آرمـان مـلي -عليـرضا پـورحسيـن: نتايج انتخابات رياستجمهوري آمريکا در هفتـههاي اخيـر بيشتـر توجه مقامات رژيم صهيونيستي و کشورهاي عربستان، امارات و بحريـن، که طي چــهار سال گــذشتـه بيشتريــن همکاريهاي سياسي و امنيتي را با دولت ترامپ داشتهاند، به خود جلب کرده است. در اين ميان هرچه به پايان دوران ترامپ نزديک ميشويم، نگراني کشورهاي عربي بيشتر ميشود؛ زيرا نگران تغيير سياست آمريکا در خاورميانه هستند. اين موضوع بر شدت نگراني مقامهاي عربستان، امارات و بحرين، که پيش از شروع انتخابات آمريکا براي حمايت از ترامپ همه تخممرغهايشان را در سبد او قرار دادند و به طرحها و برنامههاي او در خاروميانه جامهعمل پوشاندند و همچنين رژيم صهيونيستي، که بيشترين حمايت را از سوي جمهوريخواهان در زمان ترامپ دريافت کرده، افزوده است؛ بهگونهاي که برخي از مقامات اين کشورها با صراحت از حضور بايدن در کاخ سفيد ابراز نگراني کردهاند. اگرچه بسياري معتقدند با آمدن بايدن سياستهاي ايالات متحده در منطقه دستخوش تغيير زيادي نخواهد شد، با اين وجود حکام عرب، نگراني خود را در اظهاراتشان از بازگشت آمريکا به توافق هستهاي، مقابله با نقض حقوق بشر در اين کشورها و توقف طرح سازش کشورهاي عربي با رژيم صهيونيستي و بيتوجهي و حمايت نکردن از سياستهاي توسعهطلبانه اين رژيم در کرانه باختري کتمان نکردهاند؛ سياستهايي که در يک سال اخير با تنش با ايران نيز همراه شده بود و طرفين را تا آستانه جنگ سخت نيز پيش برد. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با مهدي ذاکريان، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
تنشهاي يک سال اخير در منطقه آيا منجر به تحولاتي اساسي شده است؟
محور اين تنشها عراق بوده اما شاهد هستيم که وضعيت اين کشور همانند گذشته است و بهطور کل نيز بايد گفت جغرافياي سياسي منطقه دستخوش تغيير و تحول نشده است. امروز شاهد هستيم که به علت ضعف برخي حکومتها همچنان نيروهاي آمريکايي در منطقه هستند. در يک سال اخير اين امر سبب شده موقعيت نيروهاي آمريکا تغييرات زيادي نکند. متاسفانه شاهد بوديم که ترور يکي از مقامات کشورهاي خاورميانه تغييري در جغرافياي سياسي خاورميانه و نيز در موقعيت نيروهاي اشغالگر شامل رژيمصهيونيستي در بلنديها جولان و کرانه باختري ايجاد نکرد. نيروهاي آمريکايي نيز همچنان در منطقه هستند. بايد توجه داشت که سياستها و تنشهايي، که ايالاتمتحده در يک سال اخير در خاورميانه ايجاد کرده است، هيچ فايدهاي براي آمريکا نداشته است. در اين راستا هيچکدام از اتفاقات مثبتي که آنها انتظار داشتند در اين مدت بيفتد، رخ نداد و حتي افزايش امنيت براي نيروهاي آمريکايي به وجود نيامد. البته بايد توجه داشت که واقعيت اين است که جايگاه آنها نيز متزلزل نشده است و همچنان به حضور و اشغالگري در منطقه ادامه ميدهند و دولتهاي منطقه نيز نتوانسته يا نخواستهاند که اين نيروها منطقه را ترک کنند.
اين عدم تغييــر در تـحولات و وضعيــت خاورميانه با رفتن دونالد ترامپ همچنان حفظ خواهد شد؟
آمريکاييها و اروپاييها معمولا به صورت سيستمي عمل ميکنند. اين کشورها معمولا به صورت فردي و شخصي در عرصه بينالملل ظاهر نميشوند و عمل نميکنند. در اين عرصه فقط يک استثنا وجود داشت و آن هم دونالد ترامپ بود که اقداماتي انجام داد که با فهم نظام بينالملل و جهان فاصله زيادي داشت و مبتني بر ادراکهاي شخصي خود عمل ميکرد. اين ادراکها حتي از محاسبات استراتژيک نيز فاصله زيادي داشته است و چهبسا ميتوانست محاسبات عقلايي را که در روابط بينالملل وجود داشت، مخدوش کند. کمااينکه شهرکسازي در سرزمينهاي اشغالي و تغيير محل سفارت رژيمصهيونيستي را نيز تاييد کرد که همگي باعث ايجاد تنش در خاورميانه ميشد. رفتن دونالد ترامپ تغييري در سياستهاي ايالاتمتحده ايجاد نميکند؛ زيرا سياست آمريکا يک سيستم است. فهم و سيستم آمريکا براي مثال اين است که بايد در مقابل قدرتهاي هستهاي بايستند. در اين رابطه بايد با برخي گروهها برخورد شود و به حقوق بشر ارج نهاده شود. نوع نگاه سيستماتيک آمريکا همواره اين بوده است و در اين مسير تغييري ايجاد نخواهد شد که به دنبال آن شاهد تغييري جدي باشيم.
آيا کشورهاي عربي حاشيه خليجفارس در قالب اين سيستم عمل ميکردند؟
اگر کشورهاي عربي بخواهند خارج از اين سيستم عمل کنند قطعا با مشکل روبهرو خواهند شد؛ زيرا ترامپ يک استثنا بود. ترامپ قصد داشت سيستمي مبتني بر شخص خود در جهان ايجاد کند. در همين راستا به دنبال اين بود تا همپيمانهاي آمريکا را کنار گذاشته و در اين عرصه همپيمانهاي سنتي و قديمي خود را نيز دفع کرد. بريتانيا، اتحاديه اروپا، استراليا، نيوزيلند، کانادا و نروژ از جمله مهمترين متحدان سنتي آمريکا بودهاند که ترامپ آنها را کنار گذاشته و از سوي ديگر کشورهاي همسوي زيادي داشته که همه آنها را نيز دفع کرده که از جمله آنها آفريقايجنوبي، هند، اندونزي و آرژانتين بودهاند که همگي اينها را نيز از خود دور کرده. در اين ميان شاهد بودهايم در تصميمات سياسي و در جبههسازيهايي که ترامپ قصد داشته عليه ايران ايجاد کند با او همراه نشدهاند و عملا او در اين اواخر به صورت کامل تنها شده بود. بنابراين در اين ميان سياستهاي بينالملل است که حائز اهميت ميشود و ديگر بايد از آنها با عنوان سياستهاي جهاني نام برد. آنچه در سالهاي اخير رخ داده تمام شده است. اگر کشورهاي عربي از اين پس به سياستهاي بينالمللي توجه نکنند متزلزل خواهند شد. امروز جهان از مرحله فردگرايي دونالد ترامپ به سمت هماهنگي در مسائل بينالمللي و آن اصولي که داشته است، پيش خواهد رفت؛ اصولي که در سالهاي اخير همواره ثابت بوده و دونالد ترامپ آنها را مخدوش کرده است.