حقوق شهروندي حتي قبل از خود شهروندي و آن زماني مطرح شد که يک بنده خدايي بدوناجازه از درخت ميوه چيد؛ اما اين بحث وقتي جدي شد که به علت غربالگري پيش از زايمان، جمعيت انسانها رو به افزايش گذاشت. حالا در اين متن به مثالهاي از حقوق شهروندي در دوره انسانهاي اوليه بپردازيم:
درست است که در آن زمان ماشين نبود ولي با اين حال انسانهاي اوليه به «پارک= پنچري» واقف بودند و روشهاي خاص خودشان را داشتند. به طور مثال اگر کسي فيل يا گراز خود را جلوي ورودي همسايه غار به غار خود پارک ميکرد، آن وقت همسايه او به نشانه اعتراض يک پا يا هر چهار پاي فيل يا گراز پارک شده را ناقص ميکرد و بعد با خط ميخي، درشت و خوانا مينوشت: «پارکينگا مساوينگا با شکستگينگا!».
يکي ديگر از نمونههاي حقوق شهروندي در دوران باستان بحث آشغال ريختن در راهروهاي غارآپارتمانها بود. خانوادههاي منصوري که هنوز هم در راهروي آپارتمانها با شيرابه زبالههاي خود اثر هنري خلق ميکنند از نسل منصورينگا هستند و اين کار را از جد خود آقاي منصورينگا به ارث بردهاند. تاريخدانان نوشتهاند بهرغم اينکه دهان آقاي منصورينگا بارها توسط همغارآپارتمانيهاي خود با سنگ چخماخ پر شده بود اما اين فرد باز گهواره تا گور شيرابه ميجسته و شيرابه در راهروي غارآپارتمان خود ميريخته است.
اما آخرين نمونهاي که ميخواهيم به آن بپردازيم بحث «جاي پارک پيدا کردن» در دوران باستان است. انسانهاي اوليه وقتي از شعاع صد متري يک جاي پارک خالي ميديدند داخل خرطوم فيل خود فوت ميکردند تا تربوي چهار پاي خود را روشن کنند و اينگونه با سرعت 120 به سمت جاي پارک ميتاختند. حالا اگر کسي جاي پارک نشان کرده انسان اوليه را از او ميدزديد چه ميشد؟ واقعيتش اين است که انسانهاي اوليه به دليل اينکه خيلي با هم فاميل بودند و هنوز اشتقاق نسلها خيلي عميق نشده بود، نميتوانستند به هم فحش بدهند؛ پس مجبور ميشدند براي دفاع از حقوق شهروندي خود همديگر را بکشند و همين قضيه، غربالگري پس از زايمان را پايهريزي کرد.