آيتا... هاشمي شناسنامه انقلاب هستند. از سال 42 تا پيروزي انقلاب، شوراي انقلاب، تشکيل مجلس و جنگ در همه عرصهها حضور داشتند. ايشان حتي منزل خود را نيز به جماران بردند. آقاي هاشمي از نظر فکري با امام ممزوج بودند. اولين رئيسجمهوري کشور بنيصدر بود و پس از او امام فرماندهي را به ايشان داد. پس از اين نيز اقتضاي کار اين بود که مقام معظم رهبري به اين دليل که در آن دوره رئيس شوراي عالي دفاع بودند، فرماندهي کل را بر عهده بگيرند اما بر اساس آنچه ميخوانيم، مقاممعظمرهبري که در آن زمان رئيسجمهور بودند، پيشنهاد ميکنند که آقايهاشمي فرمانده جنگ شوند. شايد اين سوال اکنون نيز مطرح باشد که چرا رئيس مجلس بايد رياست جنگ را بر عهده بگيرد. دلايل اين موضوع جاي بحث دارد اما امام مساله قرارداد الجزاير را نيز بر عهده مجلس گذاشتند. اين نکتهاي است که امام تلاش ميکرد، بخش عمده قدرت را به مجلس واگذار کند. امام گفتهاند مجلس در راس امور است و به اين موضوع اعتقاد داشتند. اگر منصفانه نگاه کنيم، آقاي هاشمي در سالهايي که جنگ را اداره کرد، به خوبي عمل کرده و خوب نيز آن را به نقطه قرارداد 598 رساند. کساني که ايجاد شبهه ميکنند، سه دسته هستند. اول کساني هستند که ميبينند امام توجه فراواني به آقاي هاشمي داشتند و حسادت ميکردند. دوم کساني که نبودند و به اين صورت ميخواهند غيبت خود در عرصه را توجيه کنند. اين افراد در جريان عملياتها، سالهاي سخت، بمبارانها و شيمياييها نبودند. اين افراد ميخواهند بگويند ما هم بوديم. بخش سوم نيز با کمال تاسف از باب سياسي فکر ميکنند که نان و آبي در نقد آقايهاشمي وجود دارد. اين افراد بيانصافي و کملطفي ميکنند يا سهم کمي در جنگ داشتهاند. يا فهم اين منتقدان در جبهه و جنگ کم است يا اشکال و ايراداتي که داشته و دارند که آقايهاشمي و اطرافيان آنها در جريان اين موضوع بودهاند و نخواستهاند به علت مصلحت کشور و جنگ بيان نکردهاند. اين افراد به همين دليل اکنون کملطفي ميکنند. بايد بخشهايي از مرصاد و مسائل ديگر گفته شود و بحثهايي که پس از قطعنامه خود اين دوستان داشتهاند تحليل شود، قدر آقاي هاشمي و زحماتشان بيشتر دانسته خواهد شد. بهنظر ميآيد آقاي هاشمي در حد امکانات و شرايطي که آن زمان حاکم بود، درست عمل کرد. آن زمان در مصلاي تهران موشک فرود آمد. مردم ما هواپيماهاي جنگندهاي را که هر ساعت در ولنجک، نزديک جماران، توانير، وحيديه، مولوي و شوش موشک ميزدند فراموش نکردهاند. در آن شرايط هاشمي تدبير کرد، همه امکانات را پاي کار آورد، دولت را به عنوان ستاد کل مطرح کرد و به هر کدام از وزرا نقشي داد. تمام ظرفيت و توان کشور پاي کار آمد و با همه توان مشغول شد تا توانستيم پيروز از جنگ خارج شويم و سرزميني را از دست نداديم. حالا عدهاي ميگويند اگر ما بوديم ميرفتيم و تا روم را نيز ميگرفتيم! اينها بي انصافي يا اشکالاتي است که نميخواهند آنها را بپذيرند.