ديروز نماينده دوم سبزوار، محبينجمآبادي در سخناني غيرمتعارف اهالي رسانه را به شعبان بيمخها تعريف و واقعه تلخ سيلي زدن عنابستاني بر چهره سرباز راهور را «از کاه کوه ساختن» خواند. با توجه به سخنان محبينجمآبادي به موضوع فضاي مجازي ميپردازم: وقتي که حکومت مشروطه در ايران مستقر شد و براي نخستين بار اصل تفکيک قوا يعني قواي مجريه، مقننه، قضائيه برابر قانون اساسي تعريف و شرح وظايف آنها معين شد، سوال اهل فن اين بود «جايگاه مردم در قانون اساسي و به عنوان ملت چيست؟» عقلاي قوم در آن موقع مطبوعات را رکن چهارم آزادي تعريف کردند. يعني قوهاي که مردم با تکيه بر آن بر عملکرد سه قوه ديگر نظارت داشته باشند، مطبوعات را تعريف کردند. اما متاسفانه از همان زمان مشروطه، مطبوعات مستقل در ايران پا نگرفت. نخستين دادگاه مطبوعاتي مربوط به روزنامه روحالقدس و مديرمسئول آن شيخ احمد تربتي، معروف به سلطان العلماء بود. فردي که در دادگاه اول مطبوعات تبرئه شد با حضور هيات منصفه اما در واقعه باغشاه و بمباران مجلس به شهادت رسيد. بغض محمدعليشاه نسبت به او به اندازهاي بود که دستور داد پس از ضرب و شتم او و مجروح کردنش، جسد نيمهجانش را در چاه بيندازند و تا چندين روز صداي ناله نخستين مديرمسئول مطبوعاتي که در دادگاه مطبوعات تبرئه شده بود از چاه شنيده ميشد. بعد از آن آنگونه که اهداف اوليه تعريف مطبوعات به عنوان رکن چهارم آزادي در تبيين و تعريف توان مردم در مقابل قواي سهگانه بود، به هر علت شکل نگرفت. تا اينکه به همت فضاي مجازي نهاد تازهاي در جهان پا به عرصه وجود گذاشت و آن فضاي مجازي است. فضاي مجازي، مرز و حصار و بگير و ببند نميشناسد. نياز به مجوز ندارد و با يک دوربين ساده و يک تلفن معمولي ميتوان به اندازه يک موسسه بزرگ مطبوعاتي کاربرد داشت؛ کاربردي فراسوي مرزهاي کشور. در آني ميشود با يک موبايل و دوربين آن به صيد تخلفات پرداخت و به آني آن را در فضاي مجازي پخش کرد...
ادامه صفحه 11