در استقلال نادرى و «ميليچ» جزو بهترين دفاع چپهاى ليگبرتر هستند. نادرى بازيکني است که مىتواند يک در مقابل يک را بهخوبى اجرا کند و در حمل توپ نقش بسزايى دارد، «ميليچ» هم بازيکني بود که امتحان پس داده بود و ارسالهاى خوبى از سمت چپ انجام مىداد. ولى محمود فکرى نتوانست اين دو بازيکن را کنار هم هماهنگ کند و مجبور شد يکى از آنها را به بازى بگيرد، چون بهکارگيرى همزمان «ميليچ» و نادرى بار دفاعى استقلال را پايين مىآورد. «ميليچ» نبايد فسخ مىکرد، مگر اينکه باشگاه به تعهداتش عمل نکرده بود. بحث فنى جداست و سرمربى مىتواند از هر بازيکني که بخواهد استفاده کند و «ميليچ» نبايد به بازى نکردنش اعتراض مىکرد. در مورد دربى 94 بازى خوب و جاندارى را شاهد بوديم، گل زود هنگام باعث شد استقلال در دربى با غرور بازى کند، شرايط استقلال به نحوى بود که روى کاغذ از لحاظ روحى و روانى شانس برندهشدن داشت و از لحاظ نفرات بهتر بود، ولى هيچوقت در مسابقه استقلال و پرسپوليس اين شرايط تعيينکننده نيست. پرسپوليس با هافبکهاى مياني خود يعنى احمد نوراللهى، وحيد اميرى و احسان پهلوان توانست بازى را در دست بگيرد و ميداندارى کند، چيدمان استقلال کارش را سخت کرد و در وسط زمين برتري عددى نسبت به حريف نداشتيم. همين موضوع نقطه قوت پرسپوليس بود که توانست با 5 هافبک خلاق خود بهخوبى بازيکنان استقلال را خنثى کند. مالکيت توپ قرمزپوشان باعث شد روى دروازه ايجاد خطر کنند، در نيمه دوم استقلال ميتوانست يک هافبک ديگر به ترکيبش اضافه کند. در کل پرسپوليس موقعيتهاى بيشترى داشت ولى استقلال هم بد بازى نکرد و توانست در دقايق آخر و روى يک هنر فردى بازى را به تساوى بکشاند. دياباته برخلاف بازى گذشته که براى استقلال به ميدان آمد و پاس گل خوبى به قائدى داد، در اين مسابقه اصلا آماده نبود، اما ميشد بهجاي دياباته، اسماعيلى و شجاعيان زودتر به بازى مىآمدند تا روند مسابقه تغيير مىکرد و از وسط زمين حمله ميکرديم.