خودکشي يک پديده رايج در جامعهاي است که افسردگي در آن وجود داشته باشد. در مورد نوجوانان و جوانان به خاطر شرايط بحراني دوران بلوغ، نوجوان حساستر و نازک طبعتر ميشود. در سال جاري چند نوجوان به بهانه تبلت يا گوشي هوشمند، بهخاطر دعوا و کشمکش با والدين و دلايل مختلف خودکشي کردهاند. در مورد اين نوجوان که چند سال پيش در برنامه ماه عسل حضور داشت، مجري از او سؤال پرسيد که چه آرزويي داري و او که گويي پاسخ را از قبل در ذهن داشت، جواب داد که «من وقت آرزو کردن نداشتم و هميشه در حال کار کردن بودم.» کودکان کار، کودکاني نيستند که ما در سر چهارراهها و خيابانها آنها را ميبينيم. از نظر من با 40 سال سابقه آسيب شناسي اجتماعي و مديريت مراکز کودکان خياباني، کودکان کار در جلوي نظر مردم نيستند، بلکه در کارگاههاي زيرزميني و غيرقانوني مانند صابونپزيها، ريختهگريها، شيشهسازيها و در اماکن دور از نگاههاي بازرسان و مردم در شرايط بسيار بسيار دشوار مشغول به کار هستند. آنها دوران جواني را نميبينند و از کودکي به پيري ميرسند. به خاطر بيماريهاي بسيار دشوار جسمي و رواني مانند بيماريهاي ريوي، گوارشي، استخواني و افسردگيهاي عميق مرگ را براي خود جايزه قلمداد ميکنند. بنابراين، بايد بين کودکان خياباني و کودکان کار تفاوت قائل شويم و براي کمک به گروه دوم بايد نهادهاي دولتي، تشکلهاي خصوصي و انجمنهاي خيريه حرکت کنند. دسترسترين کودکان کار را که در معرض همه نوع خطر هستند، ميتوان در کورههاي آجرپزي در اطراف تهران، جاده خراسان و حومه آن مشاهده کرد. بزرگنمايي خودکشي اين کودک کار بيشتر جنبه سياسي دارد نه دلسوزي، چراکه خودکشي اين نوجوان به موضوع بحث در فضاي مجازي تبديل شده است. سؤالي که در اينجا مطرح ميشود، اين است که آيا در انگلستان و آمريکا نوجوانان خودکشي نميکنند يا با اسلحه هم کلاسيهاي خود را نميکشند؟ بايد به دور از جنجال هاي سياسي و تبليغات، به دنبال حمايت از اين کودکان مظلوم باشيم و نسبت به افسردگي نوجوانان، چه کودک کار، چه خياباني و چه کودکاني که نزد والدين خود زندگي ميکنند، دقت بيشتري کنيم و نشاط اجتماعي در مورد اين طبقات را افزايش دهيم. کودکان کار در جامعه امروز ما صد برابر بيشتر از کودکان خياباني در معرض خطر و آسيب هستند. کودکاني که سر خيابانها گدايي ميکنند کودک کار نيستند، بسياري از آنها حتي درآمد بيشتري از يک استاد دانشگاه دارند. کودکان کار، آنهايي هستند که در کارگاههاي شيشهگري با فوت کردن داخل مواد، شيشه توليد ميکنند، قالب سازي ميکنند، ذوب فلز، صابون سازي ميکنند. ريه اين کودکان مملو از گاز است و خيلي از اين کودکان به سختي به 20 سالگي ميرسند.