بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۲۹۷
روايتي از هجمه‌هاي بي‌وقفه دلواپسان

ظاهرا كشور مشكلي جز «حذف اصلاح طلبان»ندارد!...

ظاهرا  كشور مشكلي جز
 «حذف اصلاح طلبان»ندارد!...

آرمان ملي- مطهره شفيعي: اين‌بار قرعه به نام مصطفي تاج‌زاده فعال سياسي اصلاح‌طلب افتاد تا اصولگرايان دلواپس با فرافکني و هياهو فضاي رخوت اردوگاه خودشان را پنهان کنند. تخريب‌هاي دلواپسان موضوع جديدي نيست و بارها براي پنهان کردن آنچه در اردوگاهشان مي‌گذرد از اين روش منسوخ‌شده استفاده مي‌کنند و اين کار را آنقدر تکرار کرده‌اند که به قول معروف «تابلو» شده است! ديروز اصولگرايان و رسانه‌هاي آنها به‌صورت هماهنگ تاج‌زاده را مورد هجمه قرار دادند. هر اقدامي که تاج‌زاده انجام مي‌دهد پنهان نيست و اگر ايرادي متوجه اين اقدامات است نهادهاي مسئول رسيدگي خواهند کرد اما دلواپسان خود را در جايگاهي قرار مي‌دهند که اجازه اظهارنظر و مجازات داشته باشند، مانند آنچه ديروز نوشتند: «زبان تاج‌زاده را قطع کنيد يا خودمان قطعش مي‌کنيم» اين تهديدات فقط براي اين است که ضعف‌هاي خودشان را پنهان کنند.

مبارزتر از مدعيان مبارزه

به عنوان نمونه مشرق نوشت: «مروري بر سوابق تاج‌زاده و سير فکري و عملکردي او، آشکار مي‌سازد که او چه گزينه مطلوب و مناسبي براي «جنگ نرم» بوده و چرا به يکي از افسران شبکه نفوذ در پيشبرد راهبرد استحاله از درون تبديل شده است. تاج‌زاده سال 54، به بهانه ادامه تحصيل، به آمريکا رفت و در مهرماه 57 به ايران بازگشت. يعني در روند شکل‌گيري، اوج‌گيري و کوران مبارزات انقلابيون مسلمان در داخل کشور حضور نداشت. او در مهرماه 57 زماني به کشور بازگشت که شيرازه رژيم شاه در حال فروپاشي بود و عملا دستگاه سرکوب رژيم از نفس افتاده و اصطلاحا تيغ آن بسيار کند شده بود. تاج‌زاده با نقش‌آفريني به‌عنوان يکي از ده‌ها عضو کميته استقبال از امام، توانست راه خود را در رخنه به داخل سيستم نظام انقلابي هموار کند و البته در به‌ثمررساندن انقلاب، حتي يک سيلي هم نخورد. او پس از پيروزي انقلاب هم به‌عنوان نوچه و مريد بهزاد نبوي در سازمان مجاهدين انقلاب، به بهانه کار ستادي، هيچ‌گاه در جبهه‌هاي جنگ حضور نيافت و خيلي زود هم حيطه کاري خود را عوض کرد و به همراه سيدمحمد خاتمي روانه وزارت ارشاد شد تا به کار «فرهنگي» بپردازد...» کاملا مشخص است دلواپسان اطلاعي از گذشته و عملکرد تاج‌زاده ندارند و تنها براي تخريب جريان اصلاحات و پنهان کردن اختلافات دروني خودشان است که چنين ادعاها و شايعاتي را مطرح مي‌کنند. مشرق مدعي شده که تاج‌زاده در جريان مبارزات براي انقلاب حضور نداشته البته او عضو انجمن اسلامي دانشگاه کاليفرنيا بود. او فعاليت‌هاي خود را در مسير مبارزات سياسي عليه حکومت پهلوي از طريق انجمن اسلامي کاليفرنيا پي گرفت و به همراهي تعدادي ديگر گروه فلق را تشکيل داد. وي نماينده ويژه گروه فلق در کميته ويژه استقبال از امام انتخاب شد.

هراس از شفافيت؛ هراس از اصلاحات

مشرق مدعي شد: «تاج‌زاده، يک «فرد» نيست و چون يک فرد نيست، پرداختن به او معناي وزن و اهميت شخص او بما‌هو تاج‌زاده نيست. او يکي از نمادها و نمودهاي همان مفهومي است که رهبر انقلاب به عنوان «نفوذ شبکه‌اي» با هدف «استحاله» نظام از درون، از آن ياد کردند. تاج‌زاده، کمااينکه حجاريان و ديگراني از سنخ آنها، بازيگران سناريوهاي «شبکه نفوذ» هستند. نفوذ وقتي شبکه‌اي شد، شاخ و برگ‌ پيدا مي‌کند، سناريونويسي مي‌کند، شخصيت‌پردازي مي‌کند، تعريف نقش کند، تقسيم نقش مي‌کند، به واسطه‌ شاخه‌هاي مختلف خود، عمليات «دومينو»وار طراحي و اجرا مي‌کند که قطعه اول در حوزه‌اي بسيار دور از سياست، مثلا محيط‌زيست، ضربه مي‌خورد و آخرين قطعه دومينو در حوزه ملتهب و داغ سياست، بر زمين مي‌افتد، بدون آنکه دست‌هاي نامرئي طراحان، هاديان و حاميان در صحنه و حتي بعضا پشت صحنه معلوم باشد.» او از جمله معدود مديران کشور است که ابايي از بيان جزييات زندگي خود ندارد؛ چنانکه سال 85 معاون سياسي وزير کشور خاتمي آخرين فيش حقوقي خود را در شبکه‌هاي اجتماعي منتشر کرده است و نوشت: « من به دو منظور فيش حقوقي خويش را منتشر مي‌کنم: اول شفاف‌سازي و دعوت ديگران به انجام اقدام مشابه تا به اين ترتيب به حق مردم در دانستن امور احترام بگذارم. دوم نشان دهم دلواپسان با کساني مشکل دارند که کمترين حقوق را مي‌گيرند و بيشترين اعتراض را انجام مي‌دهند. اميد دارم ديگر اصلاح‌طلبان نيز از اين رويه پيروي کنند و راه بر شفافيت عرصه عمومي بگشايند. به اعتقاد من، کساني که حقوق‌هاي آنچناني گرفته‌اند، بايد داوطلبانه آنها را به بيت‌المال برگردانند و با پوزش‌خواهي از ملت اقدام ناصواب خود را، حتي اگر صددرصد قانوني باشد، جبران کنند. اشخاص حقيقي و حقوقي حامي دولت نيز موظفند به خواست عمومي ايرانيان پاسخ مثبت دهند و با محکوم کردن آشکار چنين روش‌هايي، اگرچه از قبل به ارث رسيده باشد، مانع شکل‌گيري طبقه جديد شوند و مردم را به وعده‌هاي دولت تدبير و اميد همچنان دلگرم نگه دارند.» يکي از دلايل کينه برخي دلواپسان از اصلاح‌طلبان شفافيت طيف اصلاحات است و بيمي از افشا شدن عملکردشان ندارند. يعني نقطه منفي در کارنامه برخي از آنها که نقطه مثبت پرونده اصلاح‌طلبان است!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی