آرمان ملي- اميد کاجيان: نامهنگاريهاي محمود احمدينژاد البته چيز تازهاي نيست. اين شايد سادهترين کارهاي باشد که رئيس دولت سابق طي سالهاي اخير انجام داده است. محمود احمدينژاد سياستمدار داعيهدار عدالت که روزگاري بسياري از کانونهاي قدرت براي هواداري از او به صف ميشدند اما حالا مطرود شده از سيستم حاکم است، روشهاي متعددي در نامهنگاريها البته در گذر زمان داشته است. زماني نامهنگاريهايش به روسايجمهوري آمريکاي سابق و فعلي سر و صداي زيادي بهپا ميکرد. احمدينژاد درگفتوگو با نيويورکتايمز گفته بود که ايران بايد مستقيما با ترامپ وارد مذاکره شود چرا که او مرد عمل است. او از سه نامه خود به ترامپ نيز در اين گفتوگو پرده برداشته است. نامههايي که هيچ پاسخي به آنها داده نشده است. احمدينژاد در زمان رياستجمهوي خود نيز بارها نامههايي به سران کشورهاي جهان فرستاده و بعضا پيامهاي علني از سوي مقامات کشورها در رابطه با نامههايش دريافت کرده است جورج بوش، پاپ و... نامهنگاريهايي که البته تا همين اواخر هم ادامه دارد که مهمترينش سه نامه جداگانه به آنتونيو گوترش دبيرکل سازمان ملل، بن سلمان وليعهد عربستان و بدرالدين رهبر جنبش انصارا... يمن به زبانهاي عربي و انگليسي بود و اينکه اعلام کرده به عنوان يک وظيفه انساني آماده است تا با تشکيل هياتي از شخصيتهاي آزاديخواه، عدالتطلب و موجه جهاني براي خاتمه دادن به تخاصمات و درگيريهاي نظامي ميان دو کشور همسايه عربستان و يمن تلاش کند. اما اينبار نامهنگاري جديدي انجام داده که با باقي نامهنگاريها فرق ميکند. او رئيسجمهور فعلي کشور خودمان را مخاطب قرار داده است؛ حسن روحاني. اما برکسي پوشيده نيست که حسن روحاني و محمود احمدينژاد در طول اين سالها به اشکال مختلف با اظهاراتي که عليه يکديگر کردهاند از خجالت هم حسابي درآمدهاند. يکي از هنرهاي اين دو، متهم کردن ديگري به تباهي هايي است که بر سر اين کشور آمده است . در چنين شرايطي اما احمدي نژاد اکنون طي نامه نگارياش شخص حسن روحاني را خطاب قرارداده و او را از ماجراي جنگ بر حذر ميدارد.
«جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي حسن روحاني-رئيسجمهور محترم اسلامي ايران-با سلام و احترام.
از مجموع تحولات، موضعگيريها و اخبار منتشره در رسانههاي مختلف جهان چنين استنباط ميشود که وقوع يک جنگ مخرب جديد در منطقه حساس خاورميانه و خليجفارس برنامهريزي شده و در مسير اجراي قريبالوقوع قرار گرفته است. واضح است هر نوع جنگ صرفاً خواست دشمنان ملتها و تأمينکننده منافع آنان و به طور قطع به ضرر منافع ملتها و کشورهاي منطقه است.بنابراين بر همه مقامات و مسئولان فرض است که با اتخاذ تدابير لازم و عاجل از وقوع جنگ جلوگيري نمايند.اينجانب از جنابعالي به عنوان رئيسجمهور اسلامي ايران انتظار دارد که همه مساعي خود را در اين جهت مبذول فرماييد.بدون ترديد ملتهاي منطقه سپاسگزار مسئولاني خواهند شد که با هوشمندي و احساس مسئوليت مانع از بروز خسارات غيرقابل جبران مادي و معنوي به مردم ميشوند.از خداوند منان براي همه ملتها صلح، امنيت و عزت مسالت دارد».
وضعيت جنگي
وضعيت اين روزها البته که از ديد عدهاي رنگ و بوي جنگ هم به خود گرفته است. از تحرکات اخير نظامي در منطقه بگيريد تا زيردرياييهاي آمريکايي و اسرائيلي در خليجفارس، از صلح ابراهيم و دوستيهاي کشورهاي عربي با اسرائيل و در نتيجه ناامن شدن شرايط تا راکتهايي که به سمت سفارت آمريکا در عراق پرتاپ شد و ترامپ در توئيتي تهديدآميز ادعا کرد که اين راکتها کار جمهوري اسلامي است و حکومت تهران بايد پاسخگو باشد. اين اواخر اما دو اتفاق ديگر نيز به تشديد بحرانها دامن زده است؛ يکي انفجار بمب در مسير يک کاروان پشتيباني لجستيک ائتلاف آمريکايي در استان صلاحالدين عراق که گروه مقاومت عراقي «قاسم الجبارين» مسئوليت حمله به اين کاروان نظامي را برعهده گرفته است. ديگري توقيف کشتي کره جنوبي در آبهاي خليجفارس. هر چه هست وقايع اخير تنشها را به حد عجيبي از خود رسانده. همه اينها را در کنار چند موضوع مهم ديگر در داخل کشور نيز بگذاريد؛ يکي از مهمترين آنها اجراي مصوبه مجلس توسط دولت در بحث غنيسازي است که نهتنها برجام در عصر بايدن را با آيندهاي مبهم روبهرو ساخته است بلکه ساير کشورهاي طرف برجام نيز واکنشهايي داشتند و از سويي ديگر درست در حالتي که غنيسازي 20 درصد در دستور کار قرار گرفته طرحي به نام طرح نابودي اسرائيل نيز پيشنهاد شد تا طبق آن دولتهاي آينده ايران را موظف کند تا 20 سال ديگر با برنامههايي در اين راستا پيش برود. اما با اين حال بايد اين سوال را پرسيد که ارسال نامه احمدينژاد درباره جنگ به رئيسجمهور به چه معناست؟ آيا صرفا يک حرکت تبليغاتي مثل همه آن چيزهايي که اين روزها در مقابل هر اقدام احمدينژاد گفته ميشود؟ يا نشانهاي ديگر و چرا نامه به حسنروحاني رئيسجمهوري، چرا به اشخاص نظامي يا ... .
دلايل يک نامه
جلال جلاليزاده نماينده سابق مجلس دراينباره به «آرمان ملي» ميگويد: درارتباط با دلايل اين نامه چند موضوع را ميتوان عنوان کرد. نخست اينکه احمدينژاد همانطور که مثلا به گوترش يا بن سلمان نامه مينويسد تا بگويد به مسائل منطقه آگاه است و ميتواند خودش به عنوان يک راه حل مدنظر قرار گيرد از سويي اين پيام را نيز اکنون در اين نامه به حسن روحاني مخابره ميکند . به نوعي از اشراف اطلاعاتي خود به مسئله کنوني منطقه ميگويد. او از طرفي ديگر با اين نامه ميخواهد بيان کند که اولويت من کشور است و حل مشکلات آن، حتي اگر لازم باشد برايش در کنار حسن روحاني که مخالف صددرصد او هستم بايستم. او دلسوز بودن خود براي ملت و کشور را اينگونه به نمايش ميگذارد. وي ادامه مي دهد: از سويي ديگر احمدينژاد با اين نامه تلاش دارد صف خود را از تندروهاي داخلي که بعضا بر طبل جنگ مي کوبند و يا ساير کساني که کشور را به سمت تنش پيش ميبرند يکبار ديگر جدا کند. در کنار همه اين موارد او با محتمل دانستن اين جنگ و اين نامه مکتوب يک پيشگيري و بهره برداري را هم ميکند تا اگر درآينده اتفاقي هم افتاد بگويد که من هشدارهايم را داده بودم. اما در مجموع جداي از تبليغاتي و پوپوليستي بودن اين موضوع شايد وي خودش را هم يادآوري ميکند با اين مضمون که بايد همچنان براي مديريت اوضاع، در صحنه حضور داشته باشد هرچند که اکنون صاحب قدرت نيست. از سويي به نوعي توپ را در زمين حسن روحاني نيز انداخته است اينکه در نهايت هر اتفاقي از جمله جنگ رخ دهد به پاي او و دولتش نوشته خواهد شد .
بيجواب است ؟
نامههاي بيجواب احمدينژاد به سران ساير کشورها اگرچه امري عادي است اما اکنون بايد ديد حسن روحاني نيز در ارتباط با اين نامه همين واکنش را از خود نشان خواهد داد و به آن پاسخي نميدهد و اگر پاسخي بدهد، چيست؟ و واکنش احمدينژاد در مورد جواب يا عدم اظهارنظر حسن روحاني در ارتباط با نامهاش چه خواهد بود؟ هرچند خود اين موضوع نيز يک پرسش است که چرا احمدينژاد ريسک بيتفاوتي شخصيتها به نامه نگارياش را همواره پذيرفته است، حتي اگر آن شخص حسن روحاني رئيس جمهوري ايراني باشد که پيش ازاين بدگوييهاي زيادي از وي کرده است.