40 سال از عمر انقلاب گذشته و بهزودي وارد سال 42 انقلاب ميشويم. مردم ما از تجربيات بسياري برخوردار هستند و همه صحنهها و اتفاقاتي که افتاده در ذهن قديميها وجود دارد. تعدادي از آن اتفاقات نيز در ذهن نيروهاي جديد نقش بسته است؛ بنايراين اگر بخواهيم مردم را پاي صندوقهاي راي بياوريم، طبيعتا بايد به دنبال چهره جديد باشيم. دليل اين است که چهرههاي قديمي امتحان خود را پس داده و نشان دادهاند در صحنههايي که عهدهدار مسئوليتي بودهاند، چند مرده حلاجاند. آزموده را آزمودن خطاست. مردم چهرههاي گذشته را آزموده و ديدهاند، مسئوليتهايي نيز برعهده اين افراد بوده و بهخوبي نيز از عهده مسئوليت برنيامدهاند. با اين حساب اگر چهرههاي تکراري در انتخابات پيش رو نامزد نشوند، بهتر است. بهتر به اين معنا که پاسخ دادن مردم در صورتي اتفاق خواهد افتاد که مردم احساس کنند، اين فرد موردنظر ميتواند مشکلي از مشکلات کشور را برطرف کند، ميتواند قدم موثري بردارد، ميتواند گرفتاريهاي تلمبارشده روي هم را با خرد جمعي و استفاده از نيروهاي دولت و خارج از دولت حل کند. ميدانيد که مشکلات کشور ما يکي و دوتا نيست. مشکلات اقتصادي بسيار سنگين و فشارهاي اقتصادي بر گرده مردم فوقالعاده زياد است. نکته بعدي بحث سياست خارجي ماست. ما هنوز با برخي از کشور همسايه خود مشکل داريم، ساير نقاط دنيا بحث ديگري دارد. در حوزه داخلي، حتي بعضي از جناحهاي سياسي نيز احساس ميکنند که نيروهاي قديمي توان اداره کشور را ندارند. از همه مهمتر، قحطالرجال که نيست. اگر موضوعي نيز در کشور وجود داشته باشد، جهلالرجال است. اين به معناي نشناختن نيروهاست. قحطالرجال يعني نيروهاي ما منحصر به همين افراد محدود بوده و جهلالرجال يعني نيروهاي فراواني در اين کشور هستند که يا آنها را نميشناسيم يا به آنها اعتماد نکردهايم. به نظر ميرسد اگر نيروي جديدي وارد صحنه شود، موجب رغبت بوده و مردم بهتر در انتخابات شرکت خواهند کرد. از سوي ديگر، مردم در اسفند سال گذشته که با انتخابات قهر کرده و پاي صندوقهاي راي نيامدند، عدهاي تصور ميکردند که اگر پاي صندوق نيايند، مشکل کشور حل خواهد شد، غافل از اينکه انتخابات برگزار شده و با راي کم، مجلسي حداقلي تشکيل خواهد شد و همين اتفاق نيز رخ داد. بسياري از کساني که از جناحهاي سياسي و مردم عادي پاي صندوق راي نيامدند، از اين موضوع نگرانند و ميگويند اگر پاي صندوق راي آمده بوديم، چنين اتفاقي در کشور شکل نميگرفت. ميگويند در صورت مشارکت، اين طرحهاي بيمحتوا يا کممحتوا به مجلس داده نميشد و مجلس از افراد شکور، انديشمند و با برنامه انتخاب ميشد. براي اينکه مردم بهتر در انتخابات شرکت کنند و مشارکت بهتري داشته باشند، چهره جديد موثرتر خواهد بود و ميتواند در صحنههاي ملي و بينالمللي حرفي براي گفتن داشته باشد تا براي انتخابات حداقلي جبران مافات کند. اگر به اميد خدا اکثريت مردم پاي صندوقهاي راي بيايند، اولا فرد دقيقتري انتخاب ميشود. ثانيا انسجام داخلي بيشتر حفظ خواهد شد و در مرحله سوم، دنيا نيز براي ما حساب بهتري باز خواهد کرد و طمع دشمن نسبت به کشور ما کمتر خواهد شد.