياسي اولين موضوع بحث بازگشت به برجام است و همه چيز به هم گره خورده است. شما نمي‌توانيد تا قبل از اينکه وضعيت کارنامه دولت آقاي روحاني مشخص شود در مورد انتخابات 1400 صحبت کنيد. کارنامه دولت آقاي روحاني هم به‌شدت گره خورده با اينکه فرآيند‌هاي تحريم برداشته شود و طرفين توافق به برجام بازگردند. آن زمان است که کارنامه آقاي روحاني قابل ارزيابي خواهد بود. به‌هرحال آقاي روحاني از ابتدا کارنامه خود را به برجام گره زد. واقعيت اين است که سهم تحريم‌ها در ناکامي‌هاي فعلي دولت سهم بزرگي است و رفع اينها و گشايش‌هايي که ايجاد مي‌کند مي‌تواند بسيار تاثيرگذار باشد. ببينيد دولت با چشم‌انداز اينکه موانع بانکي براي نقل و انتقال ارزهاي بلوکه‌شده ايران در کشورهاي آسيايي و کشورهاي همسايه برطرف مي‌شود نرخ ارز را که امروز 23هزار تومان است در بودجه سال آينده 11هزار تومان پيش‌بيني کرده و اين اتفاق معنادار است. يعني ارزش پول ملي نسبت به وضعيت کنوني 200 درصد افزايش پيدا مي‌کند و تاثيرات خود را در اقتصاد ملي مي‌گذارد. اگر تحريم‌هاي نفتي و مالي برداشته شود اينها به‌سرعت رشد بزرگي در اقتصاد رقم خواهد زد و آثارش بر سر سفره‌هاي مردم نمايان خواهد شد. اينها چيزي نيست که بتوان از آن صرف‌نظر کرد. حال دغدغه اصلي اين است که اين مسائل اتفاق مي‌افتد يا نمي‌افتد. اگر اتفاق بيفتد که معلوم است چه جرياناتي زير فشار خواهند رفت و مقبوليت اجتماعي چه جرياناتي تغيير مي‌کند و مي‌توانند با دست گشاده‌تري با مردم سخن بگويند. اينها مسائل مهمي است که تا تعيين تکليف نشود مساله انتخابات موضوعيت پيدا نمي‌کند. الان چالش اصلي بين نيروهاي سياسي داخلي اين است که طرفداران و حاميان آقاي روحاني که کاميابي دولت برايشان سکوي پرتابي براي انتخابات 1400 است تمام تلاششان بر اين جهت است که گره‌ها از پيش پاي آقاي روحاني برداشته شود. در مقابل تندروهايي که همه سرمايه‌گذاريشان براي آينده را روي ناکامي و عدم موفقيت دولت قرار دادند و بر آن تکيه دارند تلاش مي‌کنند که اين اتفاق نيفتد. صحبتي که آقاي حدادعادل انجام داده بود که نبايد بگذاريم برنده بازگشت به برجام آقاي روحاني باشد و اينها مي‌خواهند ارز را پايين بياورند بسيار روشن است. اين اقدامي که مجلس در به‌هم‌ريختن بودجه سال آينده مي‌‌کند، باوجود نظر دولت در رديف‌ها، منابع و مصارف تغييرات ماهوي ايجاد مي‌کند، نظراتي مي‌دهد که مخالف نظر دولت است، سياست‌‌هاي دولت را با چالش مواجه مي‌کند و در يک مورد نرخ ارز را حداقل 50 درصد بالاتر از برآورد دولت مي‌بندد و مي‌خواهد از محل افزايش نرخ ارز يارانه نقدي دهد و پول‌پاشي را دم انتخابات ترويج ‌دهد همه نشانه‌هاي روشني است که چالش کجاست. تا اين چالش حل نشود انتخابات نه بين افکار عمومي و نه سياسيون به‌طور جدي مطرح نخواهد بود.

پس مي‌توان اينطور برداشت کرد که همراه کردن مردم براي حضور در انتخابات در گرو برداشته شدن تحريم‌ها و بازگشت پول‌هاي بلوکه‌شده ايران در برخي کشورهاست؟

بله، گشايش‌ها در اقتصاد ملي در ايجاد اميد و نشاط در جامعه بسيار مهم و موثر است. بخش مهمي از نارضايتي اقتصادي انباشت‌شده در کشور و مهم‌ترين چالش در ايجاد نارضايتي جامعه که در سال‌هاي 96 و 98 خود را بازتاب داد. عموم مردم از اينکه نمي‌توانند با حقوق و دستمزدي که مي‌گيرند اقتصاد خانوار خود را بگردانند دچار مشکلند و قدرت خريد و ارزش پول ملي به‌شدت پايين آمده است. اينها عمدتا ناشي از وجود تحريم‌هاست و تا وقتي اين حل نشود بخش بزرگي از نارضايتي‌ها بر جاي خود برقرار است. تا ديروز مي‌گفتيم ترامپ؛ اما حال که ترامپ رفته و دولت ديگري در آمريکا روي کار آمده قرار است چه اتفاقي رخ دهد که ما مساله خود را حل کنيم؟ بعيد است هيچ وقت ديگري فرصتي از اين فراهم‌تر براي بازشدن اين گره‌ها به‌وجود آيد. عوايد اين مقاومتي که ملت 3 سال انجام داد قرار است چه زماني بر سر سفره آنها بيايد. البته مردم مسببان اتفاقات 96 و 98 را از خاطر نمي‌برند و اين اتفاقاتي که در آن مقاطع افتاد از خاطر تاريخي ملت ايران حذف نمي‌شود اما به هر حال زندگي جاري است. ما در سال 74 اعتراضات اجتماعي داشتيم اما در انتخابات مجلس پنجم همان سال شاهد مشارکت بالايي بوديم و ترکيب مجلس پنجم نسبت به مجلس چهارم دگرگوني‌هاي جدي داشت. در سال 88 يک بحران سياسي ناشي از مسائل انتخابات داشتيم که تقريبا سياست را به محاق برد اما در سال 92 بازگشتي جدي به انتخابات داشتيم و مردم با عبور از اتفاقات 88، انتخابات پرشور 92 را رقم زدند. اين رويکرد بدين معني است که جامعه بالنده و پويا و به اقتضاي زمان تصميم مي‌گيرد، زنده است و نمرده و با کنش‌هاي خود پيام‌هاي روشني به حاکميت مي‌دهد. لذا من بسيار اميدوارم که اگر اين گره‌ها از پيش پاي دولت و حکومت برداشته شود بازگرداندن اميد و نشاط به جامعه براي افزايش مشارکت سياسي کار دشواري نخواهد بود.

نگرش‌‌ها نسبت به کانديداها و اجماع در جريان اصلاحات به دو دسته تقسيم مي‌شود؛ نخست افرادي که چهره‌هاي شناخته‌شده و سابقه‌دار مثل آقايان خاتمي يا جهانگيري يا چهره‌هاي جديد و ناشناس؛ اساسا بازگشت اصلاح‌طلبان به سمت چهره‌هاي ابتدايي خود مي‌تواند در جامعه ايجاد موج يا حتي راي‌آوري ايجاد کند؟

اکنون ما پس از 42 سال از شکل‌گيري جمهوري اسلامي و دوازده دولتي که پشت سر گذاشتيم اينکه فکر کنيم چهره‌اي در اين درجه وجود دارد براي ملت ناشناخته است و مي‌توان وي را به مردم معرفي کرد که ديکته نانوشته داشته باشد نانوشته نيست. به‌هرحال نظام سياسي به سن و سالي رسيده که براي اين پست‌ها خيلي نمي‌توان دنبال افراد صفر کيلومتر گشت. به‌هرحال اگر بخواهند مر قانون را هم در نظر بگيرند، بايد رجال سياسي و مذهبي باشند که مدير و مدبر بوده و سابقه مديريتي داشته باشند. در اين خصوص نيز همه افراد مدنظر در سمت‌هاي مختلف پرونده قابل ارزيابي دارند. نه در اصلاح‌طلبان و نه در اصولگرايان و مستقلان اينگونه نيست که افرادي باشند که بدون کارنامه به صحنه بيايند و مردم هم به آنها اقبال نشان دهند. خصوصا با اين شبکه‌هاي اجتماعي و دسترسي‌هايي که وجود دارد ظرف يکي دو روز تمام سوابق افراد درمي‌آيد و اينگونه نيست که بگوييم فلان کس کاري نکرده است. مگر اينکه طرف در چهل سال گذشته کاري نکرده باشد که نشان مي‌دهد در اين سال‌ها هيچ مسئوليت و سابقه مديريتي نداشته که بخواهد ارزيابي شود. فرآيندي که اصلاح‌طلبان براي تجديد ساختار نهاد اجماع‌ساز خود آغاز کردند هر طور که عمل مي‌کند؛ تاکيد محکم بايد بر روي توصيه‌هاي دقيقي باشد که آقاي خاتمي به گروه‌هاي اصلاح‌طلب مشارکت‌کننده در اين ترکيب جديد اين نهاد داشته است. اصلاح‌طلبان اگر دقت‌نظر داشته باشند و اين توصيه‌ها را در فرآيندهاي خود لحاظ کنند نتيجه قابل قبولي را خواهند گرفت و فارغ از اينکه چه نتيجه‌اي در انتخابات رقم خواهد خورد سربلند از اين آزمون بيرون خواهند آمد.

بازي با اسم آقاي خاتـــمي و طرح حضور وي در انتخابات 1400 را چطور ارزيابي مي‌کنيد و ميزان نفع و ضرر آن براي اصلاح‌طلبان تا چه حد است؟

جايگاه آقاي خاتمي در بين اصلاح‌طلبان مشخص است و تصميم در مورد رفتار سياسي او با خود ايشان است و ما در جايگاهي نيستيم که تشخيصي فراتر از خود آقاي خاتمي داشته باشيم. هرچند که شرايط نيز شرايط سيالي است. بنده نوعي در جايگاهي نيستم که براي آقاي خاتمي تعيين تکليف يا توصيه‌اي داشته باشم. آقاي خاتمي سياستمداري است که در لحظه موضوعات را پيگيري مي‌کند و هر هفته جلسات متعددي با مشاوران سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود دارد و اوضاع جامعه را رصد مي‌کند و تبعا تشخيص اين موضوعات با خودش است و کسي نمي‌تواند پيشنهادات عجيب و غريب روي ميز ايشان بگذارد. البته من فکر مي‌کنم که اگر او به اين تشخيص برسد که مي‌تواند در انتخابات بيايد و مثمرثمر باشد خودش تصميم بگيرد. اما طرح نام ايشان هر از چندگاهي بدون توجه به ملاحظات ايشان درست نيست و آقاي خاتمي در موقعيتي است که هر تصميمي لازم باشد با نظر مشورتي مشاوران و احزاب حامي اصلاح‌طلب خواهد گرفت. ما نبايد قبل از خود او تعجيل و تسريعي در پيش کشيدن نامش داشته باشيم و از اين سرمايه بهره‌برداري نابجا نکنيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی