آرمان ملي- عليرضا پـورحسيـن: هر انتقال قدرت و هر تحول سياسي در هر کشوري از جمله در آمريکا يک فرصت است. اگر چنين نبود و اگر سياست خارجه آمريکا قابليت جهتپذيري نداشت، ساير دولتهاي جهان و منطقه هرگز ميلياردها دلار براي تاسيس لابي هزينه نميکردند. امروز هم انتقال قدرت از دستان جرياني که قائل به فشار حداکثري بود به دستان جرياني که وعده بازگشت به برجام را داده طبيعتا يک فرصت و يک ظرفيت براي ايران ايجاد کرده است. با علم به اين واقعيت هم از همين امروز لابيهاي متخاصم و ايرانستيز در واشنگتن تمام تلاش و توان خود را به کار خواهند گرفت تا اين فرصت را به يک تهديد براي ايران تبديل کنند و مانع هرگونه تعامل سازنده ميان تهران و واشنگتن شوند. برخي از اين لابيها تلاش خواهند کرد هزينه سياسي بازگشت بايدن به برجام را چنان براي او سنگين کنند که از اين کار منصرف شود. برخي ديگر به او فشار خواهند آورد تا از آنچه دستاورد سياست فشار حداکثري ترامپ ميدانند عليه ايران استفاده کنند و برخي ديگر هم تلاش خواهند کرد به ميل و سليقه خودشان به سياست و نگرش دولت جديد آمريکا نسبت به ايران و مقوله لغو تحريمها جهت دهند. تمام اين موارد در سوي ديگر به کنشهاي ايران نيز بستگي دارد که چگونه از فرصت ايجادشده استفاده خواهد کرد و سوال مهمي که در اين ميان مطرح ميشود اين است که آيا انتخابات سال آينده ايران بر اين عرصه تا چه ميزان تاثيرگذار است. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با رحمان قهرمانپور، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
آيا ميتوان به از بين رفتن بياعتمادي محض ميان ايران و آمريکا با کنار رفتن دونالد ترامپ اميدوار بود؟
ترامپ چالشهاي بسيار زيادي در 4 سال اخير براي ايران ايجاد کرد و مسير سياست خارجي را از آن چيزي که در پيش بود بهکلي تغيير داد کمااينکه امروز نيز بحث بر اين است ترامپ به قدري اوضاع را سخت کرده است که بازگشت به دوران پيش از او ساده نباشد. تعاملات ايران و آمريکا در روزهاي آينده و سياستهايي که ايران در پيش ميگيرد تا حد زيادي سرنوشت برجام و آينده روابط دو کشور را مشخص ميکند. بايد توجه داشت که 40 سال در روابط دو کشور بياعتمادي وجود داشته است و اعتمادسازي و برجام در آن برهه زماني يک استثنا بود. به عبارت ديگر، بايد گفت برجام يک استثناست و تبديل کردن آن به قاعده کار به مراتب دشوارتري است. قاعده همواره تنش و بياعتمادي بوده است و نميتوان گفت که اين بياعتمادي با روي کار آمدن بايدن بهکلي از بين خواهد رفت. کم خواهد شد اما در کوتاهمدت نميتوان به از بين رفتن بياعتمادي خوشبين بود.
ايران اساسا چگونه بايد در روزهاي آينده از فرصتهاي پيشآمده در عرصه بينالملل استفاده کند؟
در مقطع فعلي ايران و آمريکا در حال آزمايش نيت همديگر براي ادامه مسير هستند. ايران رسما اعلام کرده است که از بازگشت آمريکا به برجام استقبال ميکند اما در رابطه با مسير پس از اين اتفاق و گامهايي که بايدن برخواهد داشت فعلا ايران موضع رسمي نگرفته است. اين سکوت ايران به اين علت است که قصد دارند مشاهده کنند که آيا بايدن به وعدههاي خود عمل خواهد کرد و آيا به اندازه کافي از مسير ترامپ فاصله خواهد گرفت يا خير. ايران تا انتخابات 1400 منتظر رفتارها و کنشهاي بايدن خواهد ماند و گامهاي بعدي نيز پس از انتخابات 1400 مشخص ميشود. زيرا نياز است نوعي اجماع در داخل ايران براي سياست خارجي در دستورکار قرار گيرد. آنگاه ميتوانيم بعد از خرداد 1400 در اين رابطه به صورت دقيقتر صحبت کنيم زيرا اين اتفاق بسيار تاثيرگذار بر روابط دو کشور خواهد بود.
آيا در واقع بايدن به علت رفتارهاي نامتعارف ترامپ خود را به ايران بدهکار ميداند و آيا تصميماتي مرتبط با انتخابات 1400 ايران خواهد گرفت؟
دموکراتها احساس ميکنند که برجام يک دستاورد بزرگ براي آنها و آمريکا بوده است. آنها اين اتفاق را يک پيروزي بزرگ براي سياست خارجي خود ميدانند. آنها بيش از آنکه خود را بدهکار ايران بدانند به دنبال اين هستند که از اين ميراث و پيروزي خود دفاع کنند. اوباما، بايدن و تيم امروز بايدن نقشي اساسي در شکلگيري برجام داشتند و برجام در حقيقت دستاورد دولت بايدن نيز محسوب ميشود. در ايران نيز اين علاقه شخصي وجود دارد که برجام تداوم يابد زيرا دستاوردي مهم براي دولت فعلي است. در خصوص نگاه بايدن به انتخابات ايران بايد گفت که بستگي به شرايط آن برهه زماني دارد و موضوعاتي که در آن ايام مطرح ميشود. بستگي دارد چه نامزدهايي در انتخابات وجود داشته باشند. تصميمات بايدن بر انتخابات 1400 تاثير نميگذارد و در اين ميان اين اهميت وجود دارد که چه کسي نامزد انتخابات شود. اگر موضوع انتخابات ايران رابطه با آمريکا باشد در آن صورت کنشهاي بايدن اهميت پيدا ميکند. اينکه بايدن براي رفع تحريمها چه برنامهاي در دستورکار قرار ميدهد ميتواند در انتخابات تاثيرگذار باشد.