آرمان ملي- سجاد جنتآبادي: شروع به کار مجلس يازدهم با حاشيههاي فراواني همراه شد. از همان روز اول نمايندگان تندروي مجلس کليد لجبازي با دولت روحاني را زدند و اين مساله باعث به وجودآمدن اختلافهاي زيادي در بين مسئولان شد. اما حال که چند ماه از انتخابات مجلس ميگذرد، به نظر ميآيد نمايندگان اصولگرا مجلس از روز اول سوداي اين را داشتند که بتوانند يکي از چهرههاي شاخص خود را وارد پاستور کنند.
عملکرد 6 ماهه
2اسفند 98 براي جناح اصولگرايان روز خوشيمني به حساب ميآيد و آنها توانستند بالاخره با حضور اندک مردم در انتخابات و اقليتي که به آنها راي دادند وارد ساختمان بهارستان شوند. اما به نظر ميآيد طمع قدرت براي يک جناح سياسي بيشتر از کار و تلاش براي برطرف کردن مشکلات مردم ارزش دارد. از روز اولي که مجلس يازدهم شروع به کار کرد و با نشستن محمدباقر قاليباف در صندلي رياست مجلس شايد بتوان گفت که نمايندگان به تعداد انگشتان يک دست هم براي برطرف کردن مشکلات مردم صحبتي را بيان نکردند. آيا مشکلات مردم با انتقاد و فحاشي به رئيسجمهور حل ميشود؟ يا اصلا اين صحبتهاي سياسي نمايندگان اصولگرا مجلس باري را از دوش مردم برميدارد و شايد هم نمايندگان مجلس يازدهم روحاني را نشانه گرفتهاند تا بتوانند به ساختمان پاستور برسند. مجلس يازدهم از همان ابتدا سياست رويارويي با دولت روحاني را به تعامل کردن با دولتي که زير بيشترين فشارهاي داخلي و خارجي قرار دارد ترجيح داد. نمايندگان مجلس يازدهم بارها دولت روحاني را متهم به کمکاري کردهاند و بدون ارائه هيچ برنامهاي راه تخريب دولت روحاني را پيش گرفتهاند و اين مساله باعث عقب افتادن دولت در راستاي حل مشکلات مردم شدهاند. مدتي است که اصلاحطلبان از اصلاح قانون انتخابات شکايت دارند و نسبت به مصوبات نمايندگان براي حضور نظاميها، سن کانديداها و ديگر مواردي که جمهوريت نظام را زير سوال ميبرد انتقاد دارند. اما به نظر ميرسد، گوش شنوايي وجود ندارد تا صداي اکثريت جامعه را بشنود. قطعا محدود کردن حضور کانديداهاي مختلف باعث نااميدي مردم از کشور ميشود و آحاد مردم نسبتبه مردمسالاري در ايران که يکي از تاکيدهاي امام بود به شک خواهند افتاد. اما نکته عجيب اين است که چرا اصولگرايان و همفکران قاليباف رئيس مجلس يازدهم، اصرار دارند تا قانون انتخابات هرچه سريعتر اصلاح شود.
معامله قدرت
وقتي فعاليتهاي مجلس يازدهم را بررسي ميکنيد، قطعا متوجه خواهيد شد که مجلس يازدهم در حال برنامهريزي براي جابهجايي قدرت بين اصولگرايان در مجلس و دولت هستند و شخصيتي مثل قاليباف که سالهاست آرزوي رياستجمهوري را در سر دارد، تصميم جدي براي شرکت کردن در انتخابات رياستجمهوري گرفته است و از آن طرف هم به نظر ميآيد که پايداريچيها در حال يک معامله بزرگ با اصولگرايان براي رياست مجلس هستند. قطعا سعيد جليلي بهعنوان چهره شاخص کانديداي رياستجمهوري پايداريها براي شرکت کردن در انتخابات رياستجمهوري انگيزه بالايي دارد، اما او ميداند، درصورتيکه در انتخابات شرکت کند و از آن سمت هم محمدباقر قاليباف بهعنوان چهره شاخص اصولگرايان در مجلس، در انتخابات رياستجمهوري شرکت کند، قطعا دوباره اصولگرايان و پايداريها که از نظر فکري به يکديگر نزديک هستند، قطعا با مشکلات عديدهاي روبهرو ميشوند. در همين رابطه خبرهايي منتشر شده که سعيد جليلي قصد دارد در انتخابات مياندورهاي مجلس شرکت کند و صندلي مجلس را به رياستجمهوري ترجيح ميدهد؛ البته جابهجاييهاي اخير در جبهه پايداري به نظر ميآيد که سناريوي انتخاباتي آنها را عوض کرده است. در اولين جلسه شوراي مرکزي جديد جبهه پايداري که اخيرا توسط مجمع عمومي انتخاب شد، با توجه به اساسنامه موردتاييد وزارت کشور، مرتضي آقاتهراني بهعنوان رئيس شوراي مرکزي و صادق محصولي بهعنوان دبيرکل جبهه پايداري انقلاب اسلامي انتخاب شدند. اين جابهجاييها حاکي از اتفاقات سياسي مهمي در اين جبهه است که قطعا مساله به سعيد جليلي ربط خواهد داشت. در مجموع، اگر سعيد جليلي بتواند به رياست مجلس برسد بدون شک محمدباقر قاليباف، با خيالي آسوده ميتواند با حمايت اصولگرايان و مابقي طرفداران در سال 1400 به پاستور برسد.
جليلي نامزد مجلس نميشود
يک فعال سياسي اصولگرا درباره حضور قاليباف در انتخابات رياستجمهوري اظهار داشت: آقاي قاليباف که رئيس مجلس است و قرار است چهار سال در مجلس خدمت کند. نامهنيوز نوشت، اما اگر در انتخابات هياترئيسه که پيش از انتخابات رياستجمهوري است شرکت کند و اگر رأي هم بياورد و بعد در انتخابات رياستجمهوري نامزد شود، حتما تداخل به وجود ميآيد و اگرچه از نظر قانوني منعي ندارد، اما اگر نامزد هياترئيسه شود و بعد هفته بعدش نامزد رياستجمهوري شود، وضعيت مبهمي در وظايف مجلس ايجاد ميشود. او درباره اينکه نمايندگان مجلس به او راي ميدهند يا نه گفت: بههرحال حتما فراکسيونها در چنين حالتي با آقاي قاليباف جلسه ميگذارند و به تفاهمي با او ميرسند و شايد پيشنهاد دهند که اگر قرار است نامزد رياستجمهوري شود، نامزد هياترئيسه نشود. آقاي قاليباف روحيه اجرايي دارد و خودش هم تمايل ندارد در مجلس ادامه کار دهد. او بيشتر دوست دارد دستور از بالا به پايين بدهد و خيلي اهل نمايندگي و رياست مجلس نيست؛ زيرا رئيس مجلس خيلي تفاوتي با ديگر نمايندهها ندارد و در بسياري از کشورها بيشتر نقش سخنگو دارد. بههرحال اين موضوع هم وجود دارد که اگر او بخواهد از مجلس بيرون بيايد، در مجلس بحران رياست به وجود ميآيد؛ زيرا در غياب او همه نمايندهها خود را هماندازه هم ميبينند و شايد انتخاب رئيس ديگري با ترکيب فعلي نمايندگان قدري سخت باشد و شايد فقط آقاي زاکاني بتواند قدري نظر نمايندگان را به خود جلب کند. او در پاسخ به اين پرسش که آيا اين احتمال وجود دارد که سعيد جليلي در انتخابات مياندورهاي مجلس با قصد رياست مجلس وارد انتخابات مجلس شود، گفت: «آقاي جليلي در زمره کساني که احتمال نامزدياش براي رياستجمهوري بسيار قوي است و تصور نميکنم تمايلي به نمايندگي مجلس داشته باشد که اگر چنين قصدي داشت در همان سال98 ميآمد. علاوه بر اين تعداد بسياري هستند که از مجلس جا ماندهاند و رقابت براي مياندورهاي بالاست و آقاي جليلي وارد چنين عرصهاي نميشود.»