امسال ظاهرا به هر قيمتي شده دوستان تصميم دارند جشنواره بزرگ و مهم فيلم فجر را برگزار کنند.
هرچند ليست فيلمهايي که توقيف شدهاند اگر به اندازه کافي بامزه نباشد، دليل توقيف شدن آنها به اندازه کافي بامزه و بانمک است.
در سالهاي گذشته جشنواره فيلم فجر بيشتر از اينکه يک رخداد فرهنگي مهم باشد، يک رخداد عجيب و غريب بوده است.
در شرايطي که حدود 83 درصد ساکنين سرزمين اينستاگرام، مُدل «وورک ات مدلينگ!» و طراح، «گاهي خياط، شايد دوزنده!» لباس تشريف دارند، نميدانم چرا در يک همايش، رخداد يا جشنواره ما بايد همواره شاهد پوشيدن سفره، دمکني، پرده، روميزي و روبالشي توسط شرکتکنندگان و حضار و مدعوين باشيم؟!
نمونه اعظم آن به آخرين جشنواره فيلم فجر برميگردد که واقعا در حد ديوار مهرباني چهره شهر را زشت کرده است. شما جشنوارههاي فيلم اين خارجيها را ببينيد، از بس بيپول و فقير هستند که کلا يک دست کت و شلوار ساده ميپوشند، آن وقت اينجا فلان بازيگر که نقش مرد رهگذر را در فيلم ايفا کرده، يک کُت به تن ميکند که مثل تصاوير سه بعدي اگر يک دقيقه به آن خيره شويد، تصاوير مرغ خسته و خرس زبل را هم در آن پيدا خواهيد کرد.
باور کنيد اگر لباسهاي بازيگران و هنرمندان عزيز در جشنواره فيلم فجر را گرفته و آتش بزنيم، حدود 50 تا 70 درصد زيبايي شهر را افزايش دادهايم. آن 50 تا 30 درصد باقي مانده هم مربوط به نصب کولر و آويزان کردن رخت و لباس روي طناب در بالکن است. وجدانا 50 درصد کم نيست، سي و خردهاي درصد از همين 50 درصد را هم صابر ابر و نويد محمدزاده تصاحب کردهاند و جا به جوانان جوياي نام نميدهند.
ظاهرا چنين است که هنرمندان به يک فروشگاه ميروند يا به يک طراح لباس پيغام ميدهند: «زشت مِشت! بدقواره! سفره يهبارمصرفطور، چي تو دست و بالت داري!؟» اگر نه اين حجم از بد لباسي و عجيبپوشي توجيه ديگري ندارد.
نميدانم اين طراحهاي لباس چرا اجازه ميدهند اينجوري آنها را تبليغ کنند. وجدانا اصلا جالب نيست مردم همينطور که دلشان را ميگيرند و از خنده ريسه ميروند با يکديگر بگويند: «طراحشم فاميليش خراباتيه! قيژ قيژ قيژ!». اصلا بعد از هر دوره جشنواره فيلم فجر مديران «رالف لائورن» و «گوچي» و «لويي ويتون» اعلام ورشکستگي کرده و پشمکسازي باز ميکنند منتهي با پادرمياني بزرگترها دوباره به اين کار برميگردند.
البته طبيعي هم است. در شرايطي که کلا فيلمهايي که شانس راهيابي به جشنواره را داشتهاند به تعداد انگشتان دو دست و دو پا نميرسد، براي داغ کردن تنور جشنواره، هنرمندان چارهاي ندارند؛ بنابراين دست به چنين کارهايي ميزنند.
اصلا بعيد نيست که امثال يک نفر بيايد و از کلاهش خرگوش در بياورد و جلوي دوربين و حضار ژانگولربازي در آورده و از دهانش آتش بيرون بزند.
حالا سينما دارد ورشکست ميشود خب به درک! به مسئولان سينمايي چه ربطي دارد؟ سينما خودش برود و يک کاري بکند تا ورشکسته نشود. جلوي نابودي و ورشکستگي سينما را هم مسئولان بايد بگيرند؟ برويد و خجالت بکشيد!
سالهاست تلاش ميشود سينما و چنين مقولات زشتي از جامعه پاک شوند و کسي سراغ اين قرطيبازيها نرود، آن وقت يک عده منتقد انگار دنبال زيربغل مار ميگردند .به راستي هنرمندان از جان سينما چه ميخواهند؟ برويد دنبال يک شغل آبرومند... با آن لباسهايتان!