انتظار اين است که جو بايدن به اين سمت حرکت کند که سياست فشار حداکثري دونالد ترامپ را کنار بگذارد. وي قبول دارد که سياست ترامپ در قبال ايران شکستخورده است و نقطه عطف سياست او در قبال ايران نيز همين عرصه است که حتي اگر شکست آن را اعلام نکند اما در عمل در آن تغييراتي ايجاد کند. درست است در سه سال اخير فشارهاي بسيار زيادي بر ايران تحميل شد اما پيش از آن راحتتر با ايران تعامل ميکردند و حداقل در جريان اقدامات ايران بودند، درحاليکه در دوره ترامپ اين امر ديگر ميسر نبود. اين نکته بسيار مبناييتر از لغو تحريمهاست؛ زيرا سياست ايالاتمتحده را در قبال ايران مشخص ميکند. اين يک مساله رويکردي است و آينده را قابل پيشبينيتر ميکند. بايدن در چند روز اخير فرمانهايي را صادر کرد که يکي از آنها به اتباع 7 کشور مجوز داد تا به آمريکا تردد داشته باشند که نشان ميدهند، رويه او تندروي همچون ترامپ نيست و يک اقدام مثبت قلمداد ميشود، هرچند صرفا مخصوص ايران نيست اما نشان ميدهد که او حداقل در موارد انساني و حقوق بشري جانب احتياط را رعايت ميکند و در اين موارد فشار وارد نميکند. اين فرمان او در نوع نگاه به ايران موثر است، بنابراين يک گام مثبت است. او از سوي ديگر عنوان کرده است که وزارتخانههاي خارجه، خزانهداري و بازرگاني در هماهنگي با وزارت بهداشت و خدمات انساني و آژانس توسعه بينالملل، تحريمهاي مالي و اقتصادي چندجانبه آمريکا را فورا مورد بازبيني قرار دهند تا مشخص شود که آيا اين تحريمها بيجهت مانع پاسخ به همهگيري کرونا شده است يا نه و تحريمهاي دارو و غذا صرفا در مورد ايران مورد بازبيني قرار خواهد گرفت. امروز ايران بيشتر تحت تاثير تحريم فروش نفت، کشتيراني، بانکها و پتروشيمي ضربه ديده است و ضرورت دارد تا بايدن در اين موارد اقدامي انجام دهد. آنچه دستور داده مثبت است اما کوچک است و به همين دليل بايد همچنان صبر کرد و منتظر ماند که آيا اين اقدامات او تداوم خواهد داشت؟ آنها با راهبرد تحريم حداکثري امروز وضعيت را به اينجا کشيدهاند و فقط زماني ميتوان به آينده اميدوار بود و شاهد کاهش تنشها باشيم که اين راهبرد به نحوي تغيير کند؛ راهبردي که مجزا از مبحث تحريمهاست و سياستها را به سمتي هدايت ميکند که تنشها کاهش يابد. سوال مهم در اين ميان اين است که بايدن به کدام سمت حرکت ميکند؟ درحاليکه امروز گفتوگو با اروپا را در اولويت کاري خود قرار داده است.