بستن
کد خبر: ۱۰۰۶۵۵۱

هویت و همدلی

هویت و همدلی
مهرانگیز اشراقی مترجم و منتقد

رنه دِنفلد با نخستين رمانش «مسحور»، توانست جايزه‌ :فرانسوي پرِکس دو پرِمير را از آن خود کند و عنوان بهترين کتاب سال اورگونيان را به دست آورد. نويسنده‌هاي بسياري نيز در ستايش آن سخن گفتند، از جمله دونالد ري پولاک نويسنده برجسته آمريکايي که براي خواننده فارسي‌زبان نيز شناخته شده است، رنه دنفِلد را «نابغه» برشمرد و نوشت: «او در رمان مسحور با به تصويرکشيدن يکي از هولناک‌ترين مکان‌هاي دنيا - بند اعدامِ کثيف و نمورِ زنداني آکنده از فساد - يکي از زيباترين، تکان‌دهنده‌ترين و جذاب‌ترين رمان‌هايي را که تابه‌حال خوانده‌ام، ارائه داده است.»

رنه دنفِلد قلب يک جنگجو را دارد و روح يک شاعر را. «مسحور» رماني درباره‌ هويت و همدلي است؛ رماني درباره‌ ريشه‌هاي جُرم، حقايق زندگي در زندان؛ درباره‌ امکان رهايي و توانايي آدم‌هايي که با قوه‌ تخيل به فراسوي جهانِ صرفا مادي مي‌روند و به جهان شهودي پاي مي‌گذارند. در داستان سه شخصيت اصلي و چندين شخصيت فرعي با داستان‌هايي درهم‌تنيده، به‌غايتِ هنرمندي به تصوير کشيده شده‌اند.

در نقطه‌اي از آمريکا و در بند اعدامِ زنداني سنگي، مردي بي‌نام‌‌ونشان و ساکن هميشگيِ سياهچالي مخوف براي خود لذتي خيالي خلق کرده تا به اين طريق نوري بر شب ظلماني‌اش بتاباند. در داستان مي‌خوانيم که او آزاد است با ناديده‌گرفتن شرايط بيروني، با ديده‌اي سحرآميز به حصاري که احاطه‌اش کرده بنگرد.

يک کارشناس تخفيف مجازات و محقق قضايي که فقط تحت عنوان بانو در داستان از او نام برده مي‌شود، روي پرونده‌ي زنداني‌اي به‌نام يورک کار مي‌کند که بعد از دوازده سال حبس در بند اعدام، تصميم گرفته از هر استيناف ديگري امتناع کند. بانو از سوي وکلاي يورک استخدام شده تا نگاهي به پرونده‌‌اش بياندازد. ما همراه بانو گذشته‌ هولناک يورک را از زير خاک بيرون مي‌کشيم تا بفهميم کيست و چرا از آنجا سر درآورده است. بانو خودش هم سرگذشتي دارد که روي توانايي‌اش براي برقراري ارتباط با موکلانش تأثيرگذار است. يک کشيش تبعيدي نيز در زندان حضور دارد تا پاسخگوي نيازهاي مذهبي زندانيان باشد؛ کشيشي که خود رازي در دل دارد که به‌شدت خواهان اعتراف به آن است. اما زماني که بار خود را سبک کند و رازش را با زندانيان در ميان بگذارد، آيا ديگر کسي واقعا خواهان ملاقات با او خواهد بود؟

بخش اعظم اين رمان درباره‌ ديدن و ديده‌شدن است؛ درباره‌ جُرم، مجازات و بخشش. نقش بانو در داستان ديدن زندانيان‌ است؛ ديدنِ سرگذشت‌شان؛ ديدنِ آنچه زير چهره‌ کريه‌شان پنهان است. او زني مورد ستايش و احترام است تا وقتي که خودش زيادي آفتابي نشود. بسياري از زندانيان و نگهبانان دقيقا به اين علت آنجا دوام آورده‌اند که موفق شده‌اند از چشم ديگران پنهان بمانند. زندان مکاني است خطرناک براي ديده‌شدن.

دِنفلد يک تخته‌سنگ خيس را بلند مي‌کند تا شبکه‌ پر از لار و حشره‌ اداره‌ غيررسمي زندان را، حتي با داشتن سرپرستي به‌ظاهر شرافتمند، آشکار کند و نيز فساد و بي‌رحمي‌هايي را که بر اين دنيا حاکم است. داستان از هم‌پيمانيِ نگهبانان فاسد با زندانيان حيوان‌صفت براي رسيدن به منافعي دوطرفه‌ پرده برمي‌دارد و جزييات چشمگيري را درباره‌ زندگي در زندان افشا مي‌کند؛ اينکه چرا سيني‌هاي غذا فلزي‌اند و پلاستيکي نيستند؛ اينکه اجساد چطور جابه‌جا مي‌شوند؛ چه وقايعي مخرب انگاشته مي‌شوند و چه وقايعي بهبودي‌بخش.

خطوط داستان از آنچه بانو درباره‌ يورک کشف مي‌کند حکايت دارد؛ و نيز از بلاهايي که بر سر زندانبان جديد، جواني سفيدمو، مي‌آيد. دِنفلد سيستم فاسد زندان را به نمايش مي‌گذارد و تکه‌تکه‌هايي از داستان زندانيِ بي‌نام را روايت مي‌کند. به‌راستي که در داخل آن ديوارهاي سنگي و نيز خارج از آن اهريمناني وجود دارند که زيبايي و معصوميت را به تباهي مي‌کشند. اما در اين دوزخي که نااميدي در آن به اوج رسيده و همه‌ اميدها به يأس بدل شده، جادويي از جنس ديگر شکل مي‌گيرد. زندگي در چنين جايي شايد سخت باشد و مرگ شايد قريب‌الوقوع، اما استقبال از اسب‌هاي زرين زيرزميني، حضور آدم‌کوچولو‌هاي چکش‌به‌دست و سفر با شخصيت‌هاي يک کتاب، مي‌تواند آدم را به دنيايي فراتر از دنياي مادي پرتاب کند.

آيا راه نجاتي براي اين مردانِ محکوم‌به‌مرگ، بابت جرايم هولناکي که مرتکب شده‌اند، وجود خواهد داشت؟ آيا بايد بابت اين جرايم، چه بخواهند و چه نخواهند، پذيراي مرگ باشند؟ اگر بخشيده شوند و زنده بمانند، آيا زندگي سخت‌تر و حتي بي‌رحمانه‌تر برايشان نخواهد بود؟

نام کتاب: مسحور

نويسنده: رنه دِنفلد

مترجم: مهسا خراساني

ناشر: خوب

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی