بستن
کد خبر: ۱۰۰۷۰۶۰

آخرین نصیحت‌های پدربزرگ

آخرین نصیحت‌های پدربزرگ
حسین جان‌بزرگی

روزي که بابابزرگ خواست عمرش را بدهد به شما، همه‌ ما نوه، نتيجه‌ها را جمع کرد دور خودش و گفت بريد چوب بياريد مي‌خوام آخرين نصيحتام رو بهتون بکنم. با چشمان مظلوم بهش نگاهي انداختيم تا بلکه بيخيال شود. نشد. گفت خاطرتون جمع نصيحتامو يواش اعمال مي‌کنم.

آن روز هوا خيلي سرد و برف زيادي هم روي زمين نشسته بود. توي آن هواي سرد که گربه را مي‌زدي از خانه بيرون نمي‌آمد، کلي گشتيم تا بالاخره و با هزار مصيبت، در حالي که از فرط سرما دست‌ها و پاهاي‌مان کرخت شده بود، براي بابابزرگ چوب آورديم. بابا چوب‌ها را که ديد برق شادي توي چشمان بي‌رمقش درخشيد. پيش‌دستي کرده و گفتم مي‌خوايد بگيد که اگه اين چوبا کنار هم باشن هيشکي نميتونه بشکن‌شون، پس ما هم تو زندگي پشت هم باشيم؟ بابابزرگ نگاه سرشار از محبتي بهم انداخت و گفت: نه پسرم. مي‌خوام بگم اين دم آخري خيلي هوس چايي آتيشي کردم. برو رو تراس و باهاشون آتيش درست کن و يه چايي آتيشي بذار. چوب‌ها را آتش زديم و يک قوري چايي گذاشتيم روي‌شان تا حسابي دم کشيد و آورديم. بابا هورتي چايش را خورد و درحالي‌که سعي مي‌کرد به سختي نفس بکشد تا ما قانع شويم دارد مي‌ميرد، رو به ما گفت: فرزندانم، توي زندگي سعي کنيد هميشه به ساز دنيا برقصيد و گرنه دنيا سازشو مي‌کنه توي... لحظه‌اي مکث کرد و به چهره‌هاي نگران‌مان نگاهي انداخت تا ببيند کدام‌مان گزينه‌ي مناسب‌تري هستيم. خوش‌بختانه کسي را پيدا نکرد و بيخيال شد. بعدش بلافاصله گفت: اصلا شما بي‌خود کرديد به ساز دنيا نرقصيد. بايد برقصيد.

همگي گفتيم بله چشم. يکي پرسيد: يعني چکار کنيم؟ بابا گفت آفرين. بعد اشاره کرد به من و گفت مثلا اين ديلاق رو ببينيد! اگه فرداروزي خواست کار کنه و دنيا هي جلوش سنگ انداخت، يا خواست ازدواج کنه اما تواناييشو نداشت، يا خواست ماشين بخره ولي عرضه‌شو نداشت بخره، يا حتي پول نداشت يک کافي شاپ ساده بره، يا تواناييشو نداشت حتي خودشو بيمه کنه، بايد بدونيد که اينا همه کار دنياست. نميشه کاريش کرد. شما در همه‌ اين احوال سعي کنيد برقصيد. حالا بريد باقي اون چوب‌هاي نيم‌سوخته رو از روي تراس بياريد تا بهتون بگم دنيا سازش رو مي‌کنه کجا! متاسفانه بابا نرسيد نصيحتش را تمام کند و چوب‌ها را که آورديم ديديم که بابا عمرش را داده به شما.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی