در سالهايي که طنز مينويسم، آنقدري که مورد هجوم کاربران فضاي مجازي (بخشي از مردم واقعي!) قرار گرفتهام از طرف مسئولان حتي يک بار هم تحت فشار نبودهام. تا به حال سردبير روزنامه حتي يک بار (در هشت سال!) به بنده نگفته در مورد فلان مدير بنويس يا در مورد آن مدير ننويس! اصلا يکي از قالبهايي که در همين روزنامه روي آن کار ميکنم، مکالمههايي با يک مدير است که تا به حال هيچ مديري اعتراضي به آن نداشته است.
اما کافيست کلمهاي در نقد يک حرکت اجتماعي نامناسب بنويسم، از سرمربي يک تيم فوتبال يا يک بازيکن يا يک بازيگر چيزي بنويسم، آنوقت سيل کامنت است که به سويم روانه ميشود که «چقدر گرفتي فلاني را خراب کني؟».
سال گذشته بود که ويدئويي از يک نماينده مجلس در فضاي مجازي دست به دست شد، همه از ادبيات اين نماينده گلايه و انتقاد کردند، اما بالاغيرتا چند نفر از ما اگر در يک اداره کارمان راه نيفتاد، رفتار متفاوت و ادبيات ديگري به کار ميبريم؟! چرا وقتي يک مسئول جواب انتقادها را سربالا ميدهد، زمين و زمان را بههم ميدوزيم و پاي سياستمداران سوئيس و هلند و بلژيک را وسط ميکشيم، اما خودمان رفتار مردم اين کشورها را سرلوحه قرار نميدهيم و نقد را با فحاشي پاسخ ميدهيم؟
اصلا اندازه و حد دُم ما کجاست که يک نفر بداند روي آن پا نگذاشته و ميتواند چيزي را نقد کند؟! آيا منتقدان سينما حق دارند از اتفاقات و حواشي سريال قورباغه چون ما شيفته بازي نويد محمدزاده و صابر ابر هستيم، انتقاد کنند يا نه؟! آيا تا به حال مصاحبهها و نوشتههاي سياستمداران را بدون در نظر گرفتن تفکر جناحي اصولگرايي و اصلاحطلبي خواندهايم؟ يعني اگر کسي همفکر و همسو با عقايد ما نباشد، حرف درست نميزند و نقدش وارد نيست؟!
فرض بر اينکه دولتها روي تفکر ما تاثير گذاشتهاند آنقدرها هم که فکر ميکنيم درست و جامع نيست. نوع تفکر و عملکرد آقاي احمدينژاد و روحاني از زمين تا آسمان است (حتي اگر دستاوردشان تفاوت چشمگيري نداشته باشد) اما رفتار سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... ما در اين پانزده سال چقدر تفاوت داشته است؟!
خودمان را گول نزنيم، ما علاقهاي به نقد شدن نداريم، پس از زماني که يک دانشآموز ساده، يک دانشجو، يک کارمند يا يک نماينده مجلس هستيم، حوصله شنيدن صداي مخالف را نداريم و اين مشکل اتفاقا پشت ميزهاي رياست نيست، دقيقا کف خيابانهاست که در اين مملکت اگر محمود دولتآبادي هم حرفي بزند که همنظر ما نباشد، کليدر و جاي خالي سلوچ را کنار گذاشته و با شديدترين لحن ممکن به او حمله ميکنيم... .