بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۹۲۰

نویسنده و فوئنتس

نویسنده و فوئنتس
مهرک میراب‌زاده مترجم

«کنگره ادبيات» فقط صد صفحه دارد، ولي سزار آيرا خيلي چيزهاي ديگر به آن اضافه مي‌کند. سزار، راوي داستان، در «کنگره ادبيات» شرکت مي‌کند، ولي داستان به همين‌جا ختم نمي‌­شود. هر کدام از خط سيرهاي داستان- يا بهتر است بگوييم جاه‌‌طلبي او براي اينکه شبيه به کارلوس فوئنتس باشد، کافي است تا با آن، داستان را پيش ببريم...

راوي مترجم است: «زمان آن فرارسيده، که ترجمه جديدي از داستاني که روايت مي‌کنم ارائه دهم، تا با آن بتوانم تعاملات واقعي‌ام را شفاف سازم. کار بزرگ من محرمانه و مخفي است، و زندگي‌ام را به مالکيت خود درآورده است. حتي در کم‌اهميت‌ترين چين‌وشکن‌هاي آن، همان­‌هايي که پيش‌پاافتاده‌ترين به‌نظر مي‌رسند. تا‌به‌حال هدفم را زير ظاهر موجه ادبيات پنهان کرده‌ام. و از آنجا که نويسنده هستم، نگراني­­ خاصي را برنيانگيخته است.» (در اين نسخه ­مکتوب، هنوز هم: «ظاهر موجه ادبيات»- يکي از نقش­هاي بسياري است که آيرا در آن بازي مي­ کند.) البته که بلندپروازي­هاي راوي بسيار بزرگ هستند- يکي از قابل‌توجه‌ترين‌ها آنجاست که مي­‌گويد: «بر تمام عالم حکمفرمايي دارد.» که درنهايت منظورش تقليد از کارلوس فوئنتس است.

در طي مسير يا حتي در آغاز، سزار با حل‌کردن معمايي به قدمت يک قرن، ناگهان به ثروتي هنگفت دست يافت. (آنطور که مي‌گويد، آن را مديون نيروهاي منحصربه‌فرد و ويژگي­هاي خودش است («ذهن هرکس نيروهايي دارد که، چه بزرگ باشد يا کوچک، هميشه منحصربه‌فرد است و قدرت‌هايي که فقط و فقط مختص اوست.»)، و شرايطي که در آن قرار دارد. اين ثروت تازه به‌دست‌آمده (و شهرتي که با خود آورد) براي او مزايايي به ­ارمغان آورد، ولي اين هم تنها بخشي از اين داستان «ترجمه‌­شده» است.

سزار خودش را کسي با ذهني بس فعال مي‌داند، و آنطور که از شواهد برمي‌آيد، اين نقل‌قول‌­ها محصول ذهني است که مدام درحال فکرکردن است. او همچنين خودش را «دانشمندي پريشان‌­حال» در نوع خود مي‌داند. او خالق و نويسنده‌اي است که چيزهاي بسيار در سر دارد. مثل همين: آن عجيب‌وغريب‌بودني که موجب درخشش همه‌چيز مي‌شود از من نشات گرفته. عالم از ميان سرگشتگي بي‌انتهاي من سربرآورده است...

آنچه پيش از همه درباره «کنگره ادبيات» به ذهن خطور مي‌کند لحن نسبتا طبيعي و روايت بي‌پرده آن است. نقل‌قول سزار صريح و متعارف است و ماجراهايي که تعريف مي‌کند اغلب سرراست و اين‌جهاني است. بااين‌همه داستان پر است از اتفاقات خيالي که چيزهاي خارق‌العاده را به زندگي هر روز ما وارد مي‌کند.

«کنگره ادبيات» مدام خواننده را به حدس‌زدن وامي‌دارد: آيرا شما را در يک مسير هدايت مي‌کند، فقط براي آنکه فرضيه‌هايش را برهم زند و تغيير مسير دهد (يا شايد براي اينکه مسائل را به سمت نتيجه‌گيري منطقي پيش برد- اگرچه آن منطق آشنا و به‌راحتي قابل تشخيص‌دادن نيست...)، درحالي‌که تقريبا در تمام مدت لحن صريحش را حفظ کرده است.

«کنگره ادبيات» از آن کتاب‌هايي است که واقعا شبيه هيچ چيزي که احتمالا خواننده‌ها با آن مواجه شده‌اند، نيست. (حتي اگر آثار ديگري از آيرا را هم خوانده باشند.) سزار توجه ديگران را به يگانگي جلب کرده و بر آن تاکيد دارد؛ قطعا «کنگره ادبيات» سري از ميان داستان‌هاي ديگر درمي‌آورد، ترکيبي از قواعد ادبي و ويژگي‌هاي شخصي عجيب‌وغريب که نسبتا هم تکان‌دهنده‌اند: طنزي خوب ولي خيلي‌خيلي غريب.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی