رضا صادقي خواننده مشکيپوش و پاپ کشور در پستي از يکي از گردانندگان سايتهاي شرطبندي حمايت کرده است و از مردم خواسته ديگران را قضاوت نکنند.
اول يادداشت همين را بگويم که وقتي من اين نوشته را در يک روزنامه سراسري چاپ ميکنم يعني به مردم حق اظهارنظر در مورد کيفيت نوشته و آنچه گفتهام را دادهام!
حالا اصلا چه اصراري هست که اينفلوئنسرهاي فضاي مجازي که براي گرفتن لايک و جذب فالوئر دست به هر کاري ميزنند (به ما چه؟!) را قضاوت نکنيم؟
احتمالا نظر دوستان چنين است؛
شايد يک نفر دوست داشته باشد دم کني روي سرش بگذارد و با آهنگ بزنم به تخته عباس قادري جلوي دوربين شلنگ و تخته بيندازد و از ما بخواهد برايش بغبغو کنيم يا سس قرمز را روي آبليمو بريزد و با هويج رنده شده بخورد، نوش جانش! مشکل خودش است با معده و سيستم گوارشياش... . اما نقش ما اين است که به کار هر مجنوني نخنديم، چون ما شوخي شوخي به اين شامورطي بازيها و کريم ورجه بازيها ميخنديم، آنها جدي جدي توهم معروفيت و محبوبيت ميزنند.
اولين قدم درست اين است که بفهميم به چه چيزي بايد بخنديم، مثلا وقتي در يک کشوري زلزله ميآيد و انواع و اقوام جوکها به صورت آوار روي سر ما خالي ميشوند، بايد يک تيم روانشناسي و روانکاوي بياوريم تا ببينيم چه بر سر يک جماعتي آمده که با زلزله هم شوخي ميکنند، باور کنيد توي ژاپن که روزي سي و چهار بار زلزله ميآيد هنوز مردم سر شوخي را با زلزله باز نکردهاند.بياييم براي يک بار که شده، ديوانهها را معروف نکنيم.در تمام دنيا اين افراد را به تخت ميبندند اما اينجا تعداد فالوئرهايشان ميليوني ميشود.از زمان ژوراسيک تا همين امروز صبح راههاي زيادي براي سرگرمي پيش پاي انسانها بوده اما حتي اگر اعتقاد داريد در ايران سرگرمي به اندازه کافي وجود ندارد، نگاه کردن و خيره شدن به جرز ديوار شرف دارد به تماشاي ديوانهبازيهاي يک عده جلوي دوربين که به قصد لايک، ممکن است صداي خرچنگ هم براي ما در بياورند.
حالا حتي اگر سلطان غم، مشکيپوش بزرگ از اين افراد حمايت کند!