ادامه از صفحه يک / از اين مرحله به بعد بايد توجه داشته باشيم که عملا کارنامه سياسي ترامپ به پايان رسيده ولي طرفداران ترامپ به پايان نرسيدهاند. آنها اگرچه روش خوبي براي بيان اعتراضشان انتخاب نکردند ولي چون هنوز قانع نشدند، ميتوان گفت که آتش زير خاکستر باقي ميماند بويژه اينکه ترامپ با سياستي که در پيش گرفت هم مجلس نمايندگان، هم مجلس سنا و هم رياستجمهوري را از دست داد؛ امري که از 1932 تابهحال بيسابقه بوده که يک رئيسجمهور مستقر در کاخ سفيد هم رئيسجمهوري خودش و هم دو مجلس را از دست دهد و به مثابه يک ضربه کاري به حزب جمهوريخواه است که براي جبران مافات بايد به اصلاحات از درون بپردازند. نکته ديگر ضربه حيثيتي وارده به آمريکا در سطح بينالمللي است. هرچند قبلا به دليل مداخلات در دنيا مثل تجاوز به ويتنام و عراق و افغانستان مورد انتقاد جهانيان بودند ولي آبروريزي اينبار به دليل جلوه کردن در حد يک کشور جهان سومي و از دست دادن پز آزاديخواهي است. آبرو و اعتبار کشورها قطرهقطره جمع ميشود ولي يکباره به دليل خطاهاي بزرگ مسئولان و رهبران کشورها از بين ميرود. واقعيت اين است که مجسمه آزادي براي سقوط دموکراسي در آمريکا گريست. ساختمان کنگره، نمادي بود که سالهاي سال در تبليغات بدان افتخار ميکردند. هرچند در داخل تحليلهاي زيادي در اينباره شد که اين واقعه را انطباق ميداد، ولي شرايط آمريکا را بههيچوجه نبايد با شرايط ايران مقايسه کرد و اگر ميخواهيم آمريکا را درست تحليل کنيم بايد با استانداردهاي خود آمريکا مقايسه کنيم و سوابق و روندهاي گذشته را در نظر بگيريم. انتخاباتي که چندين دوره برگزار شده و نخستينبار است که رئيسجمهور مستقر نتايج را نپذيرفته و طرفدارانش را تحريک به اعمال خشونت کرده و اوضاعي چنين افتضاح، تکاندهنده و غيرقابل باور پديد آورده. از روي کار آمدن اولين رئيسجمهور آمريکا، جورج واشنگتن در 1789 تا به امروز 59 دور است که انتخابات رياستجمهوري در اين کشور برگزار ميشود و و جو بايدن چهل و ششمين رئيسجمهور آمريکاست و وقوع چنين رويدادي بيسابقه است. جالب اينکه ترامپ بعد از اينکه از طرفدارانش تشکر کرد و از آنها خواست به خانههايشان برگردند، عمل آنها را تقبيح و محکوم کرد! واقعيتي که بايد از جنبههاي داخل آمريکا سنجيده شود و با معيارهاي خود آمريکا، نمرهاي جز صفر نخواهد داشت. آنچه جهان ديد، تيپهاي پيشرو و بخش ناچيزي از تفکري است که حاکم شده وگرنه همه طرفداران ترامپ از اين تيپ نيستند. واقعيت اين است که يک جامعه 75ميليون نفري قانع نشده و اين يک ضعف در دموکراسي آمريکاست. در اين ميان فقط تحريک ترامپ مطرح نيست بلکه اين واقعيت تلخ که نتوانستند بخش معترض را قانع کنند که تقلب نشده، وجود دارد. اين درحالي است که هيچ شواهد و قرائني هم مبني بر تقلب وجود ندارد ولي اين حس که اگر تقلب نميشد، ترامپ برنده انتخابات بود، موضوع مهمي است و نشان ميدهد يک جاي کار اشکال اساسي دارد. در اين ميان اگر بخواهيم آنچه رخ داده را متوجه گروههاي راست افراطي بدانيم، عملا داريم مساله را منحرف ميکنيم. واقعيت اين است کساني دست به اين کار زدند که عملا دموکراسي آمريکا را قبول ندارند و از نتايج انتخابات و نوع سيستم رايگيري قانع نشدند. به نظر ميرسد اين امر ميتواند بهطور جدي آمريکاييها را ترغيب کند تجديدنظري در نظام انتخاباتي صورت دهند تا سيستم پوسيده را تغيير دهند چون ظاهرا آنچه به عنوان متمم قانون اساسي صورت گرفته، کافي نبوده است. تا پايان حضور نحس ترامپ در کاخ سفيد و کابينه ازهمگسيختهاش 12 روز ديگر باقي مانده و در چنين وضعيتي بعيد به نظر ميرسد که دست به اقدام نسنجيده ديگري بزند.