بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۱۲۸

دیدن یا ندیدن

دیدن یا ندیدن
نیلوفر اجری منتقد ادبی

«يادداشت‌هاي سردبير هاياتسک» يک رمان کوتاه است و همانطور که از عنوانش هم پيداست نويسنده از قاب يادداشت‌ براي شرح‌‌وبسط داستان خود بهره برده. اين قاب، پتانسيل‌هاي خوبي دارد که براي نمونه مي‌توان اشاره کرد به بازبودن دست نويسنده در بيان موضوعات مختلف بدون لزوم به پايبندي جزييات زماني و نيز نکات ريز غيرضروري. بااين‌حال عنوان کتاب نبايد اين تشکيک را به‌وجود بياورد که يادداشت‌نويسي‌هاي راوي تنها به بيان فعاليت‌هاي حرفه‌اي محدود مي‌شود. اتفاقا از اين نظر متن انعطاف قابل‌توجهي دارد و پيوند داستاني بين ماجراهاي شخصي و حرفه‌اي برقرار شده که به‌نوعي خاطره‌نويسي نيز شباهت دارد.

داستان بدون اتلاف وقت با توصيف موقعيت مکاني دفتر ماهنامه‌ هاياتسک (در ارمني به معني نگاه) شروع مي‌شود. همچنين با شخصيت‌هاي اصلي داستان در حد نقش‌هايشان (منشي، گرافيست، آبدارچي و راوي-سردبير) و حتي بعضي نقش‌هاي فرعي آشنا مي‌شويم. اين ايجاز و انتقال اطلاعات سرراست به مخاطب تا انتهاي کتاب حفظ مي‌شود و از مولفه‌هاي يک‌دست‌بودن متن است. اما اين تنها ويژگي مثبت متن داستان نيست. زبان ساده‌ و به‌اصطلاح روزنامه‌نگاري راوي اول‌شخص هم در فرم و هم محتوا در خدمت داستان است. توصيف و صحنه‌هايي که نويسنده از مکان‌ها و کنش‌ها بيان مي‌کند نيز موقعيت‌هاي بسيار تصويري و قابل تصوري را مي‌سازد که مي‌تواند به‌دليل تبحر روبرت صافاريان و تجربه‌‌اش در بخش سينما باشد. نکته‌ حائز اهميت اين است که کل داستان در تک‌مکان (دفتر هاياتسک) اتفاق مي‌افتد. با وجود اين، مخاطب به‌هيچ عنوان دچار ملال نمي‌شود؛ چراکه نويسنده، اتفاق‌ها را به‌طرزي موجز روايت مي‌کند، همچنين هرکجا لازم است مطلبي از گذشته (فلاش‌بک) يا از آينده (فلاش‌فوروارد) بيان مي‌شود تا هم خواننده اشراف بيشتري نسبت به مسائل داستان پيدا کند و هم بار تعليق ماجراها حفظ شود. بنابراين در نگاهي کلي، به اين نتيجه مي‌رسيم که اين کتاب را بدون درنظرگرفتن جغرافيا و فضايي که نويسنده ساخته، نمي‌توان بررسي کرد. فضايي که درعين واقع‌گرايي، ويژگي‌هاي تمثيلي نيز دارد. به اين معنا که دفتر ماهنامه علاوه بر اينکه بر ماهيت خودش دلالت دارد، تمثيلي از جامعه‌ ارامنه در ايران است. در همين راستا بيرون از دفتر و آنچه که در کل ساختمان يا از فراز پنجره‌ها مي‌بينيم يا از آن مي‌شنويم، جامعه‌ بزرگ‌تري ا‌ست که مي‌تواند تمثيلي از کليت ايران باشد. با اين نگاه متوجه دغدغه‌هاي نويسنده نسبت به مسائل مختلف زيادي مي‌شويم. دليل انتخاب موقعيت مکاني براي ساختمان دفتر (چهارراهي در خيابان انقلاب) نيز در همين دغدغه‌مند نهفته است؛ چراکه از اين طريق، راوي توانسته چشم‌انداز جامعه‌ اجتماعي و سياسي پيرامون خود را شرح دهد. همچنين نويسنده به تعارضات ميان جامعه‌ ارامنه‌ ايران هم با يکديگر (بر سر مسائل مذهبي، حزبي و سياسي) و هم با جامعه‌ بزرگ‌تري که در آن زندگي مي‌کنند، مي‌پردازد. به‌عنوان مثال، بازخوردهاي بد و حتي خشونت‌آميزي که در مواجهه با ازدواج ارامنه و مسلمانان پيش مي‌آيد. و نويسنده نه به‌صورت شعاري بلکه با ساخت موقعيت‌هاي داستاني، مانند يک مکالمه‌ تلفني نسبتا کوتاه به آن اشاره مي‌کند. نکته‌ قابل توجه اين است که در برخورد اجتماعي با اين اتفاق، از واژه‌ «ايراني» در مقابل «ارمني» استفاده نمي‌شود، بلکه در يک سمت از مليت يک جامعه (ارامنه) و در سمت مقابل از دين (اسلام-مسلمانان) نام برده مي‌شود. همين ترکيب واژگان که حتي در بيان هم نامتوازن است به عمق واکنش‌هايي اشاره مي‌کند که خواه‌ناخواه با قرارگرفتن افراد دو اجتماع در کنار هم به‌وجود مي‌آيد. هرچند محور اصلي داستان، تنها واشکافي اين مشکل نيست، اما نويسنده با ظرافت تمام بذر تفکر نسبت به آن را در ذهن مخاطب خود مي‌کارد. همچنان که در ارتباط با مسائل متعدد ديگر، همين تاثير را روي خواننده مي‌گذارد. مانند اشاره به استحکام ساختمان به‌علت معماري زرتشتياني که ساکنان پيشين آن بودند در اين مورد هم مي‌توان نگاه جامعه‌شناسانه و عميق‌تري به اين بيان تلويحي نويسنده داشت. در تحليل محتوايي، خوب است به فضاسازي از طريق اِلمان‌هاي موجود در طبيعت هم بپردازيم. داستان از فصل سرد زمستان آغاز مي‌شود. بارندگي‌هاي پي‌درپي به ساختمان و از همه بيشتر دفتر ماهنامه‌ هاياتسک آسيب مي‌زند. از طرف ديگر ادامه‌ کار ماهنامه چه از اين طريق و چه مشکلات ديگر در خطر است. اما درست زماني که تصور مي‌شود همه‌چيز درحال فروپاشي ا‌ست نويد بهار و به‌نوعي فصلي ديگر براي ادامه‌ حيات ماهنامه را شاهد هستيم.

نام کتاب: يادداشت‌هاي سردبير هاياتسک

نويسنده: روبرت صافاريان

ناشر: مرکز

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی