بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۱۳۰

مسیح باز مصلوب

مسیح باز مصلوب
مهدیه کوهی‌کار داستان‌نویس

«سِفر خروج» نـــمــايشنامه‌اي اســت از عبدالرحمان شرقاوي، شاعر، نمايشنامه‌نويس، نويسنده، روزنامه‌نگار و متفکر مســلمان فقيد مصري. اين نمايشنامه کــه شامـــل دو بخش (بخش اول شامل سيزده فصل و بخش دوم شامل شش فصل) مي‌شود روايتي است مستند از قيام پيشواي سوم شيعيان و يارانش براي زنده‌نگهداشتن انسانيت و آزادگي و شرح مصائبي که در اين راه دشوار بر ايشان رفته است.

اين نمايشنامه گرچه بر پايه‌ مستندات تاريخي نگاشته شده، اما تخيل قوي نويسنده اين اثر را از واقعه‌اي تاريخي به روايتي پرشور تبديل کرده ‌است. نمايشنامه با خبر مرگ معاويه و شرح تمايل مردم براي بيعت با امام‌ حسين آغاز مي‌شود و با ذکر جزييات سرانجام بانيان واقعه‌ عاشورا به پايان مي‌رسد. جز شرح حرکت امام‌ حسين از مدينه به کربلا و اشاره به وقايع کوفه، توجه به فرهنگ و آداب قوم عرب و شرح کينه‌جويي‌ها و غرض‌ورزي‌هاي آنان و نيز تمايل آنها به شعر و شاعري، که از خصايص بارز اعراب است، اين نمايشنامه را به اثري قابل‌توجه تبديل کرده‌.

شرقاوي در اين اثر، با اشاره به چند روايت تاريخي مهم در صدر اسلام، استادانه، ريشه‌ جنگ‌افروزي‌ها و عداوت‌هاي اعراب با نوادگان پيامبر را بيان مي‌کند. همچنين نويسنده در ميانه‌ اين روايت‌ها، شخصيت حسين‌بن‌علي را، با به‌کارگيري دو روش متفاوت، با حمزه، عموي پيامبر و نيز عيسي‌مسيح مقايسه کرده. در جاي‌جاي نمايشنامه، بارها، امام حسين از زبان خود و يارانش، صراحتا، به مسيح مانند شده و از اين طريق بي‌گناهي امام و جهالت و خيانت اطرافيان ايشان به تصوير کشيده شده ‌است. در جايي حسين‌‌بن‌‌علي صراحتا اشاره به مصلوب‌شدن مسيح بر دروازه‌ شهر و گريه‌ حواريون او زير سايه‌ خار مي‌کند، درحالي‌که از ترسشان مسيح را انکار مي‌کنند. نيز شرقاوي با بيان سرانجام کار «وحشي»، تلويحا اما حسين را با حمزه يکي دانسته و پيشاپيش، به ‌بدفرجامي خائنان او اشاره مي‌کند. وحشي، غلامي که به دستور هند، همسر ابوسفيان، با نيزه، حمزه را در جنگ اُحد به قتل رسانده، در سال شصت هجري، به آوارگي، مي‌خوارگي و هذيان‌گويي مبتلا شده‌ و بار سنگين ندامت را بر دوش مي‌کشد.

در ترجمه‌ اين اثر، مترجم -غلامرضا امامي- نيز با انتخاب نام «سِفر خروج»، اما حسين را به موسي مانند کرده ‌است. «سِفر خروج» دومين کتابِ «کتاب مقدس» و درباره‌ خروج بني‌اسرائيل از مصر به هدايت موسي است. اين همه اما سبب ‌نشده تا شرقاوي نگاهي تک‌بعدي و سطحي به هريک از طرفين جنگ داشته باشد، از همين‌ رو نويسنده کوشيده تا خواننده، از ميان گفت‌وگوها، نظريات و عقايد جبهه‌ مخالف امام حسين را نيز شنيده و گاه خود را در جايگاه ايشان قرار دهد. به‌عنوان نمونه، در فصلي که به بحث بر سر جانشيني يزيد پرداخته شده، اسد، شيخ حجازي‌اي که ساکن کوفه است و بعدها در قتل مسلم، پسرعموي اما حسين، نقشي تاثيرگذار ايفا مي‌کند، دو عامل را در عدم بيعت خود با امام حسين مهم مي‌داند، اولي قبح شکستن پيماني است که با معاويه بسته و دومي ممانعت از خون‌ريزي در جامعه‌ مسلمين است. در فصلي که کوفيان تصميم به حمله به دارالحکومه و آزادي هاني‌بن‌عروه دارند نيز مکالمات ميان مادران بيوه با فرزندان جوانشان و نيز مردان جنگي و همسرانشان اين روايت را از يک‌سويه‌‌نگري خالي ساخته است. اين مساله در فصل رسيدن به فرات و در مکالمات طولاني ميان بُرير، شيخ عراقي و سعيد يکي از ياران امام حسين، به اوج خود مي‌رسد؛ زيرا نويسنده، هوشمندانه، با طرح پرسش‌هايي از جانب سعيد، نه تنها بُرير و تصميم او مبني بر جنگ با ابن‌زياد را به چالش مي‌کشد، بلکه علاوه بر برانگيختن ترديد و شک خواننده از طريق همذات‌پنداري با سعيد، دشواري انتخاب راه آزادگي و حق در مقابل فريبندگي‌هاي زندگي را نيز آشکار مي‌سازد.

فصل پاياني «سِفر خروج» را مي‌توان اوج هنر و تخيل عبدالرحمان شرقاوي به‌شمار آورد. در اين صحنه، يزيد که براي شکار به صحرا رفته تنها و سرگردان با خيال اما حسين ملاقات مي‌کند. يزيد که گرما و تشنگي بر او غالب شده پس از گفت‌وگو با حسين‌‌بن‌علي و زينب، از دور شاهد فرجام عمربن‌سعد‌ و ابن‌زياد و شمر به دست مختار ثقفي مي‌گردد. فصل با سخنان اما حسين و توصيه‌ او به زنده‌‌نگه‌داشتن نامش پايان مي‌يابد، زنده‌نگه‌داشتن نامش در هرکجا و در هر زمان، فارغ از هر فرقه و تعصبي، آن هنگام که دروغگويان و راستگويان به‌هم آميخته مي‌شوند و آن‌هنگام که جهل و ناداني عرضه مي‌شود و علم به سخره گرفته مي‌شود، آنجا که قدرتمندان راه نفاق و دورويي مي‌پيماند و خون‌خواري مي‌کنند. آنجاست که حسين ديگربار زنده شده و تن‌دادن به سکوت و ذلت قرباني دوباره‌ اوست.

نام کتاب: سفر خروج

نويسنده: عبدالرحمان شرقاوي

مترجم: غلامرضا امامي

ناشر: اميرکبير

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی