بستن
کد خبر: ۱۰۰۵۲۵۲

راه رهایی از خطاهای مدیران

راه رهایی از خطاهای مدیران
علی‌اکبر نیکواقبال اقتصاددان و استاد دانشگاه تهران

دکتر محسن رناني در مقاله مبسوطي حس نسبت يا خطاهاي رفتار ايرانيان در طول تاريخ را مورد تحليل قرار داده که ضروري است مورد توجه جدي همه ما ايرانيان قرار گيرد. حس نسبت (sence of proportion) به معني قدرت تشخيص (درست از غلط يا خوب از بد ‌ يا يک‌کلاغ چهل‌کلاغ کردن) نمونه‌هايي از طيف گسترده خطاهاي تشخيص و نشانگر انواع خطاهاي رواني و رفتاري همه افراد انساني است که در علوم رفتارشناسي و مديريت جايگاه بسيار مهمي را احراز کرده است. بديهي است که حس نسبت معيوب ايرانيان، توسط دولتمردان و مديران از گذشته دور تکرار شده و همچنان ادامه پيدا کرده است. دکتر رناني اين مساله را در طول تاريخ ايران تا زمان حاضر در ده‌ها مورد به تصوير کشيده و حتي موردي از خيال‌پردازي و خطاي مديران برنامه‌ريزي را در خصوص برنامه دورنماي 20 ساله ايران به تصوير کشيده است ولي ما در اين مقاله سعي مي‌کنيم راه رهايي از خطاهاي مديران را تجويز کنيم. در نظريه‌پردازي‌هاي مديريتي گفته مي‌شود بدون‌هدف هر راهي برويم درست است، زيرا ما هدفي تعيين نکرده‌ايم که ما را از حرکت غلط بازدارد. بنابراين هدفمند بودن است که راه رسيدن به آن را برايمان روشن و هموار مي‌کند. اهداف يا نتايجي که مي‌خواهيم به دست‌آوريم مي‌توانند فوري، کوتاه‌مدت يا حتي غايت و نهايت آنچه را مي‌خواهيم در زندگي به‌دست آوريم نشان دهند. سلسله‌مراتب اهداف در مديريت به اين شکل مورد بحث قرار مي‌گيرد: ما در زندگي چه مي‌خواهيم؟ فلسفه و رسالت ما از زندگاني چيست؟ ايده و آرمان نهايي ما در زندگي چيست يا آن چيست که اگر آن را در زندگي به‌دست آوريم مي‌گوييم به سرمنزل مقصود رسيده‌ايم. پيوند اهداف را مي‌توانيم به اين شکل متصور شويم: تحقق اهداف کوتاه‌مدت سرمنشأ رسيدن به اهداف ميان‌مدت است و تحقق اهداف ميان‌مدت وسيله و ابزار رسيدن به اهداف طويل‌المدت و بالاخره تحقق اهداف دورنمايي و در غايت و در نهايت امر، تحقق ايده، آرمان و رسالت ما از زندگي را در‌بر‌مي‌گيرد و در اين وضعيت است که مي‌گوييم من يا ما به آنچه مي‌خواستم رسيدم يا رسيديم. بديهي است اگر ما غايت و فلسفه زندگي خود را در صلح اجتماعي، امنيت، رفاه و خوديابي در نظر بگيريم برنامه‌هاي دورنمايي ناشي از آن، استراتژي‌ها و برنامه‌هاي کوتاه‌مدت عملياتي جاري ما به کلي متفاوت از زماني است که ما رسالت و فلسفه زندگي خود و جامعه را در برابري مطلق افراد يک جامعه يا حتي جوامع (هر کس به اندازه توانش و به هر کس مطابق نيازش) يا حاکميت و حکومت مطلق افراد فرودست در کل جهان تعيين کنيم. در برنامه‌هاي اقتصادي کشور نيز مي‌بينيم که با کلي شکوه، افتخار و تبليغات، اهداف دورنمايي اقتصاد کشور...

ادامه صفحه 11

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی