در دو دهه گذشته نمايندگان جريانهاي سياسي ايران (چه در سطح دانشجويي و چه رهبران سياسي) را بيشتر در قالب «مناظره» کنار هم ديدهايم، ولي خوشبختانه اخيرا نمونههاي «گفتوگو» ميان نمايندگان اين جريانها افزايش يافته است. در گفتوگو بر خلاف مناظره، هدف شکست دادن رقيب نيست و در آن تلاش براي شناختن موضع و استدلالها و موقعيت ديگري و رسيدن به فهم مشترک، تعديل و تغيير نظر طرفين و يافتن راهحل براي مسائل مشترک بيشتر ميشود. 10 نمونه زير از مثالهاي خوب اين نوع گفتوگوي ميانجرياني در ماههاي اخيرند: گفتوگوهاي ويدئويي مهدي نصيري (با گرايشهاي اصولگرايانه) با چهرههاي متکثر سياسي (از جمله امثال عليرضا علويتبار اصلاحطلب)، گفتوگوهاي علي عليزاده مخالف برجام با اصلاحطلبان مدافع برجام (از جمله مصطفي تاجزاده)، لايوهاي حمزه غالبيِ اصلاحطلب با جوانان اصولگرا. پادکست اقتصادي «سکه» که ميزبان گفتوگوي مسالهمحور با جمعي از اقتصاددانان جوان با گرايشهاي سياسي متکثر است. پادکست «اقتصاد ايران در گذر از بحران» که در آن صادق الحسيني با گرايشهاي ميانهرو و علي مروي با گرايشهاي اصولگرا حول مسائل مشخص و راهحلهاي سياستياش به اشتراکنظر قابلتوجهي ميرسند. پادکست «انديشکده سياستگذاري اقتصادي تهران» که حول مسائل اقتصادي ميان کارشناسان متکثر پل ميزند و آنها را به اجماع سياستي فراجناحي نزديک ميکند، گفتوگوهاي مفاهمهايتر اخير رسانههاي اصولگرايي مثل تسنيم با چهرههاي اصلاحطلب (از جمله عباس عبدي)، نشستهاي انديشکده «شفافيت براي ايران» که از کارگزاران بسط شفافيت (چه بهاره آروين اصلاحطلب در شورا، چه از احسان خاندوزي اصولگرا در مجلس و چه سامانه شفافيت قوه قضائيه) حمايت ميکند و ميان سياستپژوه و سياستگذار و افکار عمومي پل فراجناحي ميزند. گفتوگوهاي مکتوب ميانجريانيِ بيشتر (مثلا پاسخ مکتوب شهاب اسفندياري اصولگرا به سوالاتي که يک اصلاحطلب درباره ممنوعيت ورود واکسن از آمريکا و انگلستان طرح کرده بود و صدها گفتوگوي لايو اينستاگرامي که در همين ماهها ميان نمايندگان جريانهاي متنوع برگزار شد. انواع گفتوگوهاي درونجبههاي هم به مدد ارتباطات و گفتوگوهاي آنلاين بيشتر در شرايط شيوع کرونا رو به افزايش است. برخلاف زبان و تنش ديگريستيزي که در توييتر و برخي رسانهها ميبينيم، زبان و جنس و رويکرد گفتوگو در نمونههاي بالا بسيار بيشتر از گذشته «گشوده به ديگري»، «آزاد و شفاف»، «مسالهمحور»، «حلمسالهاي» و «پذيراي تکثر واقعا موجود» است و براي «مذاکرات اجتماعي» و ساختن اجماعهاي فراجناحي ضروري است. اصولگرايان و اصلاحطلبان با همه تکثر درونياي که دارند هيچيک نميتوانند (و نميخواهند) گروه ديگر را معدوم کنند و به رسميتشناسي وجود ديگري و ضرورت دامن زدن به گفتوگو و مذاکره با او براي رسيدن به درک و ائتلافهاي مسالهمحور از پيشنيازهاي حل مساله در سطح ملي و نهادهاي حکمراني است. متاسفانه هنوز بسياري از نيروها و نهادهاي اصلاحطلب و اصولگرا به قدر کافي تن به اين نوع گفتوگو با رقبايشان نميدهند، اما همين جوانههاي گفتوگوي ميانجرياني نويدبخش است.