ادامه از صفحه يک /
... به نام آلمان «اول در جهان» به فاشيسم و جنگ دوم جهاني روي آورد. دونالد ترامپ و ترامپيسم هم با همين افکار اگر ادامه پيدا ميکرد به فاشيسم منتهي ميشد و پايههاي يک جنگ جهاني را تدارک ميديد. اقدامات تشنجآميز و تفرقهافکنانه ترامپ در سطح جهان و جنايات و ظلمهاي او مثلا در مورد مردم ايران آنقدر به رسميت شناخته نشد و آنقدر به سکوت برگزار شد تا بهعنوان رئيسجمهور مستقر، دستور حمله به مرکز قانونگذاري آمريکا داد که حداقل 5 نفر کشته شدند و در اينجا بود که اول آمريکاييها و سپس ديگر ملل دريافتند با چه موجود خطرناکي روبهرو هستند. تابهحال در تاريخ آمريکا سابقه نداشته رئيسجمهوري عليه دموکراسي و قانون کشورش دست به شورش بزند و اين براي قانونگذاران و فرهيختگان آمريکايي علامت خطر جدي بود؛ لذا به سراغ استيضاح ترامپ براي بار دوم رفتند. آنها بهخوبي دريافتند که واکنش آنها و استيضاح ترامپ بايد چند منظر داشته باشد: اول اينکه مراکز قانوني و دموکراسي کشور بايد از تعرض اوباش و هفتتيرکشها برحذر باشد. دوم، هرکس چنين دستوري داده بايد در مقابل قانون پاسخگو باشد و در قبال کشته شدن پنج نفر مسئوليت بهعهده گيرد. سوم، دونالد ترامپ با اين خطاي استراتژيک و مقابله با قانون، ديگر شايسته رياستجمهوري آمريکا نيست و نبايستي جايگاهي براي انتخابات بعدي 2024 داشته باشد. چهارم، تکليف حزب جمهوريخواه و دونالد ترامپ بايد روشن شود. پنجم، ترامپيسم که ميرفت جايگاهي حزبي پيدا کند که به اصول و روشهاي افراطيگرايش دارد، نبايستي در ساختار سياسي- اجتماعي آمريکا جايگاهي داشته باشد. تا قبل از حمله به کنگره آمريکا، صاحبنظران استدلال ميکردند که دونالد ترامپ به مدد 74ميليون راي آمريکايي، صحنه سياسي را ترک نخواهد کرد و حتي بعد از شکست در انتخابات ميتواند يا در درون حزب جمهوريخواه، حزب فرعي نظير تيپارتي تشکيل دهد و براي انتخابات 2024 آماده شود يا از حزب جمهوريخواه بيرون زده و حزب سومي را تشکيل دهد. اما با اقدامات ضدقانوني دونالد ترامپ از يک طرف بسياري از طرفدارانش در 74ميليون نفر ريزش کردند و از طرف ديگر قانونگذاران آمريکايي متوجه شدند نبايستي هيچ جايگاه اجتماعي سياسي به ترامپ داده شود که جامعه آمريکا را بهجاي وحدت، بهسوي يک انشقاق کامل خواهد کشاند. اکنون دونالد ترامپ همچون استخوان لاي زخم براي حزب جمهوريخواه شده است. اين حزب نميتواند ترامپ را نماينده خود نداند و مسئوليت خطاهاي او را بهعهده نگيرد که يک ننگ تاريخي براي تقدس دموکراسي و قانون در آمريکا خواهد بود. از طرف ديگر، حزب جمهوريخواه نميتواند اجازه دهد ترامپ حزب جمهوريخواه ديگري را تشکيل دهد و رقيب حزب اصلي شود. پس چاره چيست؟ در اينجا راهحل حزب جمهوريخواه، پيوستن به صف دموکراتها براي استيضاح دونالد ترامپ است تا اين لکه ننگ را از دامان خود پاک سازد. تحليلگران آمريکايي ميگويند اکنون فضا براي بازي دموکراتها باز شده و آنها ميتوانند با يارگيري از ميان جمهوريخواهان در مجلس سنا به استيضاح و سپس محاکمه دونالد ترامپ پرداخته و شر او را از سر مردم آمريکا و جهان کم کنند. بخش عمدهاي از طرفداران ترامپ، مسيحيان صهيونيست هستند که از نظر مذهبي از ترامپ طرفداري ميکنند زيرا اعتقاد دارند ترامپ با حمايت بيدريغ از اسرائيل، ظهور حضرت مسيح را جلو انداخت، درحاليکه دموکراتها با تعادل در روابط با اسرائيل، اين آرزوي مذهبي را عقب مياندازند. بخش ديگر طرفداران ترامپ که درصد کوچکي را تشکيل ميدهند، همان کشتيکجکاران و طرفدارانشان، اراذل و اوباش خلافکار و هفتتيرکشهاي کابوي هستند که شخصيت اقتدارگرايانه و ضدنظم و قانون ترامپ براي آنها الهامبخش و دوستداشتني است و ميليشاي ترامپ را تشکيل دادند و در خيابانهاي شهرهاي آمريکا با مردم و پليس درگير ميشدند. بههرحال ترامپ سخت در انديشه بازگشت به جهان سياست است تا آرزوهاي بربادرفته را مجددا احيا سازد، مگر اينکه استيضاح در مجلس سنا به نتيجه برسد و او را رسما از فعاليتهاي سياسي منع سازد.