درست از همان روزي که متوجه قطع شدن برق خيابانها و اتوبانها توسط وزارت نيرو و ادارههاي برق شدم، مطمئن بودم که عمرا اين قطعيها با برنامهريزي خاصي اتفاق افتاده باشند.چون بدونشک اتفاقات زير در رخ دادن آنها دخيل خواهند بود:
1- مدير سراغ کسي ميرود که برق اتوبانها را قطع کرده، يقه او را ميگيرد و ميپرسد: «چرا بدون اجازه و امضاي معاونت فرهنگي و اجتماعي اداره، برقارو قطع کردي؟!» کارمند هم هراسان جواب ميدهد: «قربان معاون فرهنگي و اجتماعي که خودتونيد! خودتونم تاييد کرديد ديگه اون روز!» .مدير هم جواب ميدهد: «توي نقشم نرفته بودم که! آخرين بارت باشهها». بعد معاونت فرهنگي و اجتماعي از مدير اداره تشکر ميکند و مدير اداره به او تشويقي و ترفيع ميدهد.
2- «مجيد؟! برق منطقه 11رو هميشه قطع کنيا». مجيد هم ميپرسد: «چرا؟!» و او پاسخ ميدهد: «خونه باجناقم اونجاست، ميخوام حالشو بگيرم ديگه واسه ما شاخ نشه».
3- «آقا اين جدول قطعي برق رو کي منتشر کرده بود؟! ما با فوتوشاپ درستش کرديم تا رفيقمون رو اوسکل کنيم!» ديگري هم جواب ميدهد: «خب پسچرا اشتباهي روي فايل اصلي save as گرفته بودي؟!» بعد هار هار بلند بلند ميخندند!
4- وزارت نيرو اصل را بر غافلگيري گذاشته است، مثل رونالدينيو که يک سمت را نگاه ميکرد و به يک سمت ديگر پاس ميداد، آنها هم هروقت دلشان بخواهد برق يک منطقه ديگر را قطع ميکند، اين همين تاريکيها باعث ميشود که آمار دزدي بالا برود که خب اشکالي ندارد، هر گُلي يک خاري هم دارد ديگر! مته به خشخاش نگذاريم بهتر است.